Audio
سخنرانی دکترشیری در رونمایی کتاب ویکتور فرانکل
در آغوش کشیدن امید
ترجمه محمود قلی پور
۳۲ دقیقه
۱۵ مرداد ۵
محل کتابسرای راوی
📍اسلایدهای سخنرانی
📍عکسهای مراسم
📍اینفوگرافی زمانی زندگی ویکتور فرانکل در سایت رسمی او
@drshiri
بازنشر در :
@modiriran مدیران ایران 🕊
در آغوش کشیدن امید
ترجمه محمود قلی پور
۳۲ دقیقه
۱۵ مرداد ۵
محل کتابسرای راوی
📍اسلایدهای سخنرانی
📍عکسهای مراسم
📍اینفوگرافی زمانی زندگی ویکتور فرانکل در سایت رسمی او
@drshiri
بازنشر در :
@modiriran مدیران ایران 🕊
❤4🕊1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
اقدامات فوری پس از هکشدن گوشی
1️⃣ قطع اتصال: گوشی را از اینترنت و وایفای جدا کنید (حالت پرواز)
2️⃣ تغییر رمزها: از طریق دستگاه دیگری، رمز حسابهای مهم (ایمیل، شبکههای اجتماعی، بانکی) را عوض کنید
3️⃣ تایید دومرحلهای: این قابلیت را روی همه حسابهای حساس فعال کنید
4️⃣ بررسی دسترسیها: لیست اپها و مجوزهای نصبشده را بررسی کنید و موارد مشکوک را حذف کنید
5️⃣ پاکسازی کامل (Factory Reset): در صورت شک به بدافزار عمیق، گوشی را ریست کامل کنید
6️⃣ بهروزرسانی سیستمعامل: پس از ریست، آخرین نسخه امن را نصب کنید
7️⃣ اطلاع به آشنایان: مخاطبان را از احتمال پیامهای جعلی از طرف خودتان آگاه کنید
🔗 وبسایت تواناتک
💸 tavaanatech
🔗 وبسایت تواناتک
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5👍3
Forwarded from 🕊 فرازتد⚡️(روشنگری)
ایدئولوژی چگونه مغز ما را تصرف میکند؟
#معرفی_کتاب مغز ایدئولوژیک
نوشته لیور زمیگراد
ایدئولوژی چگونه مغز ما را تصرف میکند؟
چرا بعضی آدمها به باورهایشان آنقدر محکم میچسبند که دیگر هیچ واقعیتی نمیتواند نظرشان را تغییر دهد؟ در این ویدیو سراغ کتاب میرویم؛ پژوهشی دربارهی رابطهی مغز، باورهای سیاسی، افراطگرایی و انعطافپذیری ذهن. آیا چپ و راست افراطی از نظر شیوهی فکرکردن به هم شبیهاند؟ ایدئولوژی چگونه مغز ما را تغییر میدهد و از کجا بفهمیم باور داریم یا ذهنمان در یک باور گیر کرده است؟
تصویری
youtu.be/48AWC25R0f8
نوشته لیور زمیگراد
ایدئولوژی چگونه مغز ما را تصرف میکند؟
چرا بعضی آدمها به باورهایشان آنقدر محکم میچسبند که دیگر هیچ واقعیتی نمیتواند نظرشان را تغییر دهد؟ در این ویدیو سراغ کتاب میرویم؛ پژوهشی دربارهی رابطهی مغز، باورهای سیاسی، افراطگرایی و انعطافپذیری ذهن. آیا چپ و راست افراطی از نظر شیوهی فکرکردن به هم شبیهاند؟ ایدئولوژی چگونه مغز ما را تغییر میدهد و از کجا بفهمیم باور داریم یا ذهنمان در یک باور گیر کرده است؟
تصویری
youtu.be/48AWC25R0f8
❤4
موضوع کتاب:
این کتاب دربارهی زندگی در لحظهی حال و رهایی از بند افکار منفی، اضطراب و رنجهایی است که از گذشته و آینده ناشی میشوند. اکهارت توله با زبانی ساده و عمیق، راهکارهایی برای دستیابی به آرامش ذهنی و بیداری معنوی ارائه میدهد.
نکات کلیدی کتاب:
لحظهی حال را بپذیر:
بزرگترین مانع خوشبختی، زندگی در گذشته یا نگرانی دربارهی آینده است. ذهن همیشه درگیر خاطرات و پیشبینیهاست، اما حقیقت و آرامش در لحظهی حال نهفته است.
ذهن تو دشمن تو نیست، اما باید مهارش کنی:
اکثر درد و رنجها نتیجهی افکاری هستند که بیوقفه در ذهن تکرار میشوند. آگاهی از این افکار و مشاهدهی آنها بدون قضاوت، اولین قدم برای رهایی است.
ایگوی خود را بشناس:
ایگو همان هویتی است که ما بر اساس افکار، عواطف و تجربیاتمان ساختهایم. توله میگوید که باید از این هویت جعلی فاصله بگیریم تا حقیقت درونمان را کشف کنیم.
مشاهدهگر باش، نه قاضی:
بهجای اینکه اسیر احساسات و افکار خود شوی، آنها را از بیرون ببین. این کار باعث میشود در دام افکار منفی نیفتی و آرامش بیشتری را تجربه کنی.
تسلیم شدن به لحظهی حال یعنی پذیرش آنچه هست:
مقاومت در برابر واقعیت، رنج ایجاد میکند. اگر بتوانیم آنچه را که هست بپذیریم (نه اینکه منفعل شویم)، دیگر نیازی به جنگیدن با زندگی نداریم.
