کارگاه فرهنگی هنری ابتکار
67 members
131 photos
3 videos
13 files
9 links
تهیه، برنامه ریزی و تولید فیلم و تئاتر
Download Telegram
to view and join the conversation
سعید حاجی حیدری به " اعلی حضرت و پسراش" پیوست ...

حاجی حیدری که چند جایزه بازیگری در جشنواره های مختلف از جمله جشنواره بین المللی همدان را در کارنامه دارد به گروه بازیگران نمایش اعلی حضرت و پسراش اضافه شد.
تازه ترین اثر خشایار پیرعلمی توسط کارگاه فرهنگی و هنری ابتکار در حال تولید است و تابستان سال آینده روی صحنه خواهد رفت.
دیگر بازیگران این اثر : شاهین علیپور، رضا همتی، فریده فکری، مصطفی دارابی، امین رضا ملک محمودی و نیما عبایی خواهند بود که جمعی دیگر از بازیگران نیز به آنها خواهند پیوست...

هومن رهنمون به عنوان مشاور کارگردان و امین بلندی به عنوان دستیار و برنامه ریز تیم کارگردانی این اثر را تشکیل داده اند.


#اعلیحضرت_و_پسراش
#خشایار_پیرعلمی
#هومن_رهنمون
#سعید_حاجی_حیدری
#نمایش , #تئاتر ,
#کارگاه_فرهنگی_هنری_ابتکار
#کارگاه_ابتکار

#theater , #ebtekarcs
www.ebtekarcs.com
@ebtekarcs
رضا همتی به " اعلی حضرت و پسراش" پیوست ...
همتی که جایزه کارگردانی فستیوال تهران را در سال گذشته با خود یدک میکشد در اولین تجربه همکاری کارگاه ابتکار و گروه تئاتر چکاوک برای ایفا نقش به نمایش اعلیحضرت و پسراش اضافه شد.
گریم متفاوت رضا همتی در این اثر تجربه جدیدی برای او و گروه طراحی چهره خواهد بود.

تازه ترین اثر خشایار پیرعلمی توسط کارگاه فرهنگی و هنری ابتکار در حال تولید است و تابستان سال آینده روی صحنه خواهد رفت.
دیگر بازیگران این اثر : شاهین علیپور، سعید حاجی حیدری، فریده فکری، مصطفی دارابی، امین رضا ملک محمودی و نیما عبایی خواهند بود که جمعی دیگر از بازیگران نیز به آنها خواهند پیوست...

هومن رهنمون به عنوان مشاور کارگردان و امین بلندی به عنوان دستیار و برنامه ریز تیم کارگردانی این اثر را تشکیل داده اند.


#اعلیحضرت_و_پسراش
#خشایار_پیرعلمی
#هومن_رهنمون
#رضا_همتی
#نمایش , #تئاتر ,
#کارگاه_فرهنگی_هنری_ابتکار
#کارگاه_ابتکار

#theater , #ebtekarcs
www.ebtekarcs.com
@ebtekarcs
به بهانه اجرای "پشت کلانتری" در پاکدشت ..... دیدن نمایش بدون نویسنده! @EBTEKARCS
به بهانه اجرای نمایش پشت کلانتری به کارگردانی احمد روستایی و مسعود احمدی در پاکدشت

اجرای یک نمایش بدون نویسنده !

