نشر روزگار
317 subscribers
2.29K photos
269 videos
11 files
958 links
دفتر نشر روزگار: خ جمهوری- بین خ کارگر و خ اردیبهشت-
پلاک 1105 - نشر روزگار-

تلفن: 021-66416548

سایت👇
www.nashreroozegar.com

برای چاپ کتاب👇
https://T.me/RoozegarPublication

اینستاگرام 👇
www.instagram.com/roozegar_
Download Telegram
واقعا نفس گیره.
نگاهم به سرعت از قامت بلندش در پیراهن چهارخانه قرمز و خاکی و شلوار جذب مشکی اش عبور کرد و روی چشم های آبی اش نشست.
-چی نفس گیره؟!
اخم خطی کمرنگ بین ابروهای پرپشتش انداخت.
-اشعار فروغ فرخ زاد.
نفس آغشته به ادکلن سردش به سختی از میان لب هایم بیرون جست.
-بله.همینطوره.
نگاهم بین چشم ها و بینی قلمی اش جابه جا شد و با مکث اضافه کردم.
-فکر میکردم این سبک اشعار عاشقانه بیشتر خانم هارو جذب کنه.
لبخند محوی بر لب هایش نشست اما خط بین ابروهایش همچنان نمایان بود.
-مگه عشق زنانه مردانه داره؟


#ترانه_عشق

💙 رمان ایرانی


📕این رمان تنها روایت یک عشق ساده .نیست نویسنده در ترانه عشق تلاش کرده با زبانی روان و شخصیتهایی ،زنده مخاطب را وارد جهانی کند که در آن احساسات انسانی شکستها و امیدها در هم تنیده.اند در ،داستان شخصیتها با انتخابهای دشوار روبه رو میشوند و هر کدام بخشی از واقعیتهای زندگی امروز را بازتاب میدهند...📗
‌‌
نوشته ی
#شادی_عبادی

💙
#نشر_روزگار

‎‌‎راه های تهیه این کتاب:


❤️
www.nashreroozegar.com

💙
T.me/RoozegarPublication

@roozegar_book
👍1
نثر و سبک نوشتاری نیز یکی دیگر از جنبه‌های مهم هنر داستان‌نویسی است. داستان‌نویس باید قادر باشد از زبان به شکلی هنرمندانه استفاده کند، جملات را به گونه‌ای بسازد که جذاب و دلنشین باشند و تصاویر زنده و ملموسی را در ذهن مخاطب ایجاد کنند. این شامل انتخاب واژگان مناسب، ریتم جمله‌ها، و استفاده از صنایع ادبی مانند تشبیه، استعاره و نمادپردازی است.

#داستان_نویسی_به_سبک_هوش_مصنوعی
اثر
#مهرداد_غفارزاده
#نشر_روزگار 💙


‎‌‎راه های تهیه این کتاب:

❤️
www.nashreroozegar.com

💙
T.me/RoozegarPublication

@roozegar_book
گفته بودی که غزل باش...
غزل، چشمِ تو بود
گفت و گوی همه‌ی اهل محل،
چشم تو بود
من اگر تلخ نوشتم،
تو به من خرده مگیر
شاهد شهد به کندوی عسل،
چشم تو بود
در جهان هر چه که اصل است،
بدل داشته است
ناقضِ قاعده‌ی اصل و بدل،
چشم تو بود
شب به آیینه‌ی چشم تو
نظر داشته است
فارغ از هر دو جهان، صبح ازل،
چشم تو بود
آسمان، صورت زیبای تو و باران، اشک
مشتری، خال لب و قوس زحل،
چشم تو بود
بنِگر بعد تو خاموش شده شهر کلام
جان اندیشه به سرفصل غزل،
چشم تو بود...