بدن خود را احساس کن:
تمرکز بر تنفس و احساسات بدن، کمک میکند به لحظهی حال بازگردیم. این کار یکی از سادهترین روشهای مراقبه است.
عشق و شادی واقعی در درون توست:
خوشبختی وابسته به عوامل بیرونی نیست، بلکه از درون ما میجوشد. وقتی در لحظهی حال زندگی کنیم، عشق و آرامش درونی را تجربه خواهیم کرد.
نتیجهگیری:
«قدرت حال» یک راهنمای عملی برای کاهش استرس، اضطراب و رنجهای ذهنی است. این کتاب به ما میآموزد که با پذیرش لحظهی حال، از بند افکار مخرب رها شویم و به آرامش عمیق درونی دست یابیم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤10
Forwarded from مجتبی لشکربلوکی
🔲⭕️آیا کار ایران تمام است؟ راهی برای خلاصی از ساختارهای قفل شده هست؟
مجتبی لشکربلوکی
مدتی برای طرح ایران ۲۰۳۵ (طرحی مردم نهاد و غیردولتی برای آینده ایران) روی موقعیت ایران در شاخصهای بینالمللی کار کردم. با همه محدودیتی که شاخصهای بین المللی دارند اما تصویری -هر چند نه جامع و نه دقیق و نه کاملا منصفانه- از وضعیت ایران ارایه میدهند. در این گزارشها ما بلا استثناء در شاخصهایی که ساختارهای حکمرانی را نشان می دهد پایین تر از متوسط جهانیم و در برخی شان نه تنها از میانگین جهانی پایین تریم که وضعیت مان در طول زمان بدتر هم شده
شاخص ادراک فساد، رتبه ۱۵۳
شاخص حکمرانی خوب، رتبه ۱۲۵
شاخص حقوق مالکیت، رتبه ۱۱۳
شاخص آزادی اقتصادی، رتبه ۱۶۹
خب آیا این بدان معناست که کار ما تمام شده؟ و توسعه در ایران به بن بست رسیده؟ به نظر من جواب نه است!
چه چیزی من را امیدوار نگاه می دارد؟ در روزگاری که همه ما با دیدن کژنهادها (نهادهای کژکارکرد)، پوسیدگی نظام کشورداری و فرسودگی سازوکارهای حکمرانی، دچار نوعی «خستگی تاریخی» شدهایم، جرات میخواهد که میان «بنبست ساختاری» و «فقدان امکان» تفاوت گذاشت. ساختارها در بسیاری از حوزهها ناکارآمد، ناسازگار و قفلکنندهاند؛ اما این به معنای فقدان امکان توسعه نیست. این موضوع را بیشتر توضیح می دهم اول از منظر نظریات علمی و سپس تجربیات تاریخی.
در بخش عمدهای از تاریخ علوم اجتماعی، تمرکز بر جبرگرایی ساختاری بود؛ به طوری که ساختارهای کلان (نظیر طبقه، قانون، فرهنگ و دولت) بازیگران اصلی تحلیل محسوب میشدند و نقش عاملیتِ فردی به حاشیه میرفت. این تسلط تا ظهور نظریهپردازانی چون آنتونی گیدنز (استاد دانشگاه کمبریج) و مارگارت آرچر (استاد دانشگاه وارویک) ادامه داشت. این دو متفکر، با وجود اختلاف نظرهای عمیق در یک نکته مشترک بودند: انسان ها عروسک نیستند که فقط تابع ساختار و شرایط باشند، بلکه انسان ها می توانند با تصمیمها و کنشهایشان، ساختارها را حفظ کنند یا تغییر دهند.
☑️⭕️چهار مثال تاریخی را با هم مرور کنیم!
نمونه اول؛ بنگلادش؛ در دهه ۱۹۷۰، نظام بانکی رسمی این کشور، فقرا و زنان روستایی را اساساً به رسمیت نمیشناخت. در چنین وضعی، محمد یونس در سال ۱۹۷۶ با یک اقدام کوچک اما سرنوشتساز در روستای جبره، تنها ۲۷ دلار از پول شخصی خود را به ۴۲ زن فقیر قرض داد (تقریبا نفری نیم دلار)؛ اقدامی که بعدها به الگوی اعتبار خرد و سپس بانک گرامین با پوشش ۱۰ میلیون نفر و تسهیلات ۱.۴ میلیارد دلار شد. محمد یونس هم برنده جایزه نوبل صلح انجامید.
نمونه دوم: کنیا؛ در میانه دهه ۲۰۰۰، بخش بزرگی از جمعیت کنیا نمی توانستند حساب بانکی داشته باشند، هزینه انتقال پول بالا بود و حکومت ناتوان از حل مساله! در چنین فضایی، M-Pesa در سال ۲۰۰۷ راهاندازی شد، بدون آنکه منتظر اصلاح نظام بانکی توسط حکومت بماند، مبتنی بر فناوری امکان انتقال پول، پرداخت و پسانداز را برای میلیونها نفر فراهم کرد.
خب ممکن است بگویید همه این ها نمونه های خارجی اند. صبر کنید. دو نمونه آخر در مورد ایران است:
نمونه سوم ایران؛ در سرزمینی خشک و کمآب، آن هم در دورههایی که دولت مرکزی نه توان فنی کافی داشت و نه حضور مؤثر محلی، این جوامع محلی بودند که با دانش بومی، همکاری جمعی و قواعد عرفی، نظامی پیچیده برای حفر قنات، نگهداری و توزیع آب پدید آوردند.
