در آغاز قرن بیستویکم، اریک هابزبام میتوانست ادعا کند که مشهورترین و پرمخاطبترین مورخ دنیا است. کتابهای او در زمرهی آثار پرفروش بود و میلیونها خواننده داشت. خبر درگذشتِ او در سال ۲۰۱۲، از هند تا برزیل به تیتر اول روزنامهها بدل شد. این مارکسیستِ سرسخت، در سالهای پایانیِ عمر خویش غرق در عناوین افتخاری و جوایز گوناگون بود: از عضویت در فرهنگستان بریتانیا و عضویتِ افتخاریِ دانشکدهای در کیمبریج تا دریافت عالیترین نشانِ افتخار بریتانیا و کشورهای مشترکالمنافع ــ «همرهان شوکت» ــ که طی مراسمی در کاخ باکینگهام به او اعطا شد. هنگامی که هابزبام بر چهارپایهای زانو زد تا ملکه روبانِ مدال را بر گردنش بیاویزد، تکه گچ کوچکی از سقف به زمین افتاد، گویی سقف نیز به این کار معترض بود. پذیرش این نشانِ افتخار یکی از رفقای پیشین او را چنان برآشفته کرد که گفت: «دیگر باید نام اریک را از فهرستِ دوستان حذف کرد.»
aasoo.org/fa/articles/5434
@NashrAasoo 💭
aasoo.org/fa/articles/5434
@NashrAasoo 💭
❤19👍7👏2
«در شهریور ماه امسال بیستمین سالگرد تأسیس کمپین «یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیضآمیز» را پشت سر گذاشتیم و در آستانهی چهارمین سالگرد خیزش «ژن ژیان ئازادی / زن زندگی آزادی» یا خیزش «ژینا» قرار داریم. این دو تحول مهم تاریخی با ۱۶ سال فاصله چه پیوندی با هم دارند؟»
aasoo.org/index.php/fa/articles/5438
@NashrAasoo 🔻
aasoo.org/index.php/fa/articles/5438
@NashrAasoo 🔻
❤21👎2
از جنبش یک میلیون امضا تا خیزش ژن ژیان ئازادی
کاوه کرمانشاهی
✍ کمپین یکمیلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیضآمیز» نتوانست یک میلیون امضا جمع کند و قوانین مورد اعتراضش نیز عمدتاً پابرجا ماندند. خیزش ژینا هم به براندازی جمهوری اسلامی نینجامید. اگر این نتایج تنها معیار ارزیابی دو حرکت باشند، ممکن است تصویری از ناکامی آنها به دست دهند؛ اما چنین تصویری بخش مهمی از اثرگذاری جنبشها را نادیده میگیرد. جنبشها فقط در لحظهی وقوع و بر اساس دوگانهی پیروزی و شکست معنا پیدا نمیکنند؛ اثر آنها در زبان، روابط، حافظه و امکانهایی که برای کنشهای بعدی میسازند نیز باقی میماند. بازخوانی این دو تجربه در پیوند با هم، بیست سال پس از تأسیس کمپین و در چهارمین سالگرد خیزش ژینا، صرفاً مرور دو رویداد تاریخی نیست؛ بلکه نشانهای از ماندگاری زبان و خواستهایشان در جامعه است. جنبشها سرکوب میشوند، شبکههایشان از هم میپاشد و نامهایشان تغییر میکند؛ اما ببسیاری مفاهیم، واژهها، رابطهها و آرزوها باقی میمانند و در بزنگاهی دیگر، از جایی که انتظار نمیرود، دوباره به میدان میآیند.