#بیتوته
#زهرا_محمدنژاد
#مجموعه_شعر

‎راه های تهیه این کتاب:

❤️
www.nashreroozegar.com

💙
T.me/RoozegarPublication

@roozegar_book
2
کتاب عصر نوین هوش مصنوعی و سیاست نوشتهی سید پارسا علوی اثری تحلیلی و مستند .است این کتاب نقش پررنگ هوش مصنوعی را در رسانه و سیاست بررسی می نویسنده نشان میدهد چگونه الگوریتمهای خبری و رباتهای سیاسی جریان اطلاعات را هدایت میکنند و افکار عمومی را تغییر میدهند.
هوش مصنوعی دیگر یک ابزار ساده .نیست این فناوری به بازیگری نوظهور و قدرتمند در عرصه جهانی قدرت تبدیل شده است کتاب عصر نوین هوش مصنوعی و سیاست میدهد که مرز میان حقیقت و ،دستکاری آزادی و کنترل و حتی انسان و ،ماشین روزبه روز کمرنگ تر میشود.

اگر به سیاست رسانه فناوری یا آینده پژوهی علاقه دارید این کتاب برای شماست کتاب عصر نوین هوش مصنوعی و سیاست منبعی ارزشمند برای پژوهشگران دانشجو علاقه مندان به درک تحولات جهان امروز است.

#عصر_نوین
#سید_پارسا_علوی
#نشر_روزگار


‎راه های تهیه این کتاب:

❤️
www.nashreroozegar.com

💙
T.me/RoozegarPublication

@roozegar_book
ماه من هر کسی خودش است. پریناز کسی بود و حالا من کسی هستم. هر کسی سرنوشتی دارد. راهی را طی می‌کند. خط زندگی کوتاه است. زود به پایان می‌رسد. اما اینجا آدمها بخشی از عمرشان را در خط «دیگران» می‌گذرانند.

اینطوری وقتشان خیلی کمتر می‌شود. آدمها همین وقت کم را هم تلف می‌کنند. من هم همین کار را کردم. آن لحظه‌ای که بین گلهای بابا بزرگ بودم، وقتم را تلف کردم تا جوابی برای پرستو پیدا کنم. آن لحظه بین گلها دیگر برنمی‌گردد. من بین گلها نبودم. من در یافتن جوابی برای پرستو فرورفته بودم. من آن لحظه‌ها را از دست دادم. من عمر کوتاهم را کوتاه‌تر کردم. آه ماه من راست می‌گفتی آدمها عجیبند.

#ستاره
#ناهید_هاشمیان
چاپ دوم
#نشر_روزگار
#رمان_ایرانی


‎راه های تهیه این کتاب:

❤️
www.nashreroozegar.com

💙
T.me/RoozegarPublication

@roozegar_book
پدربزرگم و مصدق خیلی شبیه هم بودند. هر دو پیرمردهایی لاغر و قد بلند بودند و به نظرم اصلا عجیب نبود که با هم دوست شده باشند. فقط مصدق کچل بود ولی پدر بزرگم موهای خاکستری زیبایی داشت.

شباهت دیگرشان این بود که هر دو خیلی ایران را دوست داشتند.

#بتهایی_که_دیگران_میپرستیدند
💙رمان ایرانی

📚سوگل، دختری که در خانواده‌ای با نفوذ و سیاسی به دنیا آمده است از همان کودکی زندگیش درستخوش تحولات سیاسی ایران است. او تلاش می‌کند پای خود را این گرداب بیرون بکشد ولی به هر سوی که می‌رود با تصویری هراس‌انگیزتر از پیش رو به رو می‌شود. زندگی پر شور سوگل آینه‌ای از تحولات تاریخ معاصر ایران است.

آدم‌هایی با عقاید گوناگون به زندگی او می‌آیند و می‌روند ولی در این سفر پر ماجرا آن چه همواره در کنار سوگل باقی می‌ماند خاطره‌ی پیرمردی عجیب و قدر و بلند است که به او مصدق می‌گویند.📚


#حسنعلی_تدین
#رمان_ایرانی
#نشر_روزگار 💙

‎‌‎راه های تهیه این کتاب:


‎راه های تهیه این کتاب:

❤️ www.nashreroozegar.com

💙 T.me/RoozegarPublication

@roozegar_book
1
پدر در زندان قصر زندگی می‌کرد و ما توی خانه. به همین سادگی. ماهی یک بار می‌توانستیم از پشت میله‌ها برای چند دقیقه کوتاه او را ببینیم. به نظرم حتا پدر نیز به این شرایط تا حدودی عادت کرده بود. اولین باری که او را پشت میله‌های زندان دیدم وحشت زده و ناامید می‌نمود ولی کم کم آن را به عنوان واقعیت زندگی پذیرفت.