در روزهایی که شهرستان (عموما درگیر سیاست) پاکدشت در حواشی پاک شدن و کشیدن تصویر یک پرچم در آستانه ورود مراکز اداری خود است؛ دیدن نمایش در پاکدشت یک لزوم اساسی لازم داشت آن هم رد شدن از روی تصویر پرچم فوق ذکر بود که به شکلی جلوی در فرهنگسرای محل اجرا کشیده شده بود که علاقه و یا عدم علاقه ی مخاطب به انجام این عبور خیلی جایگاهی نداشت لذا مخاطب با رد شدن از روی پرچم اشاره شده باید راهی سالن نمایش میشد تا نفسی حداقل چند دقیقه یی فارغ از هر فضای اجباری و سیاسی بکشد؛ اما انگار قرار نبود این تنفس خیلی هم عمیق باشد ...
برای آنکه اصل نقد اثر تولیدی گروه هنری پلات از بین نرود پیش از ورود به مسئله یی اساسی به نکاتی درباره ی اجرا نگاه کنیم :
اینکه بخش عمده یی از هنرمندان و فعالان تئاتر امروز به لزوم ایجاد فضایی مفرح و لذتبخش برای مخاطب با توجه به شرایط اجتماعی و اقتصادی جامعه تاکید میکنند مسئله ی قابل بحثی ست که البته نباید تبدیل به دلیل قانع کننده برای رفتن به سمت گیشه یی شدن تئاتر (حتی در شهرستان ها) و سهل انگاری هنرمندان فعال تئاتر استان در راه پیدا کردن راهی برای ایجاد ارتباط با مخاطب خارج از مرکز تهران شود.
اینکه صرفا با این منطق که نه تنها در شهرستان بلکه حتی در تهران نیز اقبال عمومی به نمایش های کمدی بیشتر است دلیل کافی برای این نوع از کم کاری و سهل انگاری هنرمندان نیست. گواه این مطلب نمایش هایی است که در همین چند وقت اخیر در استان روی صحنه رفته و اتفاقا دیده هم شده اند.
تلاش گروه های فعال در دماوند، پردیس و شهریار و ری ( جدا از نگاه به کیفیت تولید آثار ) از این رو قابل تامل است.
با همین زاویه دید باید گفت پشت کلانتری ادامه مسیر غلطی ست که اجرا آن رویکردی سطحی به مسئله تئاتر دارد استفاده از تیپ سازی و رضایت از خنده های گاه و بیگاه تماشاگر که موفقیت سطح اولیه نمایش را تضمین کرده است و البته کنایه های خنثی اجتماعی از جمله کنایه به قیمت روز پراید و غیره و اشاره به مسائل سطح جامعه و برخورد نخ نما با مسئله ی جنگ، جانباز، فقر و جوانان اثر تولیدی را به یک نمایش در ژانر تئاتر آزاد ( البته هنرمندانه تر ) تقلیل میدهد.
در این بین بازیهای یک دست و بعضا تاثیر گذار بازیگران گروه ( آنجا که پا از تیپ سازی مرسوم پیشتر میگذارند ) بشدت قابل ستایش است. طراحی صحنه و کارگردانی فضای اثر با توجه به محدودیت های سالن و گروه از نکات برجسته اجراست.
روستایی و احمدی هر چه در انتخاب نگاهشان به تئاتر و انتخاب این اثر برای اجرا قابل بحث و انتقاد باشند اما در کارگردانی نشان داده اند که به خوبی از تجربه سالهای نه چندان کمشان در تئاتر استفاده میکنند. ریتم و تمپوی کار را حفظ میکنند و هرگز مخاطب با اثرشان قطع ارتباط نمیکند. هدایت بازیگری که تجربه بازیگری را به تازگی تجربه میکند کار سختی ست که گاهی کارگردانان با تجربه هم از پس آن به خوبی بر نمی آیند ( تا جایی که به خوبی به یاد دارم در لیر شاه مسعود دلخواه در صحنه یی که لیرشاه – با بازی مهدی سلطانی - در در پرده دوم، دیالوگ بسیار مهمی را ادا میکرد بازیگری از جمع بازیگران موسوم به سیاهی لشگر چنان فوکوس صحنه رو به سمت خود برده بود که من بی اختیار تمام مدت به رفتار او توجه میکردم و اگر با متن آشنا نبودم قطعا بخش مهمی از نمایش را از دست میدادم) اما روستایی و احمدی از پس این مهم به خوبی برآمده اند و باعث ایجاد بالانس لازم در گروه بازیگری شده اند اما پیش از خروج از حوزه بازیگری کمال کم لطفی ست اگر از بازی وحید گودرزی، نازی مرادی و مریم باقری صحبتی نکنیم که جدا از وحید گودرزی که سالهای زیادی او را در تئاتر پاکدشت به یاد داریم از دو نفر بعد قطعا در آینده بیشتر خواهیم شنید. هر چند باید این نکته را اضافه کرد که اجرای کاراکتر های سیاه بازی بسیار کار سختی ست و احتیاج به بیان بسیار قدرتمند و درک صحیح از ژانر مورد نظر یک الزام بلاشک است. نکته یی که شاید گودرزی علی رغم تجربه چندین ساله در تئاتر پاکدشت هنوز کمی با اجرای قدرتمند یک سیاه تمام عیار فاصله دارد.
موسیقی کار نکته عجیبی در پاکدشت برای من دارد؛ یک گروه موسیقی واحد با چند ساز عموما محدود همیشگی که برای اکثر اثار دیده شده در تمامی ژانرها و فضاها در پاکدشت یک فضا موسیقی واحد را تجویز و اجرا میکنند. گروه موسیقی عموما حاضر در گوشه ی سالن که بدون توجه به اهمیت موسیقی در رشد یک اثر نمایشی تنها به زدن چند عنصر فضا ساز تکراری مربوط به نگاه دهه های قبل تئاتر اکتفا میکنند و تنها برای پر کردن فضای خالی بین صحنه ها، نواختن موسیقی در لحظات احساسی حاضر هستند نه چیزی بیشتر؛ حال آنکه همیشه حضور موسیقی زنده میتواند یک قدرت برای اجرا محسوب شود.
اما چیزی که به عنوان مطلب اساسی در نقد پشت کلانتری باید به آن پرداخت چیز دیگری ست :
اجرای نمایشی که ظاهرا نویسنده یی ندارد! در هیچ کجای دو پوستر نمایش و در هیچ قسمتی از بلیط در در دست تماشاگران و حتی در هیچ کجا از متنی که یکی از عوامل دوست داشتنی کار برای من ( به دلیل عدم چاپ بروشور کار ) ارسال کرد چیزی به نام نویسنده نخواهید دید!
آیا ما یک نمایشنامه بدون نویسنده داریم؟ یا با یک اثر کارگاهی روبروییم؟!
که البته آنجا هم طبیعتا باید نویسنده ایده (خط اولیه) و دراماتورژ وجود داشته باشد که میشود به عنوان درام نویس از آن یاد کرد! یا گروه کلا اعتقادی به وجود نویسنده در تئاتر ندارد؟؟
با کمی بررسی بیشتر متوجه میشویم شهرام مسعودی که بیشتر در عرصه تئاتر آزاد فعال است متنی به شدت شبیه این اثر دارد (حدودا و دقیقا همین متن حاضر) که چند سال پیش اجرایی از آن از نصرت میرعظیمی در رباط کریم دیده بودیم که البته آنجا هم حاشیه هایی در باب اینکه اثر به نام نویسنده دیگری استفاده شده ایجاد شد ولی از آنجا که ظاهرا نه تئاتر استان برای منتقدین ارزش چندانی دارد و نه کانون نویسندگان و منتقدین منسجمی پیگیر حقوق اولیه نویسندگان است اینبار نیز مانند آنروزها خواهد گذشت.
البته باید این نکته رو اضافه کنم (که مخاطب این سطور به اشتباه استنباط نکند که متن آنقدر قدرتمند است که بر اثر اجرای آن دعواست) که اتفاقا لطمه اصلی را اجرا از متن بسیار ضعیف و نخ نما خود خورده است وگرنه باید مطمئن بود تیم خوب گروه پالت قطعا با انتخاب متنی بهتر امروز تحسین بیشتری را متوجه خود میدیدند.
در هر حال شاید امروز بیش از پیش باید از امیرحسین شفیعی رییس محترم انجمن استان و سامان ناصری عزیز مسئول کانون منتقدین و نویسندگان استان تقاضا کنیم تا فعالیت کانون نویسندگان را مجددا راه اندازی کنند تا ضمن حفظ حقوق اولیه درام نویسان استان ( حداقل درج نامشان در پوستر ) و با رشد مسئله نقد آثار اجرایی در استان به کیفیت و حرکت تئاتر استان سرعت بیشتری داده شود.

