Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
زندگی و مرگ در ایران: نگاهی به آثار آنهماری شوارتزنباخ عکاس و روزنامهنگار سوئیسی
🎥 سوما نگهدارینیا
🔹 آنهماری شوارتزنباخ، روزنامهنگار، نویسنده و عکاس سوئیسی، در چهار سفر خود به ایران، از خلال عکس، گزارش و سفرنامه، تصویری چندلایه از ایران، زندگی روزمرهی مردم، مناظر و تغییرات اجتماعی آن ثبت کرده است. عکسهای او، که متأثر از زبان بصری عکاسی مدرن اروپاییاند، از بسیاری از کلیشههای رایج عکاسی غربی آن دوره فاصله میگیرند و تصویری انسانیتر و شخصیتر از ایران میسازند.
🔹 تجربهی سفرهای او به ایران در دو کتاب با عنوان مرگ در ایران و درهی خوشبخت روایت شده است؛ آثاری که در آنها ایران تنها یک جغرافیا نیست، بلکه به موضوعی برای تأمل دربارهی تنهایی، زندگی، سیاست، عشق و مرگ از منظر آنهماری تبدیل میشود.
🔹 این گزارش روایتی است از ایرانِ آنهماری شوارتزنباخ؛ از عکسها و سفرنامههایش و از نگاه زنانه و یگانهی او به سرزمینی که بارها به آن بازگشت.»
@NashrAasoo 💭
🎥 سوما نگهدارینیا
🔹 آنهماری شوارتزنباخ، روزنامهنگار، نویسنده و عکاس سوئیسی، در چهار سفر خود به ایران، از خلال عکس، گزارش و سفرنامه، تصویری چندلایه از ایران، زندگی روزمرهی مردم، مناظر و تغییرات اجتماعی آن ثبت کرده است. عکسهای او، که متأثر از زبان بصری عکاسی مدرن اروپاییاند، از بسیاری از کلیشههای رایج عکاسی غربی آن دوره فاصله میگیرند و تصویری انسانیتر و شخصیتر از ایران میسازند.
🔹 تجربهی سفرهای او به ایران در دو کتاب با عنوان مرگ در ایران و درهی خوشبخت روایت شده است؛ آثاری که در آنها ایران تنها یک جغرافیا نیست، بلکه به موضوعی برای تأمل دربارهی تنهایی، زندگی، سیاست، عشق و مرگ از منظر آنهماری تبدیل میشود.
🔹 این گزارش روایتی است از ایرانِ آنهماری شوارتزنباخ؛ از عکسها و سفرنامههایش و از نگاه زنانه و یگانهی او به سرزمینی که بارها به آن بازگشت.»
@NashrAasoo 💭
❤18👍8
به ایران ۱۴۲۰ فکر کنید...
دوست دارید چه تغییری را در ایران ببینید که خودتان هم بتوانید در ایجاد آن سهم داشته باشید؟
✍️ در کامنتهای تلگرام یا اینستاگرام آسو برای ما بنویسید...
@NashrAasoo 💭
دوست دارید چه تغییری را در ایران ببینید که خودتان هم بتوانید در ایجاد آن سهم داشته باشید؟
✍️ در کامنتهای تلگرام یا اینستاگرام آسو برای ما بنویسید...
@NashrAasoo 💭
❤15👍6👏1😢1
یک روزنامهی محافظهکار. صد سال انتشار بی وقفه. یک جایگاه استثنائی در بین مطبوعات ایران. چنین عمری برای روزنامه در شرایط ایران، که هر اتفاقی بیفتد، اول سراغ مطبوعات میروند، آرزومندانه است.
aasoo.org/fa/articles/5433
@NashrAasoo 💭
aasoo.org/fa/articles/5433
@NashrAasoo 💭
👍19❤9👎1
این که چرا چیزی را دوست داریم و این علاقه برای ما چه معنایی دارد، از کهنترین پرسشهای فلسفی است؛ در مقابل، پاسخهای متغیرِ ما به این پرسشها را میتوان بخشی از امروزیترین پاسخهای فرهنگی دانست. آیا مدرنیته، در نهایت، مقولهای زیباییشناختی است؟
aasoo.org/fa/articles/5395
@NashrAasoo 🔻
aasoo.org/fa/articles/5395
@NashrAasoo 🔻
❤9
به راستی، سلیقه چیست؟ هیچکس نمیتواند تعریفی قطعی از سلیقه ارائه کند.پرسش مهمتری که به ذهن میرسد این است که چرا، فارغ از تقلید فرهنگی، به برخی چیزها علاقهمندیم و به برخی دیگر نه. بیتردید، پرورش «تمایز» به معنای مورد نظر پییر بوردیو در این میان نقش دارد؛ همانطور که انگیزههای فردیِ دیگری مثل پول و میل جنسی هم تأثیرگذارند. اما آیا سلیقههایی هم وجود دارد که فارغ از معیارهای ذهنیِ ما واقعاً خوشایند باشد؟ گزینههای احتمالی عبارتاند از همان شکل حلزونیِ توصیفشده در تعادل طلایی ارسطو، یا نقشونگارهای اسلیمی در هنر اسلامی. من ممکن است فکر کنم که سلیقهی خوبی دارم و شما نیز ممکن است سلیقهی خود را بیعیب و نقص بدانید، اما شاید همهی ما صرفاً داریم به ریاضیات ــ یا به تعبیر امروزی، به الگوