این روزها به میزان زیادی همه با ابهام شرایط ایرانمون مواجه هستیم .
این ابهام چه بدانیم چه ندانیم بخشی از انرژی و توان فکری ما را به خودش اختصاص می دهد .
هیچ معلوم نیست که این ابهام و این شرایط تا کی است .
برای مدیریت زندگی شخصی و بیزینس هامون بیشتر از همیشه نیاز داریم به نظم و روتین ، سیستم سازی و شفاف کردن تا به به این شکل باز ابهام و بی نظمی ذهنمان سبک شود .
لطفا تا جایی که می توانید برای خودتان و همکارانتان شرایط این موضوع را فراهم کنید ...
این روزها این بخش از امکانات سامر یکی از مهمترین بازخوردهای لذت بخشی است که از همراهان دریافت می کنیم . سامر تونسته به مدیران کمک کنه بهره وری تیم و بیزینسشان را حتی در شرایط فعلی بالا ببرند .شما هم اگر خواستید امتحان بفرمایید :
saamer.ir
این ابهام چه بدانیم چه ندانیم بخشی از انرژی و توان فکری ما را به خودش اختصاص می دهد .
هیچ معلوم نیست که این ابهام و این شرایط تا کی است .
برای مدیریت زندگی شخصی و بیزینس هامون بیشتر از همیشه نیاز داریم به نظم و روتین ، سیستم سازی و شفاف کردن تا به به این شکل باز ابهام و بی نظمی ذهنمان سبک شود .
لطفا تا جایی که می توانید برای خودتان و همکارانتان شرایط این موضوع را فراهم کنید ...
این روزها این بخش از امکانات سامر یکی از مهمترین بازخوردهای لذت بخشی است که از همراهان دریافت می کنیم . سامر تونسته به مدیران کمک کنه بهره وری تیم و بیزینسشان را حتی در شرایط فعلی بالا ببرند .شما هم اگر خواستید امتحان بفرمایید :
saamer.ir
👍2
Forwarded from تبلیغات |مدیران ایران
🔗 وقتی مشتری زنگ میزند، سابقهاش هم باید همانجا باشد
اگر تیم فروش یا پشتیبانی شما هر روز با مشتریها تماس دارد، جدا بودن مرکز تلفن و CRM یعنی بخشی از زمان تیم صرف پیدا کردن اطلاعاتی میشود که باید همان لحظه در دسترس باشد.
بسته فراگیر نواتل مرکز تلفن ابری، CRM و ابزارهای ارتباط با مشتری را کنار هم قرار میدهد تا تیم بتواند مسیر ارتباط با هر مشتری را یکپارچهتر مدیریت کند.
با این ساختار:
📞 تماس مشتری از بقیه اطلاعاتش جدا نمیماند.
👤 سابقه مشتری در دسترس تیم قرار میگیرد.
📝 پیگیریهای بعد از تماس راحتتر ثبت و دنبال میشوند.
👥 و ارتباط مشتری کمتر به حافظه یک کارشناس وابسته میماند.
برای تیمهایی که تماس و پیگیری بخش مهمی از کار روزانهشان است، این یعنی اطلاعات کمتر پراکنده و کنترل بیشتر روی مسیر مشتری.
🔗 ببینید بسته فراگیر نواتل چه ابزارهایی را یکجا در اختیارتان میگذارد.
@navatelir
☎️ 02182800000
اگر تیم فروش یا پشتیبانی شما هر روز با مشتریها تماس دارد، جدا بودن مرکز تلفن و CRM یعنی بخشی از زمان تیم صرف پیدا کردن اطلاعاتی میشود که باید همان لحظه در دسترس باشد.
بسته فراگیر نواتل مرکز تلفن ابری، CRM و ابزارهای ارتباط با مشتری را کنار هم قرار میدهد تا تیم بتواند مسیر ارتباط با هر مشتری را یکپارچهتر مدیریت کند.
با این ساختار:
📞 تماس مشتری از بقیه اطلاعاتش جدا نمیماند.
👤 سابقه مشتری در دسترس تیم قرار میگیرد.
📝 پیگیریهای بعد از تماس راحتتر ثبت و دنبال میشوند.
👥 و ارتباط مشتری کمتر به حافظه یک کارشناس وابسته میماند.
برای تیمهایی که تماس و پیگیری بخش مهمی از کار روزانهشان است، این یعنی اطلاعات کمتر پراکنده و کنترل بیشتر روی مسیر مشتری.
🔗 ببینید بسته فراگیر نواتل چه ابزارهایی را یکجا در اختیارتان میگذارد.
@navatelir
☎️ 02182800000
❤2
Forwarded from با متمم | هایلایت | محمدرضا شعبانعلی
استراتژی جمع «همهٔ چیزهای خوب» نیست
دیروز گفتگوی آقای عبده تبریزی و آقای محمد فاضلی رو نگاه کردم.