خشایار پیرعلمی
1397/12/16
شاهین علیپور به "اعلیحضرت و پسراش" پیوست ...
شاهین علیپور که دانش آموخته بازیگری از اموزشگاه حمید سمندریان و لیسانس سینما ست در سالهای اخیر در دو اثر هادی مرزبان تحت عناوین بازارعاشقان و بنگاه تئاترال ایفا نقش کرد و اخرین حضورش روی صحنه به اجرای نمایش "هفت خواب" سامان تیرانداز برمیگردد.

تازه ترین اثر خشایار پیرعلمی توسط کارگاه فرهنگی و هنری ابتکار در حال تولید است و تابستان سال آینده روی صحنه خواهد رفت.
دیگر بازیگران این اثر : رضا همتی، سعید حاجی حیدری، فریده فکری، مصطفی دارابی، امین رضا ملک محمودی و نیما عبایی خواهند بود که جمعی دیگر از بازیگران نیز به آنها خواهند پیوست...

هومن رهنمون به عنوان مشاور کارگردان و امین بلندی به عنوان دستیار و برنامه ریز تیم کارگردانی این اثر را تشکیل داده اند.


#اعلیحضرت_و_پسراش
#خشایار_پیرعلمی
#هومن_رهنمون
#شاهین_علیپور
#نمایش , #تئاتر ,
#کارگاه_فرهنگی_هنری_ابتکار
#کارگاه_ابتکار

#theater , #ebtekarcs
www.ebtekarcs.com
@ebtekarcs
فریده فکری به " اعلیحضرت و پسراش " پیوست ...
فکری که تقدیر بازیگری برای نمایش من فرهاد تجویدی در سال گذشته را در پرونده خود دارد بازیگری را زیر نظر پرویز برید، سعید مجیدی، فرهاد تجویدی و هومن رهنمون آموخته است و در همین رشته نیز در حال تحصیل است.
کارگردانی نمایش "مده" اخرین فعالیت هنری اوست و حالا بازی در نقش یک سرهنگ مرد در " اعلیحضرت و پسراش" چالش جدیدی در پرونده هنری اوست...
تازه ترین اثر خشایار پیرعلمی توسط کارگاه فرهنگی و هنری ابتکار در حال تولید است و تابستان سال آینده روی صحنه خواهد رفت.
دیگر بازیگران این اثر : شاهین علیپور، سعید حاجی حیدری، رضا همتی، مصطفی دارابی، امین رضا ملک محمودی و نیما عبایی خواهند بود که جمعی دیگر از بازیگران نیز به آنها خواهند پیوست...
هومن رهنمون به عنوان مشاور کارگردان و امین بلندی به عنوان دستیار و برنامه ریز تیم کارگردانی این اثر را تشکیل داده اند.