نمونه چهارم ایران؛ جنبش مدارس جدید مردمی در دوره قاجار یک مثال بسیار درخشان است بهویژه کوششهای حسن رشدیه و شبکهای از خیرین، انجمنها و خانوادهها که با وجود ضعف ساختارهای رسمی، برای تأسیس و توسعه مدارس نوین پیشقدم شدند. این جامعه بود که با هزینه خود، با ریسک خود و با امید خود، بنیان بخشی از آموزش جدید را گذاشت.
شاید ایران درگیر نوعی قفلشدگی نهادی (Institutional Lock-in) است؛ یعنی نهادها بهگونهای شکل گرفتهاند که هم مسیر توسعه را مسدود می کند و هم تغییر خودشان دشوار شده. اما ایران به بن بست نرسیده، در لحظات این چنینی، این انسانهای خلاقاند که امیدی در برابر ساختارهای چلاق هستند. جامعهای که هنوز میاندیشد، میآفریند، سازگار میشود و راه میگشاید، هرگز جامعهای تمامشده نیست. کنشگر خلاق نه مطیع و نه قربانی ساختارهای چلاق نیست، بلکه در شکافهای آن، در لحظات سست شدن آن، و در فرصتهای پنهان آن، امکان تازه خلق میکند.
☑️⭕️تجویز راهبردی
باید برای اصلاحات ساختاری تلاش کرد اما از خلاقیت های انسانی، ابتکارات میدانی و نتوکراسی (شکل گیری شبکه هایی موقت و موضوع محور از خبرگان و نخبگان غیردولتی برای حل یک مساله عمومی در تعامل با حکومت) نباید غافل بود.
ایران، اگر هنوز انسانهای خلاق، مسئول و امیدوار دارد، هنوز امکان توسعه دارد. با وجود ساختارهای چلاق به خاطر کنشگران خلاق به آینده ایران امیدوارم.
@Dr_lashkarbolouki
مجتبی لشکربلوکی
مدتی برای طرح ایران ۲۰۳۵ (طرحی مردم نهاد و غیردولتی برای آینده ایران) روی موقعیت ایران در شاخصهای بینالمللی کار کردم. با همه محدودیتی که شاخصهای بین المللی دارند اما تصویری -هر چند نه جامع و نه دقیق و نه کاملا منصفانه- از وضعیت ایران ارایه میدهند. در این گزارشها ما بلا استثناء در شاخصهایی که ساختارهای حکمرانی را نشان می دهد پایین تر از متوسط جهانیم و در برخی شان نه تنها از میانگین جهانی پایین تریم که وضعیت مان در طول زمان بدتر هم شده
شاخص ادراک فساد، رتبه ۱۵۳
شاخص حکمرانی خوب، رتبه ۱۲۵
شاخص حقوق مالکیت، رتبه ۱۱۳
شاخص آزادی اقتصادی، رتبه ۱۶۹
خب آیا این بدان معناست که کار ما تمام شده؟ و توسعه در ایران به بن بست رسیده؟ به نظر من جواب نه است!
چه چیزی من را امیدوار نگاه می دارد؟ در روزگاری که همه ما با دیدن کژنهادها (نهادهای کژکارکرد)، پوسیدگی نظام کشورداری و فرسودگی سازوکارهای حکمرانی، دچار نوعی «خستگی تاریخی» شدهایم، جرات میخواهد که میان «بنبست ساختاری» و «فقدان امکان» تفاوت گذاشت. ساختارها در بسیاری از حوزهها ناکارآمد، ناسازگار و قفلکنندهاند؛ اما این به معنای فقدان امکان توسعه نیست. این موضوع را بیشتر توضیح می دهم اول از منظر نظریات علمی و سپس تجربیات تاریخی.
در بخش عمدهای از تاریخ علوم اجتماعی، تمرکز بر جبرگرایی ساختاری بود؛ به طوری که ساختارهای کلان (نظیر طبقه، قانون، فرهنگ و دولت) بازیگران اصلی تحلیل محسوب میشدند و نقش عاملیتِ فردی به حاشیه میرفت. این تسلط تا ظهور نظریهپردازانی چون آنتونی گیدنز (استاد دانشگاه کمبریج) و مارگارت آرچر (استاد دانشگاه وارویک) ادامه داشت. این دو متفکر، با وجود اختلاف نظرهای عمیق در یک نکته مشترک بودند: انسان ها عروسک نیستند که فقط تابع ساختار و شرایط باشند، بلکه انسان ها می توانند با تصمیمها و کنشهایشان، ساختارها را حفظ کنند یا تغییر دهند.
☑️⭕️چهار مثال تاریخی را با هم مرور کنیم!
نمونه اول؛ بنگلادش؛ در دهه ۱۹۷۰، نظام بانکی رسمی این کشور، فقرا و زنان روستایی را اساساً به رسمیت نمیشناخت. در چنین وضعی، محمد یونس در سال ۱۹۷۶ با یک اقدام کوچک اما سرنوشتساز در روستای جبره، تنها ۲۷ دلار از پول شخصی خود را به ۴۲ زن فقیر قرض داد (تقریبا نفری نیم دلار)؛ اقدامی که بعدها به الگوی اعتبار خرد و سپس بانک گرامین با پوشش ۱۰ میلیون نفر و تسهیلات ۱.۴ میلیارد دلار شد. محمد یونس هم برنده جایزه نوبل صلح انجامید.
