«بهرام بیضائی به گفتهی افشین هاشمی»؛ قالی طناز سخنگو
افشین هاشمی در گفتگو با شبنم طلوعی
«جالبترین چیز راجع به آقای بیضائی که در تصویر بیرونی کاملاً ناپیداست، طنّازیِ بهغایتِ ایشان است. یعنی وقتی عکسِ روی جلد کتاب زاون قوکاسیان را میبینیم با آن اخم و بعد مصاحبههای تند و بیپروایی که اصلاً هیچ تعارفی ندارد میگویی مگر ممکن است پشتِ همهی اینها یکی از بامزهترین آدمها ــ آره، بگذار بگویم بامزه! چرا بیخودی کلماتِ ادبیِ طناز و مفرّح و اینها به کار ببرم؟ نه؟ رسماً بامزه ــ وجود دارد؛ که به نظر من از هوشی سرشار میآید. خود طنز از کجا میآید؟ از کات زدن دو لحظه به هم که لزوماً بههم مرتبط نیستند ولی در یک چیدمان جدید، غریب بودنشان خنده میآفریند.»
@NashrAasoo 💭
افشین هاشمی در گفتگو با شبنم طلوعی
«جالبترین چیز راجع به آقای بیضائی که در تصویر بیرونی کاملاً ناپیداست، طنّازیِ بهغایتِ ایشان است. یعنی وقتی عکسِ روی جلد کتاب زاون قوکاسیان را میبینیم با آن اخم و بعد مصاحبههای تند و بیپروایی که اصلاً هیچ تعارفی ندارد میگویی مگر ممکن است پشتِ همهی اینها یکی از بامزهترین آدمها ــ آره، بگذار بگویم بامزه! چرا بیخودی کلماتِ ادبیِ طناز و مفرّح و اینها به کار ببرم؟ نه؟ رسماً بامزه ــ وجود دارد؛ که به نظر من از هوشی سرشار میآید. خود طنز از کجا میآید؟ از کات زدن دو لحظه به هم که لزوماً بههم مرتبط نیستند ولی در یک چیدمان جدید، غریب بودنشان خنده میآفریند.»
@NashrAasoo 💭
❤27👍4👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقشِ یک اجبار بر شانههای کوه، نگاهی به مجموعه کولبرانِ ناصر قاضیزاده
🎥 زانیار عمرانی
کولبران در آثار ناصر قاضیزاده تنها کارگرانی در مرزهای جغرافیایی نیستند، بلکه نماد انسانهاییاند که در مرزهای بقا حرکت میکنند، میان زندگی و مرگ، میان امید و ناامیدی. بدنهای خمیده، مسیرهای صعبالعبور و بارهای سنگین، در نقاشیهای او به زبان بصریِ رنجی تاریخی و تکرارشونده بدل میشوند.
ناصر قاضیزاده، متولد ۱۹۴۶ در سقزِ کردستان، از کودکی، با الهام از سنتهای حماسی کهن، به نقاشی روی آورد و خیلی زود جهان خود را از خلال تصویر و روایت شکل داد. تحصیل در دانشکدهی هنرهای زیبا در تهران و سپس مهاجرت به پاریس پس از انقلاب، نقطهی عطفی در شکلگیری نگاه هنری او بود، جایی که به گفتهی خودش، در مواجهه با هنر اروپا و تجربهی زیستهی تبعید، زبان بصریاش دگرگون شد.
@NashrAasoo 💭
🎥 زانیار عمرانی
کولبران در آثار ناصر قاضیزاده تنها کارگرانی در مرزهای جغرافیایی نیستند، بلکه نماد انسانهاییاند که در مرزهای بقا حرکت میکنند، میان زندگی و مرگ، میان امید و ناامیدی. بدنهای خمیده، مسیرهای صعبالعبور و بارهای سنگین، در نقاشیهای او به زبان بصریِ رنجی تاریخی و تکرارشونده بدل میشوند.
ناصر قاضیزاده، متولد ۱۹۴۶ در سقزِ کردستان، از کودکی، با الهام از سنتهای حماسی کهن، به نقاشی روی آورد و خیلی زود جهان خود را از خلال تصویر و روایت شکل داد. تحصیل در دانشکدهی هنرهای زیبا در تهران و سپس مهاجرت به پاریس پس از انقلاب، نقطهی عطفی در شکلگیری نگاه هنری او بود، جایی که به گفتهی خودش، در مواجهه با هنر اروپا و تجربهی زیستهی تبعید، زبان بصریاش دگرگون شد.