#خشایار_پیرعلمی
#هومن_رهنمون
#اعلیحضرت_و_پسراش
#تئاتر
#تئاتر_متعهد
#فریده_فکری
#کارگاه_فرهنگی_هنری_ابتکار
#نمایش , #تئاتر
#theater , #ebtekarcs
www.ebtekarcs.com
@ebtekarcs
نیما عبایی کوچکترین مرد " اعلیحضرت و پسراش " شد ...
نیما عبایی در حالی اولین تجربه بازیگری خود را تجربه میکند که بسیار هوشمندانه و متعهد پا به پای بازیگران با تجربه تمرین میکند و بسیار خوش آتیه نشان میدهد ...
تازه ترین اثر خشایار پیرعلمی توسط کارگاه فرهنگی و هنری ابتکار در حال تولید است و تابستان سال آینده روی صحنه خواهد رفت.

دیگر بازیگران این اثر : شاهین علیپور، سعید حاجی حیدری، رضا همتی، مصطفی دارابی و امین رضا ملک محمودی خواهند بود که جمعی دیگر از بازیگران نیز به آنها خواهند پیوست...
هومن رهنمون به عنوان مشاور کارگردان و امین بلندی به عنوان دستیار و برنامه ریز تیم کارگردانی این اثر را تشکیل داده اند.

#خشایار_پیرعلمی
#هومن_رهنمون
#نیما_عبایی
#اعلیحضرت_و_پسراش
#تئاتر , #نمایش
#تئاتر_متعهد
#کارگاه_فرهنگی_هنری_ابتکار
#theater , #ebtekarcs
www.ebtekarcs.com
@ebtekarcs
امین رضا ملک محمودی به "اعلی حضرت و پسراش" پیوست ...
ملک محمودی که دانشجوی رشته بازیگری ست دوره های بازیگری را زیر نظر سیامک صفری و فریدون جیرانی گذرانده است و با بازی در نمایشهایی به کارگردانی آرش شریف زاده و امیر مشهدی عباس کار خود را در تئاتر آغاز کرد. او همچنین دوره های نویسندگی را زیر نظر فریدون جیرانی، محمدرضا گوهری و پیمان عباسی گذرانده است.

تازه ترین اثر خشایار پیرعلمی توسط کارگاه فرهنگی و هنری ابتکار در حال تولید است و تابستان سال آینده روی صحنه خواهد رفت.
دیگر بازیگران این اثر : شاهین علیپور، سعید حاجی حیدری، رضا همتی، مصطفی دارابی، فریده فکری و نیما عبایی خواهند بود که جمعی دیگر از بازیگران نیز به آنها خواهند پیوست... هومن رهنمون به عنوان مشاور کارگردان و امین بلندی به عنوان دستیار و برنامه ریز تیم کارگردانی این اثر را تشکیل داده اند.

#خشایار_پیرعلمی
#هومن_رهنمون
#اعلیحضرت_و_پسراش
#امین_رضا_ملک_محمودی
#تئاتر_متعهد
#تئاتر , #نمایش
#کارگاه_فرهنگی_هنری_ابتکار
#theater , #ebtekarcs
www.ebtekarcs.com
@ebtekarcs
مصطفی دارابی به " اعلیحضرت و پسراش " پیوست ...
دارابی که به تازگی سابقه کارگردانی برنامه تلویزیونی را به تجربیات خود افزوده پیش از این علاوه بر بازیگری در چندین اثر نمایشی به نوازندگی و آهنگسازی برای آثار نمایشی نیز مشغول بوده است. مصطفی دارابی در اعلیحضرت و پسراش نقش پر چالشی را بر عهده دارد و بازی در نقش یک کلفت زن میتواند تجربه ی متفاوتی برای او باشد...
تازه ترین اثر خشایار پیرعلمی توسط کارگاه فرهنگی هنری ابتکار در حال تولید است و تابستان سال سال آینده روی صحنه خواهد رفت.
دیگر بازیگران این اثر : شاهین علیپور ، سعید حاجی حیدری ، رضا همتی ، فریده فکری ، امین رضا ملک محمودی و نیما عبایی خواهند بود که جمعی دیگر از بازیگران نیز به آنها خواهند پیوست...
هومن رهنمون به عنوان مشاور کارگردان و امین بلندی به عنوان دستیار و برنامه ریز تیم کارگردانی این اثر را تشکیل داده اند.
#خشایار_پیرعلمی
#مصطفی_دارابی
#کارگاه_فرهنگی_هنری_ابتکار
www.ebtekarcs.com
@ebtekarcs
گروه بازیگران نمایش "اعلیحضرت و پسراش" با حضور سه بازیگر دیگر در روزهای آینده کامل خواهد شد.

تا کنون بازیگران هشت نقش اصلی نمایش انتخاب شده و در روزهای آتی بازیگران سه نقش دیگر هم به جمع بازیگران این نمایش خواهند پیوست.

تازه ترین اثر خشایار پیرعلمی تابستان سال جاری به صحنه خواهد رفت.
هومن رهنمون بعنوان مشاور کارگردان و امین بلندی به عنوان دستیار برنامه ریز، تیم کارگردانی این اثر را تشکیل داده اند.

