«در این مقاله ۲۵۶ کامنت کاربران در پاسخ به یک پست اینستاگرامی آسو با هشتگ #همهیایرانها۱۴۲۰ بررسی شده است. این کامنتها به هیچوجه نمونهای آماری از کل جامعهی ایران نیستند و نمیتوان نتایج را به همهی ایرانیان تعمیم داد. هدف، چیز دیگری است: اینکه ببینیم در میان این مجموعه از صداهای متفاوت، چه تصویری از «ایران مطلوب» شکل میگیرد.»
aasoo.org/fa/articles/5445
@NashrAasoo 💭
aasoo.org/fa/articles/5445
@NashrAasoo 💭
❤8
«هدایتالله نیرسینا استاد دانشکده ادبیات تهران، شاعر و ترانهسرا بود. روحالله خالقی او را «استاد باذوق و شاعر شیرینگفتار» میخواند. خوانندگانی چون قمرالملوک وزیری، روحانگیز، بنان، مرضیه و پوران اشعار او را خواندهاند. نیرسینا اما به سرودن اکتفا نکرد و به پژوهشی گسترده در ماجرای سرود و ترانه در ایران دست زد.»
aasoo.org/index.php/fa/articles/5443
@NashrAasoo 🔻
aasoo.org/index.php/fa/articles/5443
@NashrAasoo 🔻
❤11
«نیرسینا در یکم مهر ماه ۱۲۹۴ در نراق از توابع دلیجان در خانوادهای بهائی به دنیا آمد. شش ساله بود که پدرِ شاعر و خوشصدایش را از دست داد و به اتفاق برادر بزرگترش به تهران کوچید. در دانشسرای عالی تهران در رشتهی ادبیات فارسی درس خواند و بعدها دکترای خود را از دانشگاه تهران دریافت کرد. در خانوادهای پرورش یافت که اهل ادب و دارای قریحهی هنری بودند. نام فامیلیاش نیز احتمالاً برگرفته از نام دو شاعر بهائی اهل سهده اصفهان به نامهای نیّر و سینا بود. پدرش محمد نراقی اکثر غزلیات حافظ و سعدی را از بر داشت. هدایت نیز از کودکی قریحهی شعرسرایی داشت و اشعار کودکانه میسرود. از همان اوان، به سرودههای ملکالشعرای بهار سخت دل بست. و در نوجوانی، توسط یکی دو نفر از هنرمندان آن دوران به بهار معرفی شد و «مورد تعریف و تشویق مخصوص استاد سخن قرار گرفت.» بدین ترتیب، به ترانهسرایی راغب شد. صدها سرود و ترانه نوشت؛ در جنبههای عشقی، ملی، میهنی، سیاسی، فرهنگی و آموزشی. از جمله بیشتر سرودهای رسمی کشور همچون سرود رسمی تاجگذاری، سرود دانشگاه، سرود هفده دی، سرود ژاندارمری و سرود معلم. »
@NashrAasoo 💭
@NashrAasoo 💭
❤23
هندوها افسانهای دربارهی پرندهای اساطیری به نام بِهروندا (Bherunda) دارند. این پرنده یک بدن، اما دو گردن، دو سر و دو آگاهی جداگانه داشت. این دو سر پس از مدتزمانی بیپایان که در کنار یکدیگر زیسته بودند، از هم متنفر شدند و تصمیم گرفتند به یکدیگر آسیب برسانند. هریک سنگریزه و زهر بلعید و نتیجه پیشبینیپذیر بود: سراسرِ بدن پرندهی بِهروندا به تشنج افتاد و با فریادهای بلند درد جان سپرد. رحمتِ بیکران کریشنا او را دوباره زنده کرد تا برای همیشه به انسانها یادآوری کند که فرجام هر نفرتی چیست.
ما که در دموکراسیهای تازهتأسیس اروپا زندگی میکنیم، باید هر روز این افسانه را به خود یادآوری کنیم. همینکه یکی از ما تسلیم وسوسهی نفرت از دیگری شود، سرنوشتِ همهی ما به سرنوشت پرندهی بِهروندا خواهد انجامید.
اما با یک تفاوت:
در این جهان، کریشنایی در کار نخواهد بود که ما را از مصیبت تازهمان رهایی بخشد.
aasoo.org/fa/articles/5446
@NashrAasoo 💭
ما که در دموکراسیهای تازهتأسیس اروپا زندگی میکنیم، باید هر روز این افسانه را به خود یادآوری کنیم. همینکه یکی از ما تسلیم وسوسهی نفرت از دیگری شود، سرنوشتِ همهی ما به سرنوشت پرندهی بِهروندا خواهد انجامید.
اما با یک تفاوت:
در این جهان، کریشنایی در کار نخواهد بود که ما را از مصیبت تازهمان رهایی بخشد.
aasoo.org/fa/articles/5446
@NashrAasoo 💭
❤33👍12👏3