Aasoo - آسو
27.2K subscribers
3.12K photos
320 videos
158 files
5.57K links
@Nashraasoo
فرهنگ، اجتماع و نگاهی عمیق‌تر به مباحث امروز

تماس با ما:‌ 📩
editor@aasoo.org
🔻🔻🔻
آدرس سایت:
aasoo.org
اینستاگرام:
instagram.com/NashrAasoo
فیس‌بوک:
fb.com/NashrAasoo
توییتر:
twitter.com/NashrAasoo
Download Telegram
«چپ واقعاً چیست؟ اى کاش می‌دانستم. هنگامی که روسیه در ۲۴ فوریه‌ی ۲۰۲۲ به اوکراین حمله کرد، این واقعیت که بعضی از چپ‌گرایان‌از قصور روسیه چشم‌پوشى کردند، یا آن را توجیه کردند یا حتی به حمایت از رژیم پوتین پرداختند، خود یادآور این نکته است که «چپ» همواره ملغمه‌ای پر از تناقض بوده است.»

aasoo.org/fa/articles/4778
@NashrAasoo 🔻
چپ چیست؟ در باب اختلافات همیشگیِ چپ‌گرایان در آمریکا🔻


🔸 در اواخر سال ۱۹۳۶جورج اورول، مانند بسیاری از آرمان‌خواهانِ جوان اروپا و آمریکا، به مبارزه با فاشیسم در اسپانیا پرداخت. در بهار ۱۹۳۷ او متوجه شد که نه با دو طرف بلکه با سه طرف در جنگ است. اتحاد جماهیر شوروی علاوه بر اینکه به سوسیالیست‌ها و آنارشیست‌های خارج از کنترلِ خود حمله می‌کرد، جلوى تحقق کامل انقلاب اسپانیا را نیز گرفته بود. اورول که با زندان و اعدام احتمالیِ خود، نه از سوی فاشیست‌ها بلکه از سوی نیروهای متحد شوروی روبه‌رو بود، از اسپانیا گریخت. فرمانده‌ى مستقیم او، ژرژ کوپ، زندانی شد و رهبر واحد شبه‌نظامیِ او، آندرس نین، توسط مأمور پلیس مخفیِ استالین شکنجه و ترور شد. اورول بقیه‌ی عمرِ خود را صرف تلاش برای روشن کردن این موضوع کرد که چپ هم معادل آرمان‌خواهانِ متعهد به حقوق بشر، برابری، و عدالت است و هم مترادف با طرفداران استالینیسم که نقطه‌ى مقابل همه‌ی آن چیزها بودند.

🔸 شاید اصطلاحات چپ/راست که از انقلاب فرانسه سرچشمه گرفته، با گذشت بیش از دو قرن اعتبار خود را از دست داده است. (در مجلس ملی فرانسه در سال ۱۷۸۹، سلطنت‌طلبان در سمت راست مى‌نشستند و رادیکال‌ها در سمت چپ، و بدین ترتیب این اصطلاحات به وجود آمد.) چپی که من دوست دارم، مشتاقانه به حقوق بشر جهانی و برابریِ مطلق متعهد است و اغلب مبتنى بر جنبش‌های حقوق بشرى، از جمله جنبش حقوق مدنی سیاه‌پوستان، است. گاهی فکر می‌کنم که این چپِ آمریکایی به ائتلاف رنگین‌کمانیِ جسی جکسون شباهت دارد.

🔸 حمله‌ى رژیم پوتین به اوکراین برخی از منازعات‌قدیمی را درباره‌ى اینکه چپ چیست و چه باید باشد، آشکار کرد. کم نیستند افرادی که مدعی پوشیدن ردای چپ هستند و در عین حال از پوتین و روسیه حمایت می‌کنند. پوتین البته رهبری خودکامه و یک اُلیگارش متکى بر نفت است که شاید ثروتمندترین مرد جهان باشد؛ او مانعی در برابر اقدامات اقلیمی، یکی از رهبران بین‌المللیِ احیای ملی‌گرایی مسیحیِ سفیدپوست و یکی از ناقضان بی‌رحمِ حقوق بشر است که دشمنان داخلی‌اش معمولاً دچار مرگ ناگهانی مى‌شوند؛ او دشمن همجنس‌گرایى، زن‌ستیز و یهودستیز، و درگیر جنگی امپریالیستی برای ضمیمه کردن کشور مستقل اوکراین است. دیگر بیش از این نمی‌توان به سمت راست متمایل شد.