#خشایار_پیرعلمی
#هومن_رهنمون
#اعلیحضرت_و_پسراش
#تئاتر , #نمایش
#تئاتر_متعهد
#کارگاه_فرهنگی_هنری_ابتکار
www.ebtekarcs.com
@ebtekarcs
Forwarded from تهران نقد
دومین نشست نقد شفاهی نمایش تیرماه 1398 - شهر ری
[Forwarded from تهران نقد]
به بهانه اجرای نمایش دیالوگ به کارگردانی محمد رضا حزینی در شهرری


کلید اجرا با دستپخت کارگردان!

گاهی در آثار اجرایی آنقدر کارگردان و گروه، تعهد به یک متن را دنبال می کنند که فراموش می شود آن کاغذ های تایپ شده که نمایشنامه نویس در اختیار گروه قرار داده، در واقع یک نقشه راه است و باید به اثری نمایشی و دارای جلوه های بصری و جذاب برای مخاطب تبدیل شود...
محمد رضا حزینی در دیالوگ دچار همین چالش شده. تمام امکانات صحنه یی خود را در مقام کارگردان کنار گذاشته و با ارائه تعداد قابل توجهی دیالوگ اجرای صحنه یی خود را به نمایشنامه خوانی نزدیک کرده است؛ حال آنکه متن دیالوگ به نویسندگی مجید قربانی در سه اپیزود به روایت گسستگی رابطه ی سه زوج میپردازد که رو ی نیمکتی از پارک سعی در گفتگو درباره گذشته ، حال و آینده رابطه شان دارند .
نمایشنامه به وضوح از دست نمایشنامه های دیالوگ محوری ست که سعی دارد در لابلای مکالمه کاراکترها به عمق مفاهیم اجتماعی برسد.
کارگردانان مجرب تر در برخورد با این نوع نمایشنامه ها عموما راه های متنوعی را برای رسیدن به جلوه های بصری از طریق فرم ایجاد میکنند و آن دسته از کارگردانان که علاقه ی چندانی به فرم گرایی ندارند، با ایجاد فضاهای خلاقانه ی واقع گرا سعی میکنند ریتم و تمپو مناسبی برای روایت درام خود ایجاد کنند.
بیایید فرض کنیم با اضافه کردن چند کارگر شهرداری که مسئولیت آب یاری یا تعمیر سیستم برق رسانی پارک را دارند چه اتفاقی می افتد: حالا لابلای دیالوگ های پر تعداد و بعضا پر تکرار کاراکتر های نمایش که مشغول دعوا های زنا شویی هستند کاراکتر های جدید دائما فضا را میشکنند و با اضافه شدنشان به نمایش گاهی به ریتم و تمپو اثر و گاهی به ایجاد فضا های طنازانه و حتی گاهی به ایجاد لایه های جدیدی به نمایش کمک میکنند.
حالا دستپخت ما به عنوان کارگردان اثر، نه تنها با مواد اولیه نمایشنامه نویس در تضاد نیست بلکه منجر به عمیق شدن و تاثیرگذاری اثر نیز کمک کرده است.
البته این پیشنهادی از سمت نگارنده است و ابداً به نقد اثر ربطی ندارد .
با نگاهی منصفانه به نمایش دیالوگ (جدا از قدر دانی از زحمات گروه با وجود تمام محدودیت ها ) نمی توان به آن نمره ی قابل قبولی داد .
بازی ها در مجموع نسبتاً یک دست و قابل قبول هستند (هر چند که یک دست بودن بازی ها برای هر نمایشی ملاک مثبتی نیست)
کنترل بیشتر کارگردان در حوزه بازیگردانی، می توانست منجر به بازی های درونی تر شود چیزی که این نمایشنامه به شدت به آن احتیاج داشت. اما به هر ترتیب رشد بازیگران این نمایش در سال های اخیر قابل توجه و چشم گیر بوده است .
استفاده ی سانتیمانتال و جدا از بافت موسیقی نمایش هم از نکات قابل اشاره است؛ شاید اجرای کم نقص خواننده حاضر در صحنه برای لحظاتی تماشاگر را اغنا کند اما موسیقی تئاتر قطعاً وجوه دیگری دارد در دیالوگ کمتر به آن توجه شده است.
انرژی، تلاش و فعالیت موثر و مداوم نکته یست که گروه های تئاتری شهرری این روز ها به شدت با آن خو گرفته اند و قطعا افق روشنی پیش رو خواهند داشت.