نمونه دوم: کنیا؛ در میانه دهه ۲۰۰۰، بخش بزرگی از جمعیت کنیا نمی توانستند حساب بانکی داشته باشند، هزینه انتقال پول بالا بود و حکومت ناتوان از حل مساله! در چنین فضایی، M-Pesa در سال ۲۰۰۷ راهاندازی شد، بدون آنکه منتظر اصلاح نظام بانکی توسط حکومت بماند، مبتنی بر فناوری امکان انتقال پول، پرداخت و پسانداز را برای میلیونها نفر فراهم کرد.
خب ممکن است بگویید همه این ها نمونه های خارجی اند. صبر کنید. دو نمونه آخر در مورد ایران است:
نمونه سوم ایران؛ در سرزمینی خشک و کمآب، آن هم در دورههایی که دولت مرکزی نه توان فنی کافی داشت و نه حضور مؤثر محلی، این جوامع محلی بودند که با دانش بومی، همکاری جمعی و قواعد عرفی، نظامی پیچیده برای حفر قنات، نگهداری و توزیع آب پدید آوردند.
نمونه چهارم ایران؛ جنبش مدارس جدید مردمی در دوره قاجار یک مثال بسیار درخشان است بهویژه کوششهای حسن رشدیه و شبکهای از خیرین، انجمنها و خانوادهها که با وجود ضعف ساختارهای رسمی، برای تأسیس و توسعه مدارس نوین پیشقدم شدند. این جامعه بود که با هزینه خود، با ریسک خود و با امید خود، بنیان بخشی از آموزش جدید را گذاشت.
شاید ایران درگیر نوعی قفلشدگی نهادی (Institutional Lock-in) است؛ یعنی نهادها بهگونهای شکل گرفتهاند که هم مسیر توسعه را مسدود می کند و هم تغییر خودشان دشوار شده. اما ایران به بن بست نرسیده، در لحظات این چنینی، این انسانهای خلاقاند که امیدی در برابر ساختارهای چلاق هستند. جامعهای که هنوز میاندیشد، میآفریند، سازگار میشود و راه میگشاید، هرگز جامعهای تمامشده نیست. کنشگر خلاق نه مطیع و نه قربانی ساختارهای چلاق نیست، بلکه در شکافهای آن، در لحظات سست شدن آن، و در فرصتهای پنهان آن، امکان تازه خلق میکند.
☑️⭕️تجویز راهبردی
باید برای اصلاحات ساختاری تلاش کرد اما از خلاقیت های انسانی، ابتکارات میدانی و نتوکراسی (شکل گیری شبکه هایی موقت و موضوع محور از خبرگان و نخبگان غیردولتی برای حل یک مساله عمومی در تعامل با حکومت) نباید غافل بود.
ایران، اگر هنوز انسانهای خلاق، مسئول و امیدوار دارد، هنوز امکان توسعه دارد. با وجود ساختارهای چلاق به خاطر کنشگران خلاق به آینده ایران امیدوارم.
@Dr_lashkarbolouki
❤9
Forwarded from هوش مصنوعی و دنیای دیجیتال
▪️یک کشاورز ۶۷ ساله در چین حدود یک سال برای مدیریت مزرعه اش از یک اپلیکیشن هوش مصنوعی مشاوره میگرفت. توصیه های قبلی هم ظاهرا آنقدر خوب بودند که کم کم اعتمادش به AI کامل شد.
▪️اما یک بار، AI برای مقابله با علف های هرز و آفات، ترکیبی از چند ماده شیمیایی را پیشنهاد داد. کشاورز هم بدون بررسی بیشتر، این ترکیب را روی کل زمینش استفاده کرد. فقط یک روز بعد، نه تنها علف های هرز، بلکه بوته های کنجد هم از بین رفتند!
+ مساحت زمین حدود ۱۰ هکتار گزارش شده و بخش بزرگی از محصول از بین رفته است. بررسی ها نشان داد یکی از مواد پیشنهادی برای کنترل علف های هرز پهن برگ بوده؛ در حالی که کنجد هم خودش یک گیاه پهن برگ است.
📲 دنیای دیجیتال برای مدیران
https://t.me/digiworld4modiran
هیچ وقت به شکل کامل و بدون تخصص به هوش مصنوعی اطمینان نکنید . بخصوص در مسائل مهم
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🙏5❤1😱1
رئیس سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی:
اگر خودروی کامل ژاپنی به جای خودروی مونتاژی چینی وارد میکردیم (در مصرف سوخت) ارزانتر درمیآمد!»
چه کسی و چرا تصمیم می گیرد که تصمیم های اشتباه بگیرد و هزینه ها را مردم پرداخت کنند؟
چقدر آلودگی ها ، چقدر مصرف اضافه سوخت ، چقدر بیماری ، چقدر عمر ، چقدر فرصت تباه شده با این تصمیم های اشتباه به ایران و مردمش تحمیل باید بشود تا سیستم حاکم متوجه شود جراحی و اصلاح را نباید از قیمت ها شروع کرد باید از ساختارها شروع کرد .
از ساختارهایی که می داند مردم چقدر نان می خورند اما میلیون ها تن آرد در آن گم می شود .
از ساختارهایی که میلیون دلار صرف کارت سوخت می شود اما یک لیتر از قاچاق سازمان یافته سوخت کم نمی شود.