@NashrAasoo 💭
❤26👍5💔2👎1👏1
«انقلاب لزوماً و صرفاً نتیجهی اجتنابناپذیر بحرانهای اقتصادی نیست. بسیاری از دولتهای اقتدارگرا توانستهاند با ترکیبی از سرکوب، جیرهبندی، یارانههای گزینشی، توسل به احساسات ملیگرایانه و کنترل اطلاعات، دورههای طولانی تورم شدید را پشت سر بگذارند. امروزه یکی از پرسشهای مهم در مباحث اقتصادی این است که در این شرایط چه شکلهایی از اختلال اجتماعی محتملتر میشود و تا چه حد میتواند تشدید شود.»
aasoo.org/fa/articles/5387
@NashrAasoo 🔻
aasoo.org/fa/articles/5387
@NashrAasoo 🔻
👍10❤4
قیمت نان شب، ناامیدی از فردای کار
فرهاد ثابتان
✍ در بهار ۱۴۰۵، هر خانوار تهرانیای که برای خرید مایحتاج هفتگی به بازار میرود، با قیمتهایی روبهرو میشود که بیش از دو برابر سال پیش است. روغن، برنج، مرغ، نان. قیمت این کالاهای اساسی که بخش اصلیِ بودجهی خانوار را تشکیل میدهد دچار جهشی بیسابقه شده، در حالی که دستمزدها کموبیش راکد مانده و ریال نزدیک به نیمی از ارزش خود را در برابر دلار از دست داده است. برای میلیونها خانوار ایرانی، این تجربهای است روزمره: مواجهشدن با این واقعیت که درآمد ناچیزشان برای تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی کافی نیست.
✍ تورم در حالت عادی آسیبهای فراوانی دارد؛ اما تورم بالا و مزمن، بهویژه وقتی قیمت مواد غذایی، سوخت، اجاره و دارو را بالا میبرد، ماهیتی متفاوت پیدا میکند: رنج اقتصادی به خشم سیاسی تبدیل میشود. این فرایند از کاهش قدرت خرید آغاز میشود. وقتی قیمتها سریعتر از دستمزدها و مستمریها افزایش مییابد، خانوارها سقوط مستقیم و مداوم سطح زندگی خود را تجربه میکنند. اما این فرسایش به شکل یکسانی توزیع نمیشود. خانوارهای ثروتمندتر و افرادی که از ارتباطات سیاسی برخوردارند، میتوانند پسانداز خود را به دلار، طلا، مسکن یا داراییهای خارجی تبدیل کنند و مانع از کاهش امکانات مالیِ خود شوند. اما اکثریت بزرگی از مردم عادی ــ آموزگاران، پرستاران، کارگران، کارمندان دولت، بازنشستگان و کسانی که به حقوق ثابت یا مستمری وابستهاند ــ چنین امکانی ندارند. در واقع، تورم مثل نوعی مالیاتِ تنازلی عمل میکند و بارِ خود را بر دوش آسیبپذیرترین افراد میاندازد؛ به عبارت دیگر، کسانی که درآمد کمتری دارند مالیات بیشتری میپردازند. این مالیاتِ پنهانی برای طبقهی متوسط و فقیر نوعی تجربهی ملموس بیعدالتی و ناامنی اجتماعی است زیرا صاحبان مال و مکنت از آن مصوناند.
✍ در ایران امروز، افزایش هزینهی کالاهای اساسی و گسترش بیکاری صرفاً نوعی فشار اقتصادی نیست بلکه نشانهی شکافی است میان فشارهای تحمیلی به خانوارها و تواناییِ نهادهای سیاسی برای پاسخگویی مؤثر به آن. اینکه این بحران به بیثباتی اجتماعیِ بلندمدت بینجامد یا بهتدریج مهار شود، به عوامل مختلفی بستگی دارد که مهمترینشان سیاستهای آیندهی حکومت ایران، دولتهای غربی و نهادهای بینالمللی است. آنچه اکنون بهوضوح دیده میشود، وضعیتِ بحرانیِ نابسامانی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است، وضعیتی که بیاعتنایی به آن پیامدهایی فراتر از قیمت نان خواهد داشت.
@NashrAasoo 💭
فرهاد ثابتان
✍ در بهار ۱۴۰۵، هر خانوار تهرانیای که برای خرید مایحتاج هفتگی به بازار میرود، با قیمتهایی روبهرو میشود که بیش از دو برابر سال پیش است. روغن، برنج، مرغ، نان. قیمت این کالاهای اساسی که بخش اصلیِ بودجهی خانوار را تشکیل میدهد دچار جهشی بیسابقه شده، در حالی که دستمزدها کموبیش راکد مانده و ریال نزدیک به نیمی از ارزش خود را در برابر دلار از دست داده است. برای میلیونها خانوار ایرانی، این تجربهای است روزمره: مواجهشدن با این واقعیت که درآمد ناچیزشان برای تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی کافی نیست.