#عبور_از_جنگل_تاریک
💙رمان ایرانی

📚مادربزرگ از روسیه فرار کرده و به ایران آمده بود و پدر جلسات حذب کمونیست را پنهانی در خانه‌ای قدیمی برپا می‌کرد. این رمان تصویر کامل زندگی زنی ست که ماجرای آن را از کودکی تا میانسالی او دنبال می‌کنیم.

زندگی پر فراز نشیبی که پر از زندان و انتظار بی‌پایان و عشق‌های شکست خورده است. زندگی در کنار آدم‌هایی سیاسی که در عقاید خود سرسخت ولی در عواطف خویش سست نهاد و غیر قابل اعتماد اند. این رمان درباره‌ی زندگی آدم‌هایی ست که خود را در وطن خویش آواره می‌سازند و در مهاجرتی بی پایان سرگردان می‌شوند..📚


#حسنعلی_تدین
#رمان_ایرانی
#نشر_روزگار 💙

‎‌‎راه های تهیه این کتاب:

❤️ www.nashreroozegar.com

💙 T.me/RoozegarPublication

@roozegar_book
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تمام اعضاء خانواده لبخند می‌زنند و شام می‌خورند. دولتِ او، تصمیم گرفت دوباره این محصول را تأیید کند و گوشت انسان را به جای فقط گوشت، "گوشت مخصوص" نامیدند !

‌#گوشت_لطیف_است

💙 یک رمان هیجان انگیز

‌ ‌ 📕 مارکوس در یک کارخانه ی فرآوری گوشت مشغول به کار است، شغل او سلاخی انسان هاست – گرچه دیگر هیچکس آنها را انسان نمی نامد.

در ابتدا گزارش شد ویروسی مسری و عفونی گوشت تمام حیوانات را مسموم و برای انسان غیرقابل استفاده کرده است. سپس، دولت ها پروژه "انتقال" را شروع کردند. اکنون، خوردن گوشت انسان – "گوشت مخصوص" – قانونی شده...📚

#مناقصه_گوشت
#آگوستینا_بازتریکا
ترجمه ی #سمانه_تیموریان
#نشر_روزگار 💙


از اینجا دانلود کنید👇

http://ketabrah.ir/go/b79266

@roozegar_book
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زنی که با وجود همسر و دو فرزندش، در دانشگاه و در مقطع دکتری قبول می‌شود. او که همراه خانواده‌اش ساکن مشهد است، باید چند روز در تهران بماند و به درس خواندن مشغول شود. او با قطاری که کوپه‌ای ویژة خواهران دارد سفر می‌کند و در این مسیر با اتّفاقات و وقایع جالب و عبرت‌انگیزی مواجه می‌شود که دید او را نسبت به زندگی و خانواده‌اش وسیع‌تر می‌کند. در دانشگاه هنگام ارائه رسالة دکتری با مشکلاتی دست به گریبان می‌شود.

#کوپه_ویژه_خواهران
#ناهید_بجنوردی
#رمان_ایرانی
#نشر_روزگار
چاپ سوم

‎‌‎راه های تهیه این کتاب:

❤️ www.nashreroozegar.com

💙 T.me/RoozegarPublication

@roozegar_book
2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اونقدر عاقلم که بدونم چی خوشحالم میکنه چی نمی کنه. احتمالا حواست نیست سی و چهار سالمه. دیگه یک دختر بچه شانزده ساله که مبهوت تو شده نیستم.

#فهرست_مهمانان

💙بهترین کتاب معمایی و هیجان انگیز 2020

📕در یکی از جزایر ایرلند، مهمانان گرد هم آمده تا پیوند زوجی جوان را جشن بگیرند. عروسی باهوش و بلندپرواز که صاحب یک نشریه دیجیتال است و داماد که مردی جذاب و از ستارگان تلویزیون می باشد. مراسمی به غایت مجلل و درخور دو سلبریتی که نظیرش را فقط می توان در مجلات دید.