خدمت هر دو عزیز ارادت دارم و نکاتی که آقای عبده تبریزی دربارهٔ اقتصاد کلان فرمودند، قطعاً برای من و همهٔ دانشجویانشون آموزنده بود (چنانکه همیشه بوده).
اما در جایی از گفتگو آقای عبده تبریزی دربارهٔ سند چشمانداز ۲۰ ساله فرمودند که: «ما در سال ۱۳۸۴ این سند را تنظیم کردیم که هنوز احمدینژاد نیامده بود و هدفهای سند قابلتحقق بهنظر میرسید.»
اینکه عدم تحقق سند چشمانداز را به آمدن احمدینژاد (که قطعاً آسیب بزرگی به منافع ملی زد) ربط بدهیم، بهنظرم منطقی نیست.
سند چشمانداز از همان ابتدا یک سند کاملاً اشتباه بود. این سند انشای زیبایی بود که ماهیت استراتژیک نداشت (در حالی که یک سند بالادستی از این دست طبعاً باید ماهیت استراتژیک داشته باشد).
این سند «جمع همهٔ چیزهای خوب و جذاب بود.» استراتژی از این جنس نیست. استراتژی یعنی دست شستن از بسیاری چیزهای خوب و تعیین اولویت میان چیزهای خوب دیگر و مشخص کردن اینکه چه چیز خوبی را حاضریم پای چیز خوب دیگر قربانی کنیم.
اگر این سوالها در سندی پاسخ داده نشود، آن سند دیگر صرفاً یک انشا است.
یکی از افتخارات خودم را این میدانم که از همان سالها، وقتی استراتژی درس میدادم این سند را بهعنوان نمونهٔ یک سند کاملاً اشتباه تدریس میکردم و به دانشجویانم میگفتم که این سند، چشمانداز نیست، بلکه صرفاً چشمنواز است.
آن سند روز اول هم غلط بود؛ با احمدینژاد یا بیاحمدینژاد، برای ایران یا برای عربستان یا برای آمریکا.
انشای زیبایی بود که شاعرانه و جذاب مینمود. اما قضاوت من این است که هر کس که اندک سوادی در استراتژی داشت، هیچوقت حاضر نمیشد زیر آن انشا را امضا کند.
#شاید_موقت
دیروز گفتگوی آقای عبده تبریزی و آقای محمد فاضلی رو نگاه کردم.
خدمت هر دو عزیز ارادت دارم و نکاتی که آقای عبده تبریزی دربارهٔ اقتصاد کلان فرمودند، قطعاً برای من و همهٔ دانشجویانشون آموزنده بود (چنانکه همیشه بوده).
اما در جایی از گفتگو آقای عبده تبریزی دربارهٔ سند چشمانداز ۲۰ ساله فرمودند که: «ما در سال ۱۳۸۴ این سند را تنظیم کردیم که هنوز احمدینژاد نیامده بود و هدفهای سند قابلتحقق بهنظر میرسید.»
اینکه عدم تحقق سند چشمانداز را به آمدن احمدینژاد (که قطعاً آسیب بزرگی به منافع ملی زد) ربط بدهیم، بهنظرم منطقی نیست.
سند چشمانداز از همان ابتدا یک سند کاملاً اشتباه بود. این سند انشای زیبایی بود که ماهیت استراتژیک نداشت (در حالی که یک سند بالادستی از این دست طبعاً باید ماهیت استراتژیک داشته باشد).
این سند «جمع همهٔ چیزهای خوب و جذاب بود.» استراتژی از این جنس نیست. استراتژی یعنی دست شستن از بسیاری چیزهای خوب و تعیین اولویت میان چیزهای خوب دیگر و مشخص کردن اینکه چه چیز خوبی را حاضریم پای چیز خوب دیگر قربانی کنیم.
اگر این سوالها در سندی پاسخ داده نشود، آن سند دیگر صرفاً یک انشا است.
یکی از افتخارات خودم را این میدانم که از همان سالها، وقتی استراتژی درس میدادم این سند را بهعنوان نمونهٔ یک سند کاملاً اشتباه تدریس میکردم و به دانشجویانم میگفتم که این سند، چشمانداز نیست، بلکه صرفاً چشمنواز است.
آن سند روز اول هم غلط بود؛ با احمدینژاد یا بیاحمدینژاد، برای ایران یا برای عربستان یا برای آمریکا.
انشای زیبایی بود که شاعرانه و جذاب مینمود. اما قضاوت من این است که هر کس که اندک سوادی در استراتژی داشت، هیچوقت حاضر نمیشد زیر آن انشا را امضا کند.