@NashrAasoo 💭
📚 کتاب تازه‌ی چنگیز پهلوان، چند گفتار: مجلس مؤسسان، قانون اساسی و فلسفه‌اش، انقلاب را با انقلاب باید شست، اعتراض و انقلاب منتشر شد.

🔸 این کتاب را می‌توانید از وب‌سایت یا تلگرام آسو دانلود کنید. یا نسخه‌ی چاپی آن را سفارش دهید.

@NashrAasoo 🔻
Discourses_Pahlavan_aaSoo_2024.pdf
3.2 MB
دانلود کنید: چند گفتار: مجلس مؤسسان، قانون اساسی و فلسفه‌اش، انقلاب را با انقلاب باید شست، اعتراض و انقلاب نوشته‌ی چنگیز پهلوان

🔸 این کتاب را می‌توانید از وب‌سایت یا تلگرام آسو دانلود کنید. یا نسخه‌ی چاپی آن را سفارش دهید.

@NashrAasoo 📚
آلیس مونرو، داستان‌نویس برجسته‌ی کانادایی و برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات، در روز ۱۳ مه ۲۰۲۴ چشم از جهان فروبست. گفت‌وگویی که در ادامه می‌آید بخش‌هایی از مصاحبه‌ای است که استفن آسپرگ از تلویزیون سوئد در سال ۲۰۱۳ به مناسبت دریافت جایزه‌ی نوبل با او انجام داد. مونرو در مراسم دریافت این جایزه،‌ که روز ۷ دسامبر ۲۰۱۳ در فرهنگستان سوئد برگزار شد، حاضر نبود و ویدئوی ضبط‌شده‌ی این مصاحبه به‌جای سخنرانی او در مراسم دریافتِ جایزه پخش شد.

aasoo.org/fa/articles/4781
@NashrAasoo 🔻
آلیس مونرو: از زبان خودش 🔻

✍️ علاقه‌ی من به مطالعه از سنِ خیلی کم آغاز شد، زمانی که برایم داستان پری دریایی کوچک، اثر هانس کریستین آندرسن را خواندند. نمی‌دانم که به یاد دارید یا نه اما پری دریایی کوچک داستان بسیار غم‌انگیزی است. پری دریایی عاشق شاهزاده‌ای می‌شود اما چون انسان نیست نمی‌تواند با او ازدواج کند. جزئیات داستان در ذهنم نیست اما داستان بسیار حزن‌انگیزی است. به هر حال، داستان که تمام شد بلافاصله زدم بیرون و شروع کردم راه رفتن دور خانه‌‌‌مان. دور زدم و دور زدم و در ذهنم پایانی خوش برای داستان ساختم، پایانی که به نظرم حق پری دریایی بود. متوجه نبودم که با این کار داستان فقط در ذهنِ من تغییر می‌کند نه در کل جهان. اما این حس را داشتم که تمام تلاشم را کرده‌ام و از حالا به بعد پری دریایی با شاهزاده ازدواج می‌کند و تا آخر عمر به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی‌ می‌کنند.