ارادت فراوان – خشایار پیرعلمی
سرپرست کانون نویسندگان و منتقدین استان تهران
نگاهی به نمایش میهمانی خداحافظی به کارگردانی مهدی فرزین فرد و امیرحسین گل زردی

لذت دیدن تئاتر آماتور و کشف بارقه های امید و استعداد
در تعاریف امروز شاید لفظ آماتور بیشتر برای کوچک شمردن و توهین به یک هنرمند یا اثر اطلاق شود اما این کلمه اساسا ریشه یی زیبا و بشدت قابل احترام و رشک برانگیز دارد.
آماتور که پای در زبان فرانسوی دارد به فرد عاشق معنا میشود و تعریف غیر حرفه یی آنجایی برایش تعریف پذیر است که هنرمند آماتور به قصد عاشقی به خلق هنر بپردازد نه به سودای ثروت و درآمد!
با این تعریف باید دانست آنجا که هنرمند حرفه یی و کاربلد به سمت خلق هنری میرود که قصد ابتدایی و غایی اش کسب در آمد نیست، عملی آماتور انجام میدهد و به اصل خود یعنی رفتار عاشقانه باز میگردد.
با این اشاره کوتاه به مفهوم آماتور حالا بهتر میتوانیم به میهمانی خداحافظی بپردازیم، نمایشی که بیش از هر چیزی تاثیر علی خودسیانی (نویسنده و کارگردان کهنه کار و نام آشنای استان تهران) را به عنوان سرپرست یا شاید مشاور اثر در خود میبیند.
میهمانی خداحافظی، نا امیدکننده آغاز میشود اما بسیار خوش ریتم و متوازن ادامه پیدا میکند. صحنه پیش نمایش، صحنه یی رویا گونه است که گویی خوابی را برای تماشاگر تصویر میکند و در آن اشاره مستقیمی به قصه مرکزی و جدایی عشاق نمایش بصورت خلاصه وار میشود. کارکرد این بخش هرگز در ادامه نمایش درک نمیشود و به هیچ تلاشی برای همسان نمایی و دلالت مندی آن نمیگردد و درست به همین دلیل جز تلاشی فرمالیستی و نافرجام نمی نماید.
حتی رفتار سانتیمانتال کارگردان در اجرای شعر ماندگار کوچ بنفشه ها ی شفیعی کدکنی که پیش از این با صدای فرهاد مهراد برایمان گوش آشنا شده بود، شروع قدرتمند و امیدوار کننده یی را برایمان رقم نمیزند. هر چند شعر خواندن و نواختن سه تار شاید از نگاه کارگردانان اثر زیبا و قابی دلپذیر باشد اما حتی اگر بپذیریم آواز کاراکتری که پس از آن تا اواخر نمایش او را با لهجه اصفهانی خواهیم دید ( که خودش رازی از رازهای نمایش است ) باز هم این شروع قدرتمندی برای یک اثر نمایشی نیست. نمایشی که پس از آن با تمام نواقص متنی که دارد جانی صد چندان میگیرد و یک به یک با اضافه شدن کاراکترها و روایت نیمه مستقیم قصه برایمان نمایشی قابل اعتنا و پیشرونده میشود.
امیر حسین گل زردی در مقام نویسنده در میهمانی خداحافظی بشدت دچار برخورد های سانتیمانتال و رمانتیک شده است؛ حال آنکه نویسنده میتوانست با حذف دوز بالای احساسات با تمرکزی بیشتر و بی پیرایه به قصه مرکزی و ایجاد تنها یک یا دو پیرنگ موازی با قصه اصلی، تماشاگر را با خود همراه و با تکیه به تعلیق حاکم بر قصه اصلی، ضربه نهایی را کاری تر بزند.
پرداختن همزمان به الگوهای متعدد از جمله فقر، فحشا، روابط اجتماعی و تناقضات اخلاقی تنها چند نمونه از الگوهای متنوعی است که بیشتر به نظر میرسد از دل یک تمرین بداهه پردازی بازیگری خارج شده تا قلم واحد یک نویسنده ی کارکشته!
تعدد الگوها و قصه ها انقدر نامتناسب با جهان یک اثر واحد نمایشی در قواره های میهمانی خداحافظی ست که در این اثر یک ساعت و نیم ه مجالی برای پرداخت به همه آنها و برداشت نهایی مورد نظر کارگردان و نویسنده را نمیدهد و بیشتر به سیب های سرخ و جذابی میماند که مخاطب مجبور است از هر کدام گازی بزند و نیمه خورده رهایشان کند.
پیش از انکه از جهان متن اثر خارج شویم باید اشاره یی هم به اشکالات پیرنگی اثر کنیم که نویسنده با بی توجهی نسبت به آنها از کیفیت نمایشنامه کاسته است. برای مثال : عروس شب مراسم، عروسیش را رها کرده و در پی عشق قدیمی اش به پاتوق همیشگی شان قدم میگذارد یعنی محلی که تقریبا همه میدانند پاتوق این گروه جوان است؛ حالا بیایید به این سوال پاسخ دهیم که چرا هیچ کس پس از غیبت عروس؛ در پی او نیست؟ و قصه بدون دغدغه و مزاحم ادامه پیدا میکند و هیچ کدام از کاراکترها بابت گریختن یک عروس از مراسم و حضور در جمع آنان و عواقب بعدی ش نگرانی ندارد.