✍ تورم در حالت عادی آسیبهای فراوانی دارد؛ اما تورم بالا و مزمن، بهویژه وقتی قیمت مواد غذایی، سوخت، اجاره و دارو را بالا میبرد، ماهیتی متفاوت پیدا میکند: رنج اقتصادی به خشم سیاسی تبدیل میشود. این فرایند از کاهش قدرت خرید آغاز میشود. وقتی قیمتها سریعتر از دستمزدها و مستمریها افزایش مییابد، خانوارها سقوط مستقیم و مداوم سطح زندگی خود را تجربه میکنند. اما این فرسایش به شکل یکسانی توزیع نمیشود. خانوارهای ثروتمندتر و افرادی که از ارتباطات سیاسی برخوردارند، میتوانند پسانداز خود را به دلار، طلا، مسکن یا داراییهای خارجی تبدیل کنند و مانع از کاهش امکانات مالیِ خود شوند. اما اکثریت بزرگی از مردم عادی ــ آموزگاران، پرستاران، کارگران، کارمندان دولت، بازنشستگان و کسانی که به حقوق ثابت یا مستمری وابستهاند ــ چنین امکانی ندارند. در واقع، تورم مثل نوعی مالیاتِ تنازلی عمل میکند و بارِ خود را بر دوش آسیبپذیرترین افراد میاندازد؛ به عبارت دیگر، کسانی که درآمد کمتری دارند مالیات بیشتری میپردازند. این مالیاتِ پنهانی برای طبقهی متوسط و فقیر نوعی تجربهی ملموس بیعدالتی و ناامنی اجتماعی است زیرا صاحبان مال و مکنت از آن مصوناند.
✍ در ایران امروز، افزایش هزینهی کالاهای اساسی و گسترش بیکاری صرفاً نوعی فشار اقتصادی نیست بلکه نشانهی شکافی است میان فشارهای تحمیلی به خانوارها و تواناییِ نهادهای سیاسی برای پاسخگویی مؤثر به آن. اینکه این بحران به بیثباتی اجتماعیِ بلندمدت بینجامد یا بهتدریج مهار شود، به عوامل مختلفی بستگی دارد که مهمترینشان سیاستهای آیندهی حکومت ایران، دولتهای غربی و نهادهای بینالمللی است. آنچه اکنون بهوضوح دیده میشود، وضعیتِ بحرانیِ نابسامانی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است، وضعیتی که بیاعتنایی به آن پیامدهایی فراتر از قیمت نان خواهد داشت.
@NashrAasoo 💭
Telegraph
قیمت نان شب، ناامیدی از فردای کار
در بهار ۱۴۰۵، هر خانوار تهرانیای که برای خرید مایحتاج هفتگی به بازار میرود، با قیمتهایی روبهرو میشود که بیش از دو برابر سال پیش است. روغن، برنج، مرغ، نان. قیمت این کالاهای اساسی که بخش اصلیِ بودجهی خانوار را تشکیل میدهد دچار جهشی بیسابقه شده، در حالی…
💔14❤8
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نسل زدیها چه میخواهند؟
🔸 نسل زد (Z) که در ایران به متولدین سالهای آخر دههی هفتاد و دههی هشتادی ها میگویند، نسلیست که با اینترنت و شبکههای اجتماعی بزرگ شده، بیش از هر نسل دیگری با جهان خارج در ارتباط بوده و به نظر میرسد که خواستههایی فراتر از محدودیتهای یک ساختار استبدادی دارد.
البته نسل زدیها مثل هر نسل دیگری ارزشها و نگرشهای بسیار گوناگونی دارند و نمیتوان تصویری یکدست از آنها داد. با این حال، برای شنیدن حرفهای آنها، در روزهای پیش از شروع جنگ با چند جوان نسل زد در تهران صحبت کردیم. از نوع زندگیشان، از تصویری که دیگران از این نسل دارند، از تفاوت سبک زندگیشان با زندگی نسل پیشین، از آروزها و امیدهایی که به آینده ایران دارند پرسیدیم. این قسمتی از پاسخ نیلا ۲۱ ساله است.
@NashrAasoo 💭
🔸 نسل زد (Z) که در ایران به متولدین سالهای آخر دههی هفتاد و دههی هشتادی ها میگویند، نسلیست که با اینترنت و شبکههای اجتماعی بزرگ شده، بیش از هر نسل دیگری با جهان خارج در ارتباط بوده و به نظر میرسد که خواستههایی فراتر از محدودیتهای یک ساختار استبدادی دارد.