#شاید_موقت
❤4
Forwarded from آموزش تفکر نقادانه (Mohammadreza Salimi)
📙 خلاصهی کتاب منطقی بودن: راهنمایی برای خوب اندیشیدن
📙 Being Logical: A Guide for Good Thinking
🖌 نویسنده: دی. کیو. مکاینرنی
📝 تلخیص: محمدرضا سلیمی
کتاب منطقی بودن: راهنمایی برای خوب اندیشیدن با هدف اصلی آموزش هنرِ درست اندیشیدن و تبدیل اصول منطق به مهارتی عملی در زندگی روزمره نوشته شده است. نویسنده قصد دارد به خواننده کمک کند تا از دانستن قواعد منطق فراتر برود و بتواند در عمل شفافتر، دقیقتر، منسجمتر و مؤثرتر بیندیشد. از نظر او ارزش واقعی منطق در حفظ کردن تعریفها و اصطلاحات تخصصی یا آشنایی نظری با ساختار استدلالها نیست؛ بلکه در توانایی بهکارگیری این دانش برای تشخیص حقیقت، ارزیابی ادعاها، حل مسائل و تصمیمگیری منطقیست. او صریحاً تأکید میکند که هدف کتاب تربیت متخصصان نظری منطق نیست، بلکه پرورش افرادیست که اصول منطقی را در زندگی خود به کار میگیرند.
از دیدگاه نویسنده منطقی اندیشیدن پیش از هر چیز به آمادگی ذهن نیاز دارد. انسان باید بیاموزد که با دقت به موقعیتها توجه کند، واقعیتها را از تصورات و برداشتهای شخصی متمایز سازد، اعتبار منابع اطلاعاتی را بسنجد و میان آنچه در ذهن دارد و آنچه در جهان واقع وجود دارد ارتباط برقرار کند. همچنین، باید بتواند افکار خود را با واژههایی روشن و دقیق بیان کند؛ زیرا ابهام، کلیگویی و استفاده نادرست از زبان میتواند زمینهی سوءتفاهم و استدلالهای نادرست را فراهم کند. بنابراین، منطقی بودن صرفاً به رعایت قواعد صوری استدلال محدود نیست، بلکه با دقت در مشاهده، شناخت واقعیت، وضوح مفاهیم و مسئولیتپذیری در بیان اندیشهها پیوند دارد.
هدف دیگر کتاب آموزش اصول بنیادی منطق و چگونگی استفاده از آنها در استدلال است. نویسنده به خواننده میآموزد که مقدمات یک استدلال باید از نظر درستی و ارتباط با نتیجه بررسی شوند و نتیجهگیری نباید از شواهد و مقدمات موجود فراتر برود. او همچنین بر اهمیت شناخت رابطهی علت و معلول، تعریف دقیق مفاهیم، پرهیز از تعمیمهای شتابزده و ارزیابی اعتبار استدلالها تأکید میکند. در این چارچوب، اندیشیدن منطقی فرایندی هدفمند است که باید به فهم بهتر مسائل و رسیدن به نتیجههای موجه کمک کند.
مکاینرنی در کنار آموزش شیوههای درست استدلال به موانع ذهنی و رفتاری تفکر منطقی نیز میپردازد. نگرشهای بسته، بدبینی افراطی، خوشبینی سادهلوحانه، غلبه احساسات بر استدلال و تمایل به پیروزی در بحث به جای کشف حقیقت از جمله عواملی هستند که میتوانند کیفیت تفکر را کاهش دهند. او با معرفی مغالطههایی مانند حمله به شخص، مرد پوشالی، دوراهی کاذب و استناد نادرست به اقتدار به خواننده کمک میکند تا هم خطاهای استدلال دیگران و هم ضعفهای احتمالی استدلالهای خود را تشخیص دهد.
نکتهی محوری کتاب این است که منطق باید در خدمت حقیقت باشد، نه در خدمت توجیه باورهای ازپیشپذیرفتهشده، پیروزی در بحث یا دفاع از منافع شخصی. ممکن است فردی در استدلال کردن مهارت داشته باشد، اما اگر مقدمات نادرستی را بپذیرد یا از استدلال برای توجیه خواستههای خود استفاده کند، لزوماً منطقی نمیاندیشد.
درآخر، نویسنده میخواهد خواننده به این فهم برسد که منطقی بودن یک توانایی ذاتی و تغییرناپذیر نیست، بلکه مهارتیست که با تمرین مستمر و استفاده از اصول درست اندیشیدن در موقعیتهای واقعی تقویت میشود. بنابراین، پیام اصلی کتاب این است: منطق را فقط یاد نگیرید؛ آن را به شیوهای برای زندگی و اندیشیدن تبدیل کنید.