یا در جایی دیگری از اثر کاراکتر دائم الخمر ( البته دائم الخمر آنچنان که در دیالوگ ها گفته میشود نه آنچنان که ما در مقام مخاطب درک کنیم ) زهر را تنها به دلیل آنکه در بطری شبیه به بطری مشروب قبلی ریخته شده نمیشناسد و از آن برای پختن کیک استفاده میکند! بیایید چند لحظه فکر کنیم : کاراکتر دائم الخمر ( تاکیدا آنچنان که در دیالوگ ها هست ) زهر را بدون آنکه از آن جرعه یی بنوشد فقط با این منطق که بطری اش شبیه به بطری مشروب دیگری ست نمیشناسد و تا آستانه یک فاجه پیش میرود.
تعلیق و هیجان ایجاد شده بر اثر همین اشتباه یکی از جذاب ترین صحنه های اثر را خلق میکند اما پای بست این کنش داراماتیک آنچنان که گفتیم بر یک پیرنگ نا درست نهاده شده است. به قول فروغ فرخزاد آن چیزی که در هنر اهمیت دارد این نیست که زیباست آن است که درست باشد.
هنوز بحث درباره ی نمایشنامه ی خوب اما کم دقت و نیازمند به بازنویسی ه امیرحسین گل زردی باقی مانده است اما بهتر است نمایش را از زوایای دیگر نیز دید.
بازی بازیگران اثر قابل قبول و پذیرفتنی ست، یک گروه تقریبا یک دست و عموما فداکار که بر خلاف تجربه ی صحنه یی کمشان در خدمت متن و پارتنرهای خود هستند. عموما درشت بازی نمیکنند و بدنبال اضافه کاری های رایج نیستند. در این میان بازی مهران اشگی که ظاهرا اولین تجربه صحنه یی خود را میگذاراند قابل اعتنا و دلپذیر است هر چند که اشگی هنوز فاصله زیادی تا یک بازیگر تکنیکی را دارد اما حضور گرم و راحتش بر صحنه بدون استفاده از عناصر سخیف کمدی روز ما را به داشتن یک بازیگر موفق در آینده تئاتر استان امیدوار میکند. بازیگر نقش عروس نیز حتی با حضور نسبتا کوتاهش بسیار تاثیر گذار است ( نگارنده را بابت ندانستن نام بازیگر مورد نظر عفو کنید، بهرحال آنطور که بر می آید گروه های فعال استان که گروه نمایش فوق هم بخشی از آنها هستند اعتقاد چندانی به چاپ بروشور کارآمد در این مواقع ندارند، البته هزینه های گزاف اقلام چاپی شاید این مورد را کمی قابل چشم پوشی کند اما شاید توقع میرود در حد تعداد محدودی بروشور برای این مواقع حتی بصورت دست نویس وجود داشته باشد ).
باید تاکید کرد که تقریبا تمام بازیگران اثر کارشان را به درستی انجام میدهند و گواه این تائید؛ صحنه ی شام آخری ست که بسیار خوش ریتم و فضا ساز با حضور حداکثری بازیگران در صحنه اتفاق می افتد.
مجموعا کارگردانی اثر که مشترکا بر عهده ی امیرحسین گل زردی و مهدی فرزین فرد است نمره قابل قبولی می گیرد. گروه کارگردانی نشان میدهد به مسئله ریتم آشناست و میتوانند یک ساعت و نیم تماشاگر استانی شان را درگیر و همراه کند.
استفاده رندانه از رفتن برق و حضور عروس با نور متحرک در دست، صحنه یی با عیار زیبایی شناسی بالا را ارائه میکند و همین حربه ( هر چند بهتر بود با وسواس و دلالت مندی بیشتر و مقدمه چینی بیشتری از قبل اتفاق می افتاد ) بسیار به تاثیر گذاری حضور رمانتیک عروس در صحنه کمک میکند تا جایی که شاید تا مدتها در تئاتر استان آن را فراموش نکنم.
در هر حال میهمانی خداحافظی اثری قابل اعتنا و دارای کیفیت های در حد استان است و مطمئنا با حضور در سالن هایی حرفه ای تر و کمی جمع و جور تر از قاب صحنه ی ( شما بخوانید آمفی تئاتر ) رباط کریم و کمی هم رتوش به اثری ماندگارتر و جذاب تر بدل خواهد شد.
چیزی که بعد دیدن نمایش بیش از هر چیزی خوشحالم کرد دیدن نسل جدیدی از تئاتر استان بود که در حال رشد و نمو هستند؛ برای این رشد و نمو باید ممنون هنرمندانی مثل علی خودسیانی بود؛ خدا پایدارشان دارد.