البته نسل زدیها مثل هر نسل دیگری ارزشها و نگرشهای بسیار گوناگونی دارند و نمیتوان تصویری یکدست از آنها داد. با این حال، برای شنیدن حرفهای آنها، در روزهای پیش از شروع جنگ با چند جوان نسل زد در تهران صحبت کردیم. از نوع زندگیشان، از تصویری که دیگران از این نسل دارند، از تفاوت سبک زندگیشان با زندگی نسل پیشین، از آروزها و امیدهایی که به آینده ایران دارند پرسیدیم. این قسمتی از پاسخ نیلا ۲۱ ساله است.
@NashrAasoo 💭
❤29👎4👏2💔1
قیمت نان شب، ناامیدی از فردای کار
فرهاد ثابتان
✍️ تجربهی تاریخی نشان میدهد که هرگاه تورم (بهویژه تورم پایدار در قیمت کالاهای ضروری) و بیکاری همزمان رخ میدهد، پیامد آن نه فقط دشواریِ معیشتی بلکه رکود تورمی است: اقتصادی که در آن قیمتها افزایشی تصاعدی دارد، در حالیکه فرصتهای شغلی از میان میرود و تولید کاهش مییابد. چنین ترکیبی یکی از خطرناکترین وضعیتهای سیاسی برای حکومت هر کشوری است. درک این فرایند و اینکه تا چه اندازه میتواند به وضعیت اجتماعی ایران آسیب برساند، برای ترسیم مسیر آیندهی کشور ضروری است.
aasoo.org/fa/articles/5387
@NashrAasoo 💭
فرهاد ثابتان
✍️ تجربهی تاریخی نشان میدهد که هرگاه تورم (بهویژه تورم پایدار در قیمت کالاهای ضروری) و بیکاری همزمان رخ میدهد، پیامد آن نه فقط دشواریِ معیشتی بلکه رکود تورمی است: اقتصادی که در آن قیمتها افزایشی تصاعدی دارد، در حالیکه فرصتهای شغلی از میان میرود و تولید کاهش مییابد. چنین ترکیبی یکی از خطرناکترین وضعیتهای سیاسی برای حکومت هر کشوری است. درک این فرایند و اینکه تا چه اندازه میتواند به وضعیت اجتماعی ایران آسیب برساند، برای ترسیم مسیر آیندهی کشور ضروری است.
aasoo.org/fa/articles/5387
@NashrAasoo 💭
💔15❤8
با وجود اینکه کمیسر متهم میکنددر ژانر حادثهای-هیجانی ساخته شده و ظاهرش با دنیای انتزاعی و ابزورد کرگدنها متفاوت است، اما هر دو اثر در لایههای زیرین خود به یک فاجعهی انسانی واحد میپردازند: اینکه چگونه افراد یک جامعه، استقلال فردیشان را فدای همرنگی با موجی ترسناک میکند. در نمایشنامهی یونسکو، شخصیت ژان (دوست صمیمی برانژه) به او خیانت میکند و کرگدن میشود. در فیلم کمیسر مولدووان هم شاهد شخصیتهایی هستیم که قبلاً جایگاه اجتماعی محترمی داشتند (وکیل، قاضی، افسر)، اما برای حفظ قدرت یا از روی ترس، با لژیونرها همرنگ میشوند. در مقابل، تنهاترین آدم فیلم، خودِ کمیسر مولدووان است. او دقیقاً مانند برانژه در پایان کرگدنها، آخرین فردی است که «انسان» باقی مانده و حاضر نیست رنگ عوض کند. وقتی همکارانش به او پشت میکنند یا به او فشار میآورند که با جریان روز (فاشیسم) همراه شود، او با ایستادگیاش بر «قانون» و «اخلاق فردی»، استقلال خود را حفظ میکند.
aasoo.org/fa/articles/5355
@NashrAasoo 💭
aasoo.org/fa/articles/5355
@NashrAasoo 💭
❤17👍8😢1
«در روزگار بحران، جنگ، اعتراض و قطبیشدن جامعه، پرسش از نسبت مردم با حقیقت اهمیت بیشتری پیدا میکند. آیا انسانها در چنین شرایطی بیش از گذشته به دنبال واقعیت میروند یا برعکس، آنچه را که با باورها و هویتشان سازگار است ترجیح میدهند؟ چرا گاهی ارائهی شواهد و دادههای مستند نه تنها باعث تغییر نظر مخاطب نمیشود، بلکه خشم و واکنش منفی او را برمیانگیزد؟»
aasoo.org/fa/articles/5394
@NashrAasoo 🔻
aasoo.org/fa/articles/5394
@NashrAasoo 🔻
❤15👎1