آز ساختارهایی که میلیون دلار از پول مردم ، از عمر مردم صرف فیلتر شکن ها می شود اما هیچ کس نمی خواهد بداند و بگوید چرا و چه کسی مسئول آنست و
و متاسفانه ساختاری که این فساد و خرابی را همه جا با خود برده است . مثل یک ویروس آلوده که تکثیر شده است ...
شرایط امروز ما بیشتر از آنکه ناشی از تحریم های آمریکا و جنگ ها باشد ناشی از این فساد لعنتی است ... چه کسی تصمیم ها را می گیرد ؟ چه کسی پاسخ می دهد ؟ چه کسی هزینه اشتباهات را می دهد ؟
چه کسی باید دست تراستی ها و میلیاردها دلاری که از پول این مردم از دست رفت و می رود را کوتاه کند؟
👌4❤2
در شرایط خاصی هستیم ... چقدر انتظار من از مجلس متفاوت از کاری است که انجام می دهند ...
این مصوبه از نظر من عملا بر خلاف مصالح اساسی نظام است و طبق همین مصوبه برای تصویب کنندگان زندان دارد !!
واقعا یعنی مصداق این موارد همین اندازه کلی و سلیقه ای است ؟!؟
مجلس تصمیم گرفته است ایران را کره شمالی کند ؟!؟ هر ارتباط حتی علمی را امنیتی نگاه کردن فاجعه است .
مصوبه امنیتی امروز مجلس:
۱▪️ ۶ ماه تا ۲ سال زندان برای هرگونه همکاری علمی با دانشگاه ها، موسسات و سازمانهای خارجی که وزارت اطلاعات تایید نکند.
۲▪️ ۵ تا ۱۰ سال زندان برای برگزارکنندگان دورهها، کلاسها یا کارگاههای آموزشی حضوری یا مجازی که با فرهنگ ایرانی ناسازگارند؛ ۶ ماه تا ۲ سال زندان هم برای شرکت در این دورهها.
۳▪️ محرومیت مادام العمر برای تولید یا کارگردانی فیلم، مستند، تئاتر، موسیقی و کتابی که مروج فرهنگ ضد اسلامی باشد یا چهره سیاه از کشور نشان دهد.
۴▪️ ۳۰ سال زندان برای پیشنهادات سیاستی یا تقنینی یا اجرایی به نهادهای حاکمیتی و دولتی که برخلاف مصالح اساسی نظام است یا آرای مردم را به نفع گروه یا جریان خاصی جهتدهی کند.
۵▪️ ۶ ماه تا ۲ سال زندان برای مصاحبه، شرکت در گفتوگو یا هرگونه ارتباط با رسانههای آمریکایی یا رسانههایی که آمریکا آنها را تأمین مالی میکند.
(مصاحبه با رسانههای خارجی منوط به اطلاعرسانی به وزارت اطلاعات است.)
۶▪️ ۶ ماه تا ۲ سال زندان برای ارتباط با سفارتخانهها و نهادهای غیر ایرانی در داخل یا خارج، بدون اخذ مجوز کتبی از وزارت خارجه.
این مصوبه از نظر من عملا بر خلاف مصالح اساسی نظام است و طبق همین مصوبه برای تصویب کنندگان زندان دارد !!
واقعا یعنی مصداق این موارد همین اندازه کلی و سلیقه ای است ؟!؟
مجلس تصمیم گرفته است ایران را کره شمالی کند ؟!؟ هر ارتباط حتی علمی را امنیتی نگاه کردن فاجعه است .
مصوبه امنیتی امروز مجلس:
۱▪️ ۶ ماه تا ۲ سال زندان برای هرگونه همکاری علمی با دانشگاه ها، موسسات و سازمانهای خارجی که وزارت اطلاعات تایید نکند.
۲▪️ ۵ تا ۱۰ سال زندان برای برگزارکنندگان دورهها، کلاسها یا کارگاههای آموزشی حضوری یا مجازی که با فرهنگ ایرانی ناسازگارند؛ ۶ ماه تا ۲ سال زندان هم برای شرکت در این دورهها.
۳▪️ محرومیت مادام العمر برای تولید یا کارگردانی فیلم، مستند، تئاتر، موسیقی و کتابی که مروج فرهنگ ضد اسلامی باشد یا چهره سیاه از کشور نشان دهد.
۴▪️ ۳۰ سال زندان برای پیشنهادات سیاستی یا تقنینی یا اجرایی به نهادهای حاکمیتی و دولتی که برخلاف مصالح اساسی نظام است یا آرای مردم را به نفع گروه یا جریان خاصی جهتدهی کند.
۵▪️ ۶ ماه تا ۲ سال زندان برای مصاحبه، شرکت در گفتوگو یا هرگونه ارتباط با رسانههای آمریکایی یا رسانههایی که آمریکا آنها را تأمین مالی میکند.
(مصاحبه با رسانههای خارجی منوط به اطلاعرسانی به وزارت اطلاعات است.)
۶▪️ ۶ ماه تا ۲ سال زندان برای ارتباط با سفارتخانهها و نهادهای غیر ایرانی در داخل یا خارج، بدون اخذ مجوز کتبی از وزارت خارجه.
😱13😢4🕊2❤1
when.pdf
5.3 MB
پرفروشترین کتاب «دنیل پینک»: این اثر که جزو پرفروشترینهای «نیویورکتایمز» و «آمازون» است، به شما روشهای علمی و عملی برای بیشترین بهرهوری و موفقیت بیشتر آموزش میدهد.
