مجلهی سینمایی «فیلم امروز» در سرمقالهی شمارهی تازهی خود «عبور از میدان مین» نوشته که سرویس اشتراک مجله را منحل کرده چون دیگر قادر به پیشبینی اوضاع اقتصادی نیست. سال گذشته گردانندگان این مجله چهار بار قیمت تکفروشی مجله را افزایش دادند و با این وضعیت «در آینده نیز با توجه به افزایش قیمت کاغذ و سایر هزینههای تولید، قاعدتاً هر شمارهی مجله را ناچار باید با قیمت بیشتری عرضه کنیم، چیزی که در مطبوعات جهان بیسابقه است. با افزایش شماره به شمارهی قیمت مجله، تعیین بهای اشتراک یک ساله و حتی شش ماهه ناممکن و فاقد توجیه اقتصادی است.» بخش اشتراک یکی از بخشهای مهم مالی هر نشریهای است که مخاطبان از پیش هزینهی اشتراک مثلاً سالانه را میپردازند و بعد از انتشار هر شماره، مجله به آدرس آنها فرستاده میشود. حالا با افزایش شدید قیمت کاغذ و چاپ از یک سو و افزایش هزینهی ارسال از سوی دیگر، گردانندگانِ «مجله فیلم امروز» که از پیشکسوتان روزنامهنگاری ایران هستند، ناچار شدهاند بعد از بیش از چهار دهه انتشارِ مجلهی «فیلم» و «فیلم امروز» بخش اشتراک را تعطیل کنند.
aasoo.org/fa/articles/5419
@NashrAasoo 💭
aasoo.org/fa/articles/5419
@NashrAasoo 💭
😢20❤6
بدون پذیرش تکثر، عبور از دیکتاتوری ممکن نیست
مهرانگیز کار در گفتگو با مریم فومنی
«صاحبان اندیشههای مختلف هنوز آمادگی ندارند درک کنند که اگر برای خودشان حقی قائلاند، باید برای دیگری هم حق قائل باشند. آنها باید بپذیرند که این جامعه تکثرگرا است. باید بپذیرند که این جامعه هم آدم مذهبی میانهرو دارد، هم مذهبی رادیکال دارد، هم مارکسیست دارد، هم ملیمذهبی و جبههی ملی دارد و هم آدمهای بیخدا و کاملاً لائیک دارد.
ایران آینده اگر بتواند حکومتی چندصدایی داشته باشد، تازه آنوقت است که میتوانیم بگوییم در مسیر دموکراسی حرکت میکنیم. دموکراسی از آسمان نمیآید، بستر دموکراسی، یک جامعهی مدنی متکثر است. و برای همین است که این حکومت از ابتدا تا امروز بیشترین دشمنی را با جامعهی مدنی داشته است. برای اینکه میداند در بستر یک جامعهی مدنی متکثر است که مخالفانش میتوانند متشکل شوند، نیرومند شوند و آن را نقد کنند.»
@NashrAasoo 💭
مهرانگیز کار در گفتگو با مریم فومنی
«صاحبان اندیشههای مختلف هنوز آمادگی ندارند درک کنند که اگر برای خودشان حقی قائلاند، باید برای دیگری هم حق قائل باشند. آنها باید بپذیرند که این جامعه تکثرگرا است. باید بپذیرند که این جامعه هم آدم مذهبی میانهرو دارد، هم مذهبی رادیکال دارد، هم مارکسیست دارد، هم ملیمذهبی و جبههی ملی دارد و هم آدمهای بیخدا و کاملاً لائیک دارد.
ایران آینده اگر بتواند حکومتی چندصدایی داشته باشد، تازه آنوقت است که میتوانیم بگوییم در مسیر دموکراسی حرکت میکنیم. دموکراسی از آسمان نمیآید، بستر دموکراسی، یک جامعهی مدنی متکثر است. و برای همین است که این حکومت از ابتدا تا امروز بیشترین دشمنی را با جامعهی مدنی داشته است. برای اینکه میداند در بستر یک جامعهی مدنی متکثر است که مخالفانش میتوانند متشکل شوند، نیرومند شوند و آن را نقد کنند.»