قرار است همه چیز بی عیب و نقص برگزار شود. اما بعد از سرو نوشیدنی و شروع میهمانی، تنفر و حسادت ها درهم می آمیزد و با فریاد گوشخراش خدمتکاری که مدعی است جسدی بیرون عمارت دیده، همه چیز دگرگون می شود. اما جسد متعلق به کیست؟ و چه کسی و به چه علت او را به قتل رسانده است؟📗
‌‌
#لوسی_فورلی
ترجمه ی #سمانه_تیموریان
#نشر_روزگار

‎راه های تهیه این کتاب:
🤍 nashreroozegar.com
💙 T.me/RoozegarPublication

@roozegar_book
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
_ با رویاهات چه کردی؟
با زندگیت چه کردی؟
اصلا زندگی کردی یا نه؟...

#شب_های_روشن

💙 از مشهورترین آثار عاشقانه ی داستایوسکی‌

‌ ‌ 📕 شب‌ های روشن شرح اشتیاق جوانی رؤیا پرداز است که زندگی را در تنهایی به‌ سر می‌کند و به دنبال گمشده‌ ای که با او همزبانی کند، هر سو می رود. تا عاقبت در کنار آبراه با دوشیزه‌ ای گریان، که او نیز عاشقی شیدا و تنهاست، آشنا می‌شود و خیال می‌کند که ایام تنهایی‌ اش به سر آمده.


دخترک داستان به سادگی و صراحت از دل بستنش به مستأجر سابق خانه مادربزرگش و انتظار یک ساله برای بازگشت او سخن می‌گوید اما راوی با آنکه از همان آغاز به وضوح به دختر دل باخته است نمی‌تواند آن را بیان کند چرا که از ابتدا به دختر متعهد شده است تا حرفی از عشق به میان نیاورد... 📗

🎥 براساس این داستان زیبا تا به حال فیلمهای زیادی ساخته شده است... ‌


#شبهای_روشن
#فئودور_داستایوسکی
ترجمه ی #نسرین_مجیدی
#نشر_روزگار 💙
چاپ هفتم ‌

‎‌‎راه های تهیه این کتاب:

nashreroozegar.com

T.me/RoozegarPublication

@roozegar_book
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#گوشت_لطیف_است ، یک رمان ترسناک و علمی-تخیلی است که توسط آگوستینا_بازتریکا نوشته شده.

در این داستان، دنیایی تاریک و مختلف از زندگی انسان‌ها روایت می‌شود که بر اثر یک بیماری وحشتناک به وجود آمده است.

انسان‌ها به عنوان منابع گوشت برای مصرف تبدیل شده‌اند و گوشت انسان به عنوان منبع اصلی پروتئین در جامعه محسوب می‌شود.

داستان اصلی این رمان بر روی یک مرد به نام مارکوس تمرکز دارد که درگیر مسائل اخلاقی و روانی پیچیده‌ای می‌شود زیرا وظیفه‌ای که به او سپرده شده، قطع گوشت انسان است.

« #گوشت_لطیف_است » با جلب توجه به مسائل اخلاقی، فلسفی و انسانی، خواننده را به فکر می‌کشاند و به سوالاتی درباره ارزش بشر، حقوق حیوانات و مفهوم اخلاقیات جامعه معاصر پاسخ می‌دهد.

این رمان، با سبک نوشتاری جذاب و تصویرسازی زیبا، خواننده را به یک سفر تاریک و الهام‌بخش در دنیای پرتنش می‌برد.

اگر علاقه‌مند به خواندن داستان‌های تاریک و فلسفی هستید، این کتاب یک گزینه عالی برای شما خواهد بود.

💙 #نشر_روزگار
#سمانه_تیموریان

@roozegar_book
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#کوری

داستان از ترافیکِ یک چهارراه آغاز می‌شود. رانندهٔ اتومبیلی به‌ناگاه دچار کوری می‌گردد. به فاصلهٔ اندکی، افراد دیگری که همگی از بیماران یک چشم‌پزشک‌اند، دچار کوری می‌شوند.