⏳ زمان خود را مدیریت کنید: با ترفندهای ساده، زندگی پُرانرژی و موفقی بسازید.
🎁 چرا رایگان؟
با حمایت بانک ملت و همکاری ناشر و نویسنده، نسخه الکترونیکی این کتاب بهصورت رایگان و با مجوز رسمی در اختیار شما قرار گرفته است.
@modiriran مدیران ایران 🕊
⏳ زمان خود را مدیریت کنید: با ترفندهای ساده، زندگی پُرانرژی و موفقی بسازید.
🎁 چرا رایگان؟
با حمایت بانک ملت و همکاری ناشر و نویسنده، نسخه الکترونیکی این کتاب بهصورت رایگان و با مجوز رسمی در اختیار شما قرار گرفته است.
@modiriran مدیران ایران 🕊
👍6❤4
🎬 یک فیلم برای وقتی که فکر میکنید زندگی باید منطقی باشد...
A Serious Man
اگر یک روز احساس کنید هر کاری که میکنید، باز هم اتفاق بعدی از کنترل شما خارج است، چه میکنید؟
این دقیقاً جایی است که فیلم «A Serious Man» شروع میشود.
داستان مردی معمولی که تلاش میکند زندگی، خانواده، کار و آیندهاش را سر و سامان بدهد، اما هرچه بیشتر دنبال پاسخ میگردد، با سؤالهای بزرگتری روبهرو میشود.
این فیلم فقط یک کمدی سیاه نیست.
درباره کنترل است.
درباره ابهام است.
درباره ایمان و معناست.
و درباره این واقعیت که همیشه برای اتفاقات زندگی، پاسخ روشنی وجود ندارد.
🎯 اگر به فیلمهایی علاقه دارید که بعد از تمام شدنشان هنوز ذهنتان را درگیر میکنند، A Serious Man را از دست ندهید.
بهخصوص اگر مدیر هستید، احتمالاً بخشهایی از این فیلم برایتان آشنا خواهد بود.
🎥 A Serious Man | 2009
🎬 برادران کوئن
#معرفی_فیلم #مدیریت #زندگی #تفکر #مدیران_ایران
مدیران ایران | modiriran.ir
A Serious Man
اگر یک روز احساس کنید هر کاری که میکنید، باز هم اتفاق بعدی از کنترل شما خارج است، چه میکنید؟
این دقیقاً جایی است که فیلم «A Serious Man» شروع میشود.
داستان مردی معمولی که تلاش میکند زندگی، خانواده، کار و آیندهاش را سر و سامان بدهد، اما هرچه بیشتر دنبال پاسخ میگردد، با سؤالهای بزرگتری روبهرو میشود.
این فیلم فقط یک کمدی سیاه نیست.
درباره کنترل است.
درباره ابهام است.
درباره ایمان و معناست.
و درباره این واقعیت که همیشه برای اتفاقات زندگی، پاسخ روشنی وجود ندارد.
🎯 اگر به فیلمهایی علاقه دارید که بعد از تمام شدنشان هنوز ذهنتان را درگیر میکنند، A Serious Man را از دست ندهید.
بهخصوص اگر مدیر هستید، احتمالاً بخشهایی از این فیلم برایتان آشنا خواهد بود.
گاهی بزرگترین چالش زندگی این نیست که «چه کار کنیم؟»
بلکه این است که با چیزهایی که نمیتوانیم کنترل کنیم، چگونه زندگی کنیم.
🎥 A Serious Man | 2009
🎬 برادران کوئن
#معرفی_فیلم #مدیریت #زندگی #تفکر #مدیران_ایران
مدیران ایران | modiriran.ir
❤3
Forwarded from tech-afternoon (Amin Mesbahi)
♻️ فیدبک، راهحل بهبود و توسعه مداوم...
فیدبک، یک فرهنگه، که برای ایجادش باید تلاش کرد، ممارست داشت و رهاش نکرد. باید مستندش کرد، آموزشش دارد، به عنوان ارزش و روش نهادینهاش کرد و از روز آنبوردینگ روش تکیه کرد؛ تا بتونه در میان/بلند مدت میوه بده.
🥕🪓 فیدبک: فراتر از هویج و چماق
خیلی از ما فیدبک رو با «نقد کردن» یا «تشویق کردن» اشتباه میگیریم. فکر میکنیم ابزاریه که الزاما مدیر از موضوع بالا نسبت به کارمند استفاده میکنه تا بتونه با تشویق و تنبیه یا ملقمهای از هر دو وادارش کنه تا رفتار و کارآمدی دلخواهش رو دنبال کنه! (رویکرد هویج و چماق).
اما واقعیت چیز دیگهایه: فیدبک یک فرهنگه، نه یک سخنرانی یکطرفه. برای اینه که یک تیم یا سازمان یا حتی ارتباط انسانی، زنده بمونه و رشد کنه، بازخورد باید در تمام رگهای سازمان جریان داشته باشه؛ از مدیر به همکار، از همکار به مدیر، و از همکار به همکار. فیدبک سازنده، اکسیژنِ فضای کاری سالمه.