آموزش تفکر نقادانه
@wikifallacy
📙 Being Logical: A Guide for Good Thinking
🖌 نویسنده: دی. کیو. مکاینرنی
📝 تلخیص: محمدرضا سلیمی
کتاب منطقی بودن: راهنمایی برای خوب اندیشیدن با هدف اصلی آموزش هنرِ درست اندیشیدن و تبدیل اصول منطق به مهارتی عملی در زندگی روزمره نوشته شده است. نویسنده قصد دارد به خواننده کمک کند تا از دانستن قواعد منطق فراتر برود و بتواند در عمل شفافتر، دقیقتر، منسجمتر و مؤثرتر بیندیشد. از نظر او ارزش واقعی منطق در حفظ کردن تعریفها و اصطلاحات تخصصی یا آشنایی نظری با ساختار استدلالها نیست؛ بلکه در توانایی بهکارگیری این دانش برای تشخیص حقیقت، ارزیابی ادعاها، حل مسائل و تصمیمگیری منطقیست. او صریحاً تأکید میکند که هدف کتاب تربیت متخصصان نظری منطق نیست، بلکه پرورش افرادیست که اصول منطقی را در زندگی خود به کار میگیرند.
از دیدگاه نویسنده منطقی اندیشیدن پیش از هر چیز به آمادگی ذهن نیاز دارد. انسان باید بیاموزد که با دقت به موقعیتها توجه کند، واقعیتها را از تصورات و برداشتهای شخصی متمایز سازد، اعتبار منابع اطلاعاتی را بسنجد و میان آنچه در ذهن دارد و آنچه در جهان واقع وجود دارد ارتباط برقرار کند. همچنین، باید بتواند افکار خود را با واژههایی روشن و دقیق بیان کند؛ زیرا ابهام، کلیگویی و استفاده نادرست از زبان میتواند زمینهی سوءتفاهم و استدلالهای نادرست را فراهم کند. بنابراین، منطقی بودن صرفاً به رعایت قواعد صوری استدلال محدود نیست، بلکه با دقت در مشاهده، شناخت واقعیت، وضوح مفاهیم و مسئولیتپذیری در بیان اندیشهها پیوند دارد.
هدف دیگر کتاب آموزش اصول بنیادی منطق و چگونگی استفاده از آنها در استدلال است. نویسنده به خواننده میآموزد که مقدمات یک استدلال باید از نظر درستی و ارتباط با نتیجه بررسی شوند و نتیجهگیری نباید از شواهد و مقدمات موجود فراتر برود. او همچنین بر اهمیت شناخت رابطهی علت و معلول، تعریف دقیق مفاهیم، پرهیز از تعمیمهای شتابزده و ارزیابی اعتبار استدلالها تأکید میکند. در این چارچوب، اندیشیدن منطقی فرایندی هدفمند است که باید به فهم بهتر مسائل و رسیدن به نتیجههای موجه کمک کند.
مکاینرنی در کنار آموزش شیوههای درست استدلال به موانع ذهنی و رفتاری تفکر منطقی نیز میپردازد. نگرشهای بسته، بدبینی افراطی، خوشبینی سادهلوحانه، غلبه احساسات بر استدلال و تمایل به پیروزی در بحث به جای کشف حقیقت از جمله عواملی هستند که میتوانند کیفیت تفکر را کاهش دهند. او با معرفی مغالطههایی مانند حمله به شخص، مرد پوشالی، دوراهی کاذب و استناد نادرست به اقتدار به خواننده کمک میکند تا هم خطاهای استدلال دیگران و هم ضعفهای احتمالی استدلالهای خود را تشخیص دهد.
نکتهی محوری کتاب این است که منطق باید در خدمت حقیقت باشد، نه در خدمت توجیه باورهای ازپیشپذیرفتهشده، پیروزی در بحث یا دفاع از منافع شخصی. ممکن است فردی در استدلال کردن مهارت داشته باشد، اما اگر مقدمات نادرستی را بپذیرد یا از استدلال برای توجیه خواستههای خود استفاده کند، لزوماً منطقی نمیاندیشد.
درآخر، نویسنده میخواهد خواننده به این فهم برسد که منطقی بودن یک توانایی ذاتی و تغییرناپذیر نیست، بلکه مهارتیست که با تمرین مستمر و استفاده از اصول درست اندیشیدن در موقعیتهای واقعی تقویت میشود. بنابراین، پیام اصلی کتاب این است: منطق را فقط یاد نگیرید؛ آن را به شیوهای برای زندگی و اندیشیدن تبدیل کنید.
آموزش تفکر نقادانه
@wikifallacy
Forwarded from سامر | saamer.ir
یه امکان جالب و کاربردی به سامر اضافه شد.
حالا سامر دستیار صوتی داره می توانید اگه دوست داشتید صوتی ازش در مدیریت بیزینستون کمک بگیرید.
saamer.ir
حالا سامر دستیار صوتی داره می توانید اگه دوست داشتید صوتی ازش در مدیریت بیزینستون کمک بگیرید.
saamer.ir