پزشک با معاینهٔ چشم آن‌ها درمی‌یابد که چشم این افراد کاملاً سالم است، اما آن‌ها هیچ‌چیز نمی‌بینند. جالب آن است که برخلاف بیماری کوری، که همه‌چیز سیاه است، تمامی این افراد دچار دیدی سفید می‌شوند.
پزشک می‌فهمد که این نوع کوری است که به چشم ارتباطی پیدا نمی‌کند... 📗


#کوری
#ژوزه_ساراماگو
ترجمه ی
#کیومرث_پارسای
چاپ هشتم
#نشر_روزگار 💙

‎‌‎راه های تهیه این کتاب:

nashreroozegar.com

T.me/RoozegarPublication

@roozegar_book
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«الکی فکر و خیال به سرت نزنه. داستان سر اون دختره‌ست که پیداش کردم. متهم به قتل شده.»
«چی؟! اون بدبخت که بیشتر شبیه مقتول بود.»
«منم حس می‌کنم که بی‌گناهه. وکیلش هم همین حس رو داره. قاتل اون بیرون داره راست راست می‌چرخه و بدبختی اینه که گیسو دچار فراموشی شده. هیچی به یاد نمیاره.»

#آن_دیگری

💙 یک رمان ایرانی جذاب

📚آن دیگری روایت دعوت شدگانی‌ست که یکی پس از دیگری، رهسپار دیداری ناخواسته با فرشته‌ی مرگ می‌شوند.
یک نامه، یک میزبان و یک سرا که به جنون می‌کشاند سر را.

داستان از پایان آغاز می‌شود. از بازمانده‌ای که نمی‌داند کیست، کجاست و چه بلایایی را از سر گذارنده. اما این گذر به ناگذر می‌رسد. گویی پایانی نیست بر این ناخوشی. گویی که قرار بر دار است و دیدار با در خون خفتگان.
آن دیگری، روایت آنی‌ست دیگر.

#بهشاد_جهاندارفر

💙
#نشر_روزگار


‎راه های تهیه این کتاب:

www.nashreroozegar.com

T.me/RoozegarPublication

@roozegar_book
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مریم اطمینان داشت فرزاد چیزی را پنهان می‌کند. بعداز سال‌ها که دیگر با سعید کوه نمی‌رفت، دوبار در دوهفته کوه رفتنشان عجیب به نظر می‌رسید.

حتماً سعید خیلی اصرار کرده بود. بار اولی که با هم رفتند، فرزاد تنها برگشت؛ اما دیگر آن فرزاد سابق نبود. سه روز روی تختش افتاده بود و حاضر نمیشد دکتر برود. حتی اصرارهای مریم را هم با توپ و تشر جواب می داد. نه حرف می‌زد و نه غذا می‌خورد.

#اینکه_میوزد_باد_نیست

💙 یک رمان جذاب

📕مریم، زنی رنجدیده ، اما استوار با زندگی پرتلاطمی روبه رو شده که هر بار او را به سوی گردابی هولناک می کشاند !
شوهرش اسیر کابوس های‌گذشته است و پسرش ، درگیر رازی ترسناک ، که نمی داند چگونه می تواند از آن رهایی یابد !
مریم، در این میانه ، بار همه چیز را به دوش می کشد …

« این که می وزد ، باد نیست » ، رمانی عمیقا انسانی - اجتماعی است که نویسنده در آن تلاش کرده بتواند تصویری خلاقانه و واقعی از جامعه ی امروز در آن ، برای ما خلق کند !📗
‌‌
نویسنده #توران_صادقی

💙 #نشر_روزگار ‌‌

‎راه های تهیه این کتاب:


www.nashreroozegar.com

T.me/RoozegarPublication

@roozegar_book
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#گوتو_ملکه_ی_دریا_و_برگزیده

💙 یک رمان فانتزی

شاهزاده ای که اسیر هیولای دریا شد.دو جهان موازی که توسط ملکه دریا و خشکی اداره میشد.وجوانی که برای نجات عشقش به کمک ملکه خشکی.باد.و دریا که در خشکی و در تبعید به سختی می زیست به دنیایی در اعماق دریا رفت.

هیولا که گوتو او را زشت وحشتناک تصور کرده بود زنی درنهایت زیبایی بود و با قدرت های خارق العاده ای که ملکه دریا به او داده بود توانسته بود درسه جسم زندگی کند و با دیدن گوتو مرد زمینی عشق دریک نگاه را تجربه میکند.