چرا فیدبکهای "حسی" کار نمیکنند؟
همه ما جملههایی مثل «کارت عالی بود» یا «باید بیشتر دقت کنی» را شنیدیم. اینها فیدبک نیستن؛ اینها نظرات گُنگ هستند! فیدبک مبهم نه تنها باعث بهبود یا اصلاح رفتارها نمیشه، بلکه میتونه باعث سوءتفاهم و گارد گرفتن طرف مقابل بشه. برای حل این مشکل، ما به مدلهای ساختاریافته نیاز داریم تا بتونیم قبل از ارائه بازخورد محتوا رو بریزیم توی یک قالب استاندارد، ببینیم آیا قالب رو پر میکنه؟ یا باید ازش کم و زیاد کنیم!
۱. مدل SBI: شفافیت به جای قضاوت
مدل SBI (مخفف Situation-Behavior-Impact) یکی از بهترین روشها برای حذف قضاوت شخصی و تمرکز روی واقعیتهاست.
- موقعیت (Situation): دقیقاً بگید این عمل کِی و کجا رخ داده. (عمل یا اتفاق میتونه مثبت یا منفی باشه)
- رفتار (Behavior): دقیقاً چه رفتاری دیدید؟ (بدون استفاده از صفاتی مثل تنبل، بیدقت، عالی، دقیق و...).
- اثر (Impact): آن رفتار چه تاثیری روی شما، تیم یا پروژه گذاشته.
❌ مثال غلط: «تو توی جلسات خیلی بینظمی.»
✅ مثال با SBI: «امروز صبح در جلسه بررسی اسپرینت (موقعیت)، وقتی وسط صحبت جعفر پریدی و صدات رو بالا بردی (رفتار)، باعث شد بقیه اعضای تیم ساکت بشن و دیگه ایدههاشون رو مطرح نکنن (اثر).»
۲. مدل EEC: چرخه یادگیری و اصلاح
مدل EEC (مخفف Example-Effect-Change/Continue) هم برای بازخورد اصلاحی (منفی) و هم برای بازخورد تقویتی (مثبت) خوبه.
- مثال (Example): یک مثال مشخص از رفتار رو بیان کنید.
- اثر (Effect): نتیجه رو شفاف بیان کنین.
- تغییر/ادامه (Change/Continue): اگر بازخورد منفیه، چه تغییری انتظار دارید؟ اگر مثبته، به ادامه دادنش تشویق کنید.
مثال برای ادامه (Continue): «گزارشی که دیروز فرستادی (مثال)، خیلی دادههای دقیقی داشت و باعث شد مشتری قانع بشه (اثر). لطفاً همین ساختار رو برای گزارشهای بعدی هم حفظ کن (ادامه).»
⚠️ خطر » سوگیریهای ناخودآگاه در کمین ما هستن! (Unconscious Biases)
یه فیدبک رو میشه ریخت توی قالب SBI یا EEC یا هر مدل دیگهای. ولی این کافیه؟ نه. باید حواسمون باشه که فیدبک دادن میتونه به سوگیریهای ناخودآکاه ما یا Unconscious Biases آلوده بشه و از مسیر سازنده بودن خارج! ۳ دشمن نامرئی فیدبک سازنده:
۱. سوگیری شباهت (Similarity Bias)
ما ناخودآگاه با کسانی که شبیه به ما فکر میکنن، لباس میپوشن یا پیشزمینه مشابهی دارن، راحتتریم. توی فیدبک، این باعث میشه با افراد «شبیه به خودمون» مهربونتر باشیم و خطاهاشون را نادیده بگیریم، در حالی که نسبت به بقیه سختگیرتریم. این سمِ تنوع و رشد تیمه.
۲. سوگیری تأییدی (Confirmation Bias)
اگر من باور داشته باشم که «فلانی کارمند بیدقتیه»، مغز من فقط لحظاتی رو ثبت میکنه که اون اشتباه کرده و تمام کارهای دقیقش رو نادیده میگیره تا باور قبلیام تأیید بشه! فیدبک بر اساس این سوگیری، فقط تکرار مکرراتِ ذهن فیدبکدهنده است؛ نه واقعیتِ عملکرد فیدبکگیرنده.
۳. سوگیریِ رویدادهای اخیر (Recency Bias)
این آفتِ ارزیابیهای پایان سال (Year-end reviews) است. ممکنه همکار شما ۱۰ ماه عالی کار کرده باشه، اما چون دو هفته پیش یک اشتباه کرده، تمام ارزیابی سالانهاش تحتالشعاع اون خطای اخیر قرار میگیره. یا برعکس؛ یک سال کمکاری کرده ولی با یک ماه تلاشِ دقیقه نودی، همهچیز پوشیده میشه!
❓ پادزهر سوگیری چیه؟ ساختار به جای احساس
یکی از دلایل پیدایش مدلهایی مثل SBI یا EEC همینه، که جلو سوگیریها گرفته بشه. باید با داده صحبت کنیم، پس باید دادهها رو ثبت کنیم و مغزمون رو مجبور کنیم از قضاوت حسی فاصله بگیره و به فکتها نگاه کنه.
💬 میشه ساعتها در مورد شیوههای بیان فیدبک، اشتباهات رایج، عکسالعمل در قبال سوءبرداشتها و شرایط پیچیدهی تقابلی صحبت کرد. خوشحال میشم تجربیات و نظراتتون رو بشنوم 😊
فیدبک، یک فرهنگه، که برای ایجادش باید تلاش کرد، ممارست داشت و رهاش نکرد. باید مستندش کرد، آموزشش دارد، به عنوان ارزش و روش نهادینهاش کرد و از روز آنبوردینگ روش تکیه کرد؛ تا بتونه در میان/بلند مدت میوه بده.
🥕
خیلی از ما فیدبک رو با «نقد کردن» یا «تشویق کردن» اشتباه میگیریم. فکر میکنیم ابزاریه که الزاما مدیر از موضوع بالا نسبت به کارمند استفاده میکنه تا بتونه با تشویق و تنبیه یا ملقمهای از هر دو وادارش کنه تا رفتار و کارآمدی دلخواهش رو دنبال کنه! (رویکرد هویج و چماق).
اما واقعیت چیز دیگهایه: فیدبک یک فرهنگه، نه یک سخنرانی یکطرفه. برای اینه که یک تیم یا سازمان یا حتی ارتباط انسانی، زنده بمونه و رشد کنه، بازخورد باید در تمام رگهای سازمان جریان داشته باشه؛ از مدیر به همکار، از همکار به مدیر، و از همکار به همکار. فیدبک سازنده، اکسیژنِ فضای کاری سالمه.
چرا فیدبکهای "حسی" کار نمیکنند؟
همه ما جملههایی مثل «کارت عالی بود» یا «باید بیشتر دقت کنی» را شنیدیم. اینها فیدبک نیستن؛ اینها نظرات گُنگ هستند! فیدبک مبهم نه تنها باعث بهبود یا اصلاح رفتارها نمیشه، بلکه میتونه باعث سوءتفاهم و گارد گرفتن طرف مقابل بشه. برای حل این مشکل، ما به مدلهای ساختاریافته نیاز داریم تا بتونیم قبل از ارائه بازخورد محتوا رو بریزیم توی یک قالب استاندارد، ببینیم آیا قالب رو پر میکنه؟ یا باید ازش کم و زیاد کنیم!
۱. مدل SBI: شفافیت به جای قضاوت
مدل SBI (مخفف Situation-Behavior-Impact) یکی از بهترین روشها برای حذف قضاوت شخصی و تمرکز روی واقعیتهاست.
- موقعیت (Situation): دقیقاً بگید این عمل کِی و کجا رخ داده. (عمل یا اتفاق میتونه مثبت یا منفی باشه)
- رفتار (Behavior): دقیقاً چه رفتاری دیدید؟ (بدون استفاده از صفاتی مثل تنبل، بیدقت، عالی، دقیق و...).
- اثر (Impact): آن رفتار چه تاثیری روی شما، تیم یا پروژه گذاشته.
۲. مدل EEC: چرخه یادگیری و اصلاح
مدل EEC (مخفف Example-Effect-Change/Continue) هم برای بازخورد اصلاحی (منفی) و هم برای بازخورد تقویتی (مثبت) خوبه.
- مثال (Example): یک مثال مشخص از رفتار رو بیان کنید.
- اثر (Effect): نتیجه رو شفاف بیان کنین.
- تغییر/ادامه (Change/Continue): اگر بازخورد منفیه، چه تغییری انتظار دارید؟ اگر مثبته، به ادامه دادنش تشویق کنید.
مثال برای ادامه (Continue): «گزارشی که دیروز فرستادی (مثال)، خیلی دادههای دقیقی داشت و باعث شد مشتری قانع بشه (اثر). لطفاً همین ساختار رو برای گزارشهای بعدی هم حفظ کن (ادامه).»
یه فیدبک رو میشه ریخت توی قالب SBI یا EEC یا هر مدل دیگهای. ولی این کافیه؟ نه. باید حواسمون باشه که فیدبک دادن میتونه به سوگیریهای ناخودآکاه ما یا Unconscious Biases آلوده بشه و از مسیر سازنده بودن خارج! ۳ دشمن نامرئی فیدبک سازنده:
۱. سوگیری شباهت (Similarity Bias)
ما ناخودآگاه با کسانی که شبیه به ما فکر میکنن، لباس میپوشن یا پیشزمینه مشابهی دارن، راحتتریم. توی فیدبک، این باعث میشه با افراد «شبیه به خودمون» مهربونتر باشیم و خطاهاشون را نادیده بگیریم، در حالی که نسبت به بقیه سختگیرتریم. این سمِ تنوع و رشد تیمه.
۲. سوگیری تأییدی (Confirmation Bias)
اگر من باور داشته باشم که «فلانی کارمند بیدقتیه»، مغز من فقط لحظاتی رو ثبت میکنه که اون اشتباه کرده و تمام کارهای دقیقش رو نادیده میگیره تا باور قبلیام تأیید بشه! فیدبک بر اساس این سوگیری، فقط تکرار مکرراتِ ذهن فیدبکدهنده است؛ نه واقعیتِ عملکرد فیدبکگیرنده.
۳. سوگیریِ رویدادهای اخیر (Recency Bias)
این آفتِ ارزیابیهای پایان سال (Year-end reviews) است. ممکنه همکار شما ۱۰ ماه عالی کار کرده باشه، اما چون دو هفته پیش یک اشتباه کرده، تمام ارزیابی سالانهاش تحتالشعاع اون خطای اخیر قرار میگیره. یا برعکس؛ یک سال کمکاری کرده ولی با یک ماه تلاشِ دقیقه نودی، همهچیز پوشیده میشه!
یکی از دلایل پیدایش مدلهایی مثل SBI یا EEC همینه، که جلو سوگیریها گرفته بشه. باید با داده صحبت کنیم، پس باید دادهها رو ثبت کنیم و مغزمون رو مجبور کنیم از قضاوت حسی فاصله بگیره و به فکتها نگاه کنه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2