✍️ من تمام مدت در ذهنم در حال داستان‌سرایی بودم. مسیری که تا مدرسه باید پیاده می‌رفتم طولانی بود و در طول مسیر در ذهنم داستان می‌ساختم. هرچه سنم بالاتر می‌رفت داستان‌هایم بیشتر و بیشتر درباره‌ی خودم می‌شدند. خودم را قهرمان موقعیت‌های مختلف تصور می‌کردم. آن موقع برایم مهم نبود که این داستان‌ها قرار نیست بلافاصله منتشر شوند. اصلاً به این فکر نمی‌‌کردم که افراد دیگر این داستان‌ها را بخوانند و از وجودشان مطلع باشند. خودِ داستان برایم مهم بود. عموماً داستان‌های رضایت‌بخش برایم درون‌مایه‌هایی مثل شجاعت پری دریایی داشتند، داستان‌هایی با شخصیت‌هایی باهوش که می‌توانستند جهانِ بهتری بسازند، سریع دست به کار می‌شدند، نیروهای جادویی داشتند و چیزهایی از این قبیل.

✍️ همیشه وسط نوشتن باید غذای بچه‌ها را آماده می‌کردم. من یک زنِ خانه‌دار بودم و یاد گرفتم که لابه‌لای کارهای دیگر بنویسم. هیچ‌وقت از نوشتن دست برنداشتم، هر چند مواقعی بود که بسیار ناامید می‌شدم چون می‌دیدم داستان‌هایم آن‌قدر قوی نیستند. باید چیزهای زیادی یاد می‌گرفتم و نوشتن بسیار سخت‌تر از چیزی بود که تصورش را کرده بودم. اما هرگز از نوشتن دست برنداشتم. هیچ وقت متوقف نشدم.

@NashrAasoo 💭
«ماجرای عشق پرنوسانِ هانا آرنت و هایدگر، هر چه بود، با وجود جنگی جهانسوز و یهودستیزیِ هولناک آلمان نازی، به‌مدت نیم‌سده دوام آورد و نشان داد که عشق در بلندایی فراتر از مذهب، نژاد و رویدادهای سهمگینِ تاریخ ایستاده است. شاید جایی در خودِ هستی و، به‌تعبیر هایدگر، در خودِ دازاین.»

aasoo.org/fa/articles/4785
@NashrAasoo 🔻
هانا آرنت و مارتین هایدگر؛ سایه‌های یک عشق🔻

🔸 در پاییز ۱۹۲۴ آرنت به ماربورگ وارد شد. در آن وقت، در میان جوانانی که از فلسفه‌های نوکانتی و نوهگلی دلسرد شده بودند، معروف بود که در ماربورگ کسی هست که نه «دانش‌وری»، بلکه خودِ «اندیشیدن» را می‌آموزد. می‌گفتند: اندیشه، بارِ دیگر به زندگی بازگشته و «گنجینه‌های فرهنگی قدیم» دوباره به سخن در آمده است. آرنت پرسان‌پرسان به کلاس «جادوگر کوچک مسکیرش» راه یافت. در آن روز، هایدگر سرگرم شرح سطربه‌سطر رساله‌ی سوفیست افلاطون بود که یکباره اسیر «نگاه نافذ»و «روان لرزان» دختری جوان و دوست‌داشتنی شد. آرنت در ساعت فراغت به دیدار استاد در دفترش رفت و یک‌بار نیز با هم به‌پیاده‌روی رفتند و بذر عشق آن دو بیشتر ریشه زد. آن دو مفتون یکدیگر شدند شاید بیشتر به این جهت که هر دو دنبال پناه و آرام جانی می‌گشتند. سرنوشت اولیه‌ی آرنت از او دخترکی ترس‌خورده ساخته بود. سرشتِ سودازده‌ای که شاید بیش از مهرورزیدن و حتی بیش از شهرت، تشنه‌ی آن بود که کسی او را بفهمد. هایدگر نیز برخلاف هیبت و کاریزمایی که از خود ساطع می‌ساخت فردی خجول و پرتشویش بود. از آن آدم‌هایی که نمی‌توانند مستقیم به‌چشمِ دیگران نگاه کنند. او نیز به نوعی دلگرمی نیاز داشت و سال‌ها بعد اقرار کرد که آرنت منبع الهامش در نگارش هستی و زمان بوده است.