@NashrAasoo 💭
👍31❤9👎9👏1
«سال ۱۹۴۶، بر صحنهی یک تئاتر عمومی در تهران، سه زن به نامهای نِستا رمضانی، هایده احمدزاده و ویلما پروتیوا برای اجرای رقصی با عنوان کاروان ظاهر شدند. این اجرا نقطهی عطفی در تاریخ حضور زنان بر صحنهی نمایش در ایران به شمار میآمد؛ چرا که تا پیش از آن، حضور زنانی از اقشار متوسط و تحصیلکرده در فضای عمومی تحت عنوان رقصنده، عملاً ممکن نبود اما اجرای نمایش رقص کاروان در واقع واکنشی بود به قرنها دگردیسی، حذف و استحالهی بدن که ریشه در اعماق تاریخ ایران داشت.»
aasoo.org/fa/articles/5417
@NashrAasoo 🔻
aasoo.org/fa/articles/5417
@NashrAasoo 🔻
❤16
نمایش رقص کاروان و حضور زنان بر صحنهی نمایش عمومی در ایران
سوما نگهدارینیا
«با آغاز دوران پهلوی اول و پروژهی مدرنیزاسیون، تلاش شد تا با کشف حجاب، حضور فیزیکی زن در فضای عمومی بازتعریف شود. اما در دهههای بعد این حضور در نسبت با رقص زنان بار دیگر با چالش روبرو شد. در دههی ۱۹۴۰ در کافههای مرکز تهران و لالهزار، رقص موسوم به کابارهای رواج یافت که در آن زنان در همراهی با گروه موسیقی برای مشتریان در فضای بستهی کافهها و بارها میرقصیدند، اگرچه این رقصندگان زن جسارتِ حضور بر صحنه را داشتند، با این حال در نگاهِ حاکم و ذهنیت سنتی آن زمان، بدنِ آنها صرفاً به کالایی برای لذتِ مردانه تعبیر میشد. همین امر باعث شد تا زنانِ طبقات متوسط و تحصیلکرده، برای حفظِ شأن اجتماعی خود، از رقص در عرصهی عمومی دوری بجویند.
در چنین فضای غبارآلودی بود که نستا رمضانی، هایده احمدزاده و ویلما پروتیوا با اجرای نمایش رقص کاروان، تلاش کردند زبانِ بدن برای رقص زنان را تغییر دهند.»
@NashrAasoo 💭
سوما نگهدارینیا
«با آغاز دوران پهلوی اول و پروژهی مدرنیزاسیون، تلاش شد تا با کشف حجاب، حضور فیزیکی زن در فضای عمومی بازتعریف شود. اما در دهههای بعد این حضور در نسبت با رقص زنان بار دیگر با چالش روبرو شد. در دههی ۱۹۴۰ در کافههای مرکز تهران و لالهزار، رقص موسوم به کابارهای رواج یافت که در آن زنان در همراهی با گروه موسیقی برای مشتریان در فضای بستهی کافهها و بارها میرقصیدند، اگرچه این رقصندگان زن جسارتِ حضور بر صحنه را داشتند، با این حال در نگاهِ حاکم و ذهنیت سنتی آن زمان، بدنِ آنها صرفاً به کالایی برای لذتِ مردانه تعبیر میشد. همین امر باعث شد تا زنانِ طبقات متوسط و تحصیلکرده، برای حفظِ شأن اجتماعی خود، از رقص در عرصهی عمومی دوری بجویند.
در چنین فضای غبارآلودی بود که نستا رمضانی، هایده احمدزاده و ویلما پروتیوا با اجرای نمایش رقص کاروان، تلاش کردند زبانِ بدن برای رقص زنان را تغییر دهند.»
@NashrAasoo 💭
❤38😢3💔1
مقبرهی میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل و ملکالمتکلمین دو روزنامهنگار و خطیب مشروطهخواه که به دار آویخته شدند، ساختمان کوچک و سادهای در تهران است که از سالها پیش در دست مرمت بوده اما هنوز مخروبهای از یاد رفته به نظر میرسد.
aasoo.org/fa/notes/3330
@NashrAasoo 💭
aasoo.org/fa/notes/3330
@NashrAasoo 💭
1😢27💔13❤6