با ارادت فراوان – خشایار پیرعلمی
مسئول کانون نویسندگان و منتقدین استان تهران
درگاشت یک روایت پریشان

این نمایش اولین نمایش بدون کلام بر روی صحنه ورامین است که البته بیشتر یک نمایش محیطی معمول و مرسوم است که این سالها باب شده و هرازچندگاهی گوشه ای از شهر شاهد اجرایش هستیم، بااین تفاوت که روی صحنه اجرا میشود. این گونه ی اجرایی در واقع دارای دو تاریخ است، اول تاریخ کهن خود که ناشی از رقص های کهن بشری است کن در دیوارنگاره های غارهای آزتک ها و نقوش اهرام مصر نیز به یادگار مانده و بخاطر روند رشد و تکامل زبان بشر که برای ارتباط با جهان بیرون ابتدا از زبان بدن و در مراحل بالاتر از زبان بیان بهره برده به وجود امده، و باعث پیدایش، رقص و پانتومیم و باله و در ادامه اپرت های حرکتی شده تا امروز که خود را در مقام پرفورمنس به نمایش میگذارد، و تاریخ دوم که عصر مدرنیته نمایش بی کلام و زادگاه تولد پرفورمنس های حرکت محور است را میتوان از دهه ۸۰میلادی و پس از فروپاشی بلوک شرق و خروج جهان از دو قطبی به سمت تک قطبی و جهان واحد دانست. در این دوره است نمایش بی کلام به شکل امروزی ش متولد میشود و به عبارتی رنسانس مدرنیته شدن را طی میکند، علت این تولد قیام جریان آزاد اندیشه بر علیه نگاه کمونیستی شرق و امپریالیسم غرب و در واقع جنگ سرد بود، که برای ایجاد یک زبان واحد در جهان به حرکت در آمد. قطعا این گونه ی نمایشی در ایران دچار استحاله بنیادین شده و در فضای ایران تغییر کرده، و با ترقص ایرانی و زبان حرکت ایرانی شکل و هویت جدیدی یافته. خط روایی اینگونه آثار یک خط است بدون هیچگونه پیچیدگی روایی مرسوم در گونه های رایج نمایشی. اما این نمایش بی کلام مبتنی برحرکات کجای این تاریخ و تعریف می ایستد.؟
درگاشت روایتی است از هبوط آدم، و سقوط بشر.
کارگردان نمایش با کمک رقص های آیینی و حرکت های مشخص شنه و نیایش و سماع و غیره سعی دارد محتوی مشخص هبوط آدم را برای ما روایت کند و باربطش به جهان امروز وتمدنهای جهان و اشاره به ذات پلید بشری بدون هیچ قضاوتی برای ما هبوط و سقوط را معناکند.کارگردان که در واقع نه نویسنده که نت بردار اثر نیز هست براساس غریزه نمایش های بدون کلام همان یک خط را روایت میکند. اما دچار آشفتگی میشود.آشفتگی زمانی، روایی، و حتی آشفتگی محتوایی اثر. به معنای کامل تر اثر به ذاته دارای فرم است ولی در واقع از محتوا یا تهی است یا اگر محتوایی دارد هم سر جایش نیست و در ظرف زمان و مکان واقعیت واقعه نمینشیند. از مهمترین اشکالات روایی نمایش درگاشت «عدم کفایت اِلِمانی» است، یعنی در نمایشش اگر المانی وجود دارد یا غلط است یا ناقص؛ از جمله اِلمانهای ناقص حضور یک کودک بی هویت بدون پایان و بدون دلیل دراماتیک است و المان غلط دیگر وجود شمشیر عربی یا کروات فرنگی در یک نمایش بدون جغرافیاست. یعنی عملا کارگردان ذات پلید بشریت را خواستگاه غرب نشان داده و ذات خونریزش را عرب! البته شاید توجیه کمبود ابزار وارد باشد اما یادمان نرود به ماربطی ندارد که کمبودها چیست ما امده ایم نمایش ببینیم. کارگردان در تجربه ی اول خود به نسبه موفق عمل میکند اما دچار چند اشتباه اساسی است، اول یک اثر محیطی را به سالن کشانده، دوم غلطهای روایی بسیاری دارد، و سه ابزار و المان ها را غلط تعریف و غلط استفاده میکند. در باب بازیگری حضور دو رقصنده خوب در کنارتیم باعث میشود حرکات نمایشگران زیبا جلوه کند اما بازیگران از محتوااثر تعریفی ندارند و عملا فقط در صحنه حضور فیزیکی دارند و نمیدانند چرا باید اینجا باشند و این ابهام به ماهم منتقل میشود. اما قطعاتلاش کارگردان و مربیان حرکت قابل مشاهده است. لباس و ابزار نمایش با در نظر گرفتن نقص فاحش اثر در برخورد با مفهوم ابزار که غلط بهره بردای شده ولی حداقل بلااستفاده نمیماند. اما موسیقی، بااینکه موسیقی در نمایش حرکت عنصر اساسی است اما دچار تشویش تمپو و تنوع بدون هارمونیک است، یعنی درتمام طول نمایش ازیک رویه ثابت پیروی نکرده و دارای پرشهای متنوعی است که چشم را از تمرکز بر زایش تصاویر نمایش درگاشت که مبتنی بر تصویر است محروم میکند.
درمجموع برای تجربه اول کارگردان با اغماض میتوان اثر را قابل قبول دانست اما به هیچ عنوان دارای عناصر پیشرو در نمایش نیست و دارای ضعفهایی است و کارگردان برای اثاربعدی بسیار باید دقت کند.


رسول حق شناس – منتقد آزاد