🔸در ماجرای آرنت و هایدگر تنها یک اشکال کوچک وجود داشت: هایدگر متأهل بود و صاحب دو فرزند.هایدگر اما می‌توانست، طبق فرمان فلسفه‌ی پدیدارشناسی، موقتاً تعلقات خانوادگی‌اش را «در پرانتز» بگذارد؛ تعهدات عیال‌واری‌اش را به زیر فرش بروبد و به عشق نوپایش بپردازد. از این گذشته، در آن سال‌ها از سده‌ی بیست، دنیا عصر ویکتوریا و قواعد دست‌وپاگیر اخلاقی‌اش را کنار روبیده بود و پارادایم روان-تحلیلیِ فروید و تجویز او در روابط آزاد کم‌کم بر جهان سایه می‌گسترد.
با این حال، کار آن دو خالی از خطر نبود. با چنین شرایطی معلوم بود که عشقِ آن دو چندان نمی‌پاید. در آوریل ۱۹۲۶، در پایان نیم‌سال سوم تحصیلی، پرونده‌ی نخستین و صمیمانه‌ترین مرحله‌ی عشق آن دو بسته شد. کمی پیش از آن، نامه‌ی ۱۰ ژانویه‌ی ۱۹۲۶ هایدگر حکایت از این گلایه‌ی آرنت دارد که استاد او را از یاد برده است. در همین روزها هایدگر عزلت گزیده بود تا شاهکار خود هستی و زمان را به‌روی کاغذ بیاورد. بهانه‌های استاد، آرنت را قانع نکرد و او تصمیم به ترک ماربورگ گرفت. آرنت بار و بنه‌ی خود را جمع کرد و رهسپار هایدلبرگ شد. بیست‌وپنج سال بعد معلوم شد که بریدن رشته‌ی ارتباط آن دو، کار‌الفریده، همسر هایدگر، بوده است. با وجود پیمانی که آن دو بسته بودند تا کسی از عشق‌شان بو نبرَد، الفریده به‌نحوی قضیه را از زیر زبانِ همسرش بیرون کشیده بود.

🔸 با به‌قدرت رسیدن نازی‌ها، و سپس شروع جنگ جهانی دوم، پرده‌ی ضخیمی میان آن دو کشیده شد. در این سوی پرده، هایدگر بر کرسی ریاست دانشگاه نشست؛ به عضویت حزب نازی درآمد و حقوق پایمال‌شده‌ی همکاران یهودی‌اش را نادیده گرفت. در آن سوی پرده، آرنت در مقام زنی یهودی ابتدا به حاشیه رانده شد؛ سپس تحت تعقیب قرار گرفت و عاقبت از آلمان به اروپا گریخت و در پاریس به‌عضویت سازمانی در آمد که به جوانان یهودی مدد می‌رساند. سیر رویدادهای سترگِ تاریخی آن دو را از هم دورتر می‌کرد.سرانجام در زمستان ۱۹۳۳ آرنت طی نامه‌ای از هایدگر پرسید که هوادار نازی‌هاست یا نه. هایدگر این امر را به‌تندی انکار کرد و توضیح داد که چگونه به‌دانشجویان و همکاران یهودیِ خود کمک کرده است. با این حال، توضیحات هایدگر آرنت را مجاب نساخت و رابطه‌ی آن دو برای هفده سال گسسته شد.

@NashrAasoo 💭
«پادکست «چهل خواننده‌ی زن ایرانیِ زیر چهل سال» مجموعه‌ای‌ست با پژوهش و نویسندگی امید احسانی و روایت شبنم طلوعی درباره‌ی تعدادی از خوانندگان زن ایرانی که در دو دهه‌ی اخیر مطرح شدند. خوانندگانی که یا هم‌چنان داخل ایرانند و یا فعالیتشان را از داخل ایران آغاز کرده‌اند.»

aasoo.org/fa/podcast/4783
@NashrAasoo 🔻
با هم پیچ‌ را شل می‌کنیم
✍🏼 مانا نیستانی

@NashrAasoo 🔺