عشقی به وسعت دریا و خشکی داستان در مورد سفر پر از هیجان گوتو به دریا و دیدن دنیای زیبای فصول و حیوانات عجیب اعماق دریا و ابراز علاقه هیولا و سفر به کوهستان است.

در این داستان گوتو راز حیات هیولا را پیدا کرده و..

نویسنده
#مرضیه_محمدی_نوری_پور

💙
#نشر_روزگار ‌‌

‎راه های تهیه این کتاب:

www.nashreroozegar.com

T.me/RoozegarPublication

@roozegar_book
2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هیچکس برایش تولد نگرفته بود. هیچکس برایش از شیرینی-فروشی، کیکی که نام او روی آن نوشته شده باشد، نخریده بود.

او هیچوقت یک کادوی تولد بسته بندی شده با یک کاغذ کادو و روبان قرمز از کسی نگرفته بود.
کیا که هیچ تقویمی نداشت و طبیعتاً نمیدانست چه موقع تولدش است، از او پرسید:
_ از کجا فهمیدی امروز تولدمه؟
_ توی کتاب مقدس خونه تون خوندم.
📗

#جایی_که_خرچنگها_آواز_میخوانند
#دلیا_اونز
ترجمه ی #محمدامین_جندقیان
#نشر_روزگار 💙

#نشر_روزگار

@roozegar_book
👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پدر می‌گفت: «لامصب این زندگی مثل یک جاده است. نه ابتدایش پیدا است نه انتهایش. هر کس در این جاده افتاد، بعد از مدتی چپ می‌کند.»

راست می‌گفت. اول بابا چپ کرد و بعد مامان.
ناگهان دانیال ترمز می‌کند. به قول خودش یه بند انگشت مانده بود که ماشین جلویی با ما تصادف کند. خدا رحم کرد.
من نمی‌خواهم چپ کنم.
تازه می‌خواهم از زیبایی‌های این جاده لذت ببرم.

#انسان_اجاره_میدهیم

💙 یک رمان جذاب

📕داستان چالش زندگی دو زن را به تصویر می‌کشد که همزمان به طور موازی روایت می‌شود..
ماجرا زمانی شروع می‌شود که کرونا بر جهان سایه افکنده و مریمِ بیمار باید در میانه مرگ و زندگی کودکش را به دنیا بیاورد.
اما دکتر متوجه می‌شود که همسر مریم زندانی است و نوزادی که قرار است به دنیا بیاید، فرزند شوهرش نیست و.. 📗
‌‌
نویسنده #حیات_عارف

💙 #نشر_روزگار ‌‌

‎راه های تهیه این کتاب:

www.nashreroozegar.com

T.me/RoozegarPublication

@roozegar_book
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من...الآن...یه نفر رو... کشتم.
مرد سیاهپوش: این فقط یه بخش از حقیقته. بخش دیگه‌اش اینه که تو دنیا رو از شر یه آدم عوضی خلاص کردی... جفت اینا حقیقتن و حقیقت هم چیزِ مهمیه... ولی مهم‌تر اینه که، تو چه حقیقتی رو دوست داری؟

#بدون_عنوان

💙 رمان ایرانی


📕 تصور کنید باغبانی نداند که دیگر چگونه باغچه اش را بیل بزند، تصور کنید راننده ای دیگر نتواند ماشینش را براند و تصور کنید نویسنده ای دیگر نتواند متن زیبایی بنویسد...

«بدون عنوان» داستان نویسنده ای سرخورده است که دیگر قلمش توانایی این را ندارد که مخاطب را جذب کند و به گویی این موضوع بلای جانِ نویسنده‌ی داستان، که زمانی معروف و نامش بر سر زبان ها بوده، شده است.

اما اگر چاره ای برای این ناکامی هایش پیدا کرده باشد، چه؟ و آن چاره این باشد که تنها برای نوشتن اثری قابل، خود را وارد تاریکی‌ی بکند که او را از کودکی دنبال می‌کرده...📗
‌‌
نوشته ی #مهرداد_زاکری

#نشر_روزگار

‎راه های تهیه این کتاب:


❤️ www.nashreroozegar.com

💙 T.me/RoozegarPublication

@roozegar_book
1