✍ در خیزش ژینا، گفتمان ضدتبعیض و برابریخواهی که ریشه در تاریخ طولانی مبارزات زنان ایران داشت، با زبانی تازه و در مقیاسی بسیار گستردهتر و رادیکالتر در خیابان بازتاب یافت. کمپین یک میلیون امضا یکی از حلقههای مهم این تداوم تاریخی بود و فعالان آن سالها پیش، از طریق کارگاههای آموزشی، دفترچههای حقوقی و گفتوگوهای مستقیم، برای گسترش این گفتمان در جامعه کوشیده بودند. قرارگرفتن تبعیض ساختاری علیه زنان و حق اختیار بر بدن در مرکز خیزشی سراسری علیه جمهوری اسلامی، حضور پررنگ مردان در کنار زنان و گسترش شعار «ژن ژیان ئازادی»، که نخست از کردستان برخاست و سپس ترجمه فارسی آن، «زن زندگی آزادی»، در سراسر ایران تکرار و به شعار محوری این خیزش بدل شد، نشانه تغییراتی بود که در خلأ پدید نیامده بودند.بااینحال، خیزش ژینا را نمیتوان نتیجهی مستقیم کمپین دانست. خیزش ژینا، افزون بر جنبش زنان، از انباشت تجربهی جنبشهای دانشجویی، کارگری، دادخواهی و اتنیکی/ملی و نیز اعتراضات سالهای ۱۳۸۸، ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و دیگر اعتراضات منطقهای و سراسری نیرو گرفت. میان این دو، شانزده سال سرکوب، مقاومت روزمره، کارزارهای متعدد، اعتراضات خیابانی و دگرگونیهای اجتماعی، نسلی و رسانهای فاصله بود. ازاینرو، این مقاله در بررسی نسبت میان کمپین و خیزش ژینا نه در پی اثبات تباری خطی، بلکه در پی یافتن رد پیوندهای گفتمانی، شبکهای و حافظهای میان جنبشی است که تغییر قوانین تبعیضآمیز را از راه آگاهیبخشی و بسیج اجتماعی دنبال میکرد و خیزشی که با خصلتی انقلابی کلیت نظم سیاسی و اجتماعی را به چالش کشید.
✍ کمپین، جنبشی مطالبهمحور بود که هدف اعلامشدهاش تغییر قوانین در چارچوب نظام حقوقی موجود بود، هرچند خود را به پیگیری تغییر از بالا محدود نکرد و تغییر از پایین را از طریق ارتباط مستقیم با مردم، آگاهیرسانی و گفتمانسازی در دستور کار قرار داد. در مقابل، خیزش ژینا اعتراضی گسترده و خیابانی بود که به مخالفت با حجاب اجباری محدود نماند و کلیت جمهوری اسلامی را نشانه گرفت. تفاوت در شکل و راهبرد، سخنگفتن از پیوندی مستقیم و خطی میان آنها را دشوار میکند، بیآنکه ضرورت بررسی تداومهای تاریخی و گفتمانیشان را از میان ببرد. این تفاوت اما به معنای بیارتباطی دو حرکت نیست. گفتمان ضدتبعیض و برابریخواهی ممکن است زمانی در دادخواستی برای اصلاح قانون، زمانی در کارگاه آموزشی و گفتوگویی چهرهبهچهره و زمانی دیگر در اعتراض خیابانی و بهچالشکشیدن کلیت نظم حاکم بازتاب یابد. آنچه تداوم پیدا میکند الزاماً نام یک سازمان، ساختار تشکیلاتی یا مجموعهای ثابت از کنشگران نیست؛ گاهی زبان اعتراض، حافظهی جمعی، شبکههای انسانی و پرسشهایی است که پیشتر وارد جامعه شدهاند.
@NashrAasoo 💭
کاوه کرمانشاهی
✍ کمپین یکمیلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیضآمیز» نتوانست یک میلیون امضا جمع کند و قوانین مورد اعتراضش نیز عمدتاً پابرجا ماندند. خیزش ژینا هم به براندازی جمهوری اسلامی نینجامید. اگر این نتایج تنها معیار ارزیابی دو حرکت باشند، ممکن است تصویری از ناکامی آنها به دست دهند؛ اما چنین تصویری بخش مهمی از اثرگذاری جنبشها را نادیده میگیرد. جنبشها فقط در لحظهی وقوع و بر اساس دوگانهی پیروزی و شکست معنا پیدا نمیکنند؛ اثر آنها در زبان، روابط، حافظه و امکانهایی که برای کنشهای بعدی میسازند نیز باقی میماند. بازخوانی این دو تجربه در پیوند با هم، بیست سال پس از تأسیس کمپین و در چهارمین سالگرد خیزش ژینا، صرفاً مرور دو رویداد تاریخی نیست؛ بلکه نشانهای از ماندگاری زبان و خواستهایشان در جامعه است. جنبشها سرکوب میشوند، شبکههایشان از هم میپاشد و نامهایشان تغییر میکند؛ اما ببسیاری مفاهیم، واژهها، رابطهها و آرزوها باقی میمانند و در بزنگاهی دیگر، از جایی که انتظار نمیرود، دوباره به میدان میآیند.
✍ در خیزش ژینا، گفتمان ضدتبعیض و برابریخواهی که ریشه در تاریخ طولانی مبارزات زنان ایران داشت، با زبانی تازه و در مقیاسی بسیار گستردهتر و رادیکالتر در خیابان بازتاب یافت. کمپین یک میلیون امضا یکی از حلقههای مهم این تداوم تاریخی بود و فعالان آن سالها پیش، از طریق کارگاههای آموزشی، دفترچههای حقوقی و گفتوگوهای مستقیم، برای گسترش این گفتمان در جامعه کوشیده بودند. قرارگرفتن تبعیض ساختاری علیه زنان و حق اختیار بر بدن در مرکز خیزشی سراسری علیه جمهوری اسلامی، حضور پررنگ مردان در کنار زنان و گسترش شعار «ژن ژیان ئازادی»، که نخست از کردستان برخاست و سپس ترجمه فارسی آن، «زن زندگی آزادی»، در سراسر ایران تکرار و به شعار محوری این خیزش بدل شد، نشانه تغییراتی بود که در خلأ پدید نیامده بودند.بااینحال، خیزش ژینا را نمیتوان نتیجهی مستقیم کمپین دانست. خیزش ژینا، افزون بر جنبش زنان، از انباشت تجربهی جنبشهای دانشجویی، کارگری، دادخواهی و اتنیکی/ملی و نیز اعتراضات سالهای ۱۳۸۸، ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و دیگر اعتراضات منطقهای و سراسری نیرو گرفت. میان این دو، شانزده سال سرکوب، مقاومت روزمره، کارزارهای متعدد، اعتراضات خیابانی و دگرگونیهای اجتماعی، نسلی و رسانهای فاصله بود. ازاینرو، این مقاله در بررسی نسبت میان کمپین و خیزش ژینا نه در پی اثبات تباری خطی، بلکه در پی یافتن رد پیوندهای گفتمانی، شبکهای و حافظهای میان جنبشی است که تغییر قوانین تبعیضآمیز را از راه آگاهیبخشی و بسیج اجتماعی دنبال میکرد و خیزشی که با خصلتی انقلابی کلیت نظم سیاسی و اجتماعی را به چالش کشید.
✍ کمپین، جنبشی مطالبهمحور بود که هدف اعلامشدهاش تغییر قوانین در چارچوب نظام حقوقی موجود بود، هرچند خود را به پیگیری تغییر از بالا محدود نکرد و تغییر از پایین را از طریق ارتباط مستقیم با مردم، آگاهیرسانی و گفتمانسازی در دستور کار قرار داد. در مقابل، خیزش ژینا اعتراضی گسترده و خیابانی بود که به مخالفت با حجاب اجباری محدود نماند و کلیت جمهوری اسلامی را نشانه گرفت. تفاوت در شکل و راهبرد، سخنگفتن از پیوندی مستقیم و خطی میان آنها را دشوار میکند، بیآنکه ضرورت بررسی تداومهای تاریخی و گفتمانیشان را از میان ببرد. این تفاوت اما به معنای بیارتباطی دو حرکت نیست. گفتمان ضدتبعیض و برابریخواهی ممکن است زمانی در دادخواستی برای اصلاح قانون، زمانی در کارگاه آموزشی و گفتوگویی چهرهبهچهره و زمانی دیگر در اعتراض خیابانی و بهچالشکشیدن کلیت نظم حاکم بازتاب یابد. آنچه تداوم پیدا میکند الزاماً نام یک سازمان، ساختار تشکیلاتی یا مجموعهای ثابت از کنشگران نیست؛ گاهی زبان اعتراض، حافظهی جمعی، شبکههای انسانی و پرسشهایی است که پیشتر وارد جامعه شدهاند.
@NashrAasoo 💭
Telegraph
از جنبش یک میلیون امضا تا خیزش ژن ژیان ئازادی
در شهریور ماه امسال بیستمین سالگرد تأسیس کمپین «یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیضآمیز» را پشت سر گذاشتیم و در آستانهی چهارمین سالگرد خیزش «ژن ژیان ئازادی / زن زندگی آزادی» یا خیزش «ژینا» قرار داریم. ۵ شهریور ۱۳۸۵، کمپین با هدف تغییر قوانین تبعیضآمیز…
❤16👍6👎2
از جنبش یک میلیون امضا تا خیزش ژن ژیان ئازادی
کاوه کرمانشاهی
در فاصلهی میان کمپین و خیزش ژینا، درک جامعه از ستمهای جنسیتی، طبقاتی، اتنیکی/ملی و جغرافیایی نیز در بستر جنبش زنان بهتدریج گسترش یافت؛ تقاطعهایی که در خیزش ژینا از سطح بحثهای نظری و درونجنبشی به میدان سیاست و اعتراض آمدند. این پیوند، دوگانهسازی رایج میان کمپین بهعنوان حرکتی «لیبرال» و خیزش ژینا بهعنوان حرکتی «رادیکال» را به پرسش میکشد. تفاوت در مطالبات، شیوههای کنش و میزان رادیکالیسم، افق مشترک ضدتبعیض و برابریخواهانهی آنها را از میان نمیبرد. ازاینرو، کمپین را میتوان یکی از رشتههای متعددی دانست که به بافت تاریخی خیزش ژینا پیوسته است، نه سرچشمهی یگانهی آن. بااینحال، نزدیکی این دو حرکت به معنای تضمینشدن یا بازگشتناپذیری دستاوردهایشان نیست.
@NashrAasoo 💭
کاوه کرمانشاهی
در فاصلهی میان کمپین و خیزش ژینا، درک جامعه از ستمهای جنسیتی، طبقاتی، اتنیکی/ملی و جغرافیایی نیز در بستر جنبش زنان بهتدریج گسترش یافت؛ تقاطعهایی که در خیزش ژینا از سطح بحثهای نظری و درونجنبشی به میدان سیاست و اعتراض آمدند. این پیوند، دوگانهسازی رایج میان کمپین بهعنوان حرکتی «لیبرال» و خیزش ژینا بهعنوان حرکتی «رادیکال» را به پرسش میکشد. تفاوت در مطالبات، شیوههای کنش و میزان رادیکالیسم، افق مشترک ضدتبعیض و برابریخواهانهی آنها را از میان نمیبرد. ازاینرو، کمپین را میتوان یکی از رشتههای متعددی دانست که به بافت تاریخی خیزش ژینا پیوسته است، نه سرچشمهی یگانهی آن. بااینحال، نزدیکی این دو حرکت به معنای تضمینشدن یا بازگشتناپذیری دستاوردهایشان نیست.
@NashrAasoo 💭
❤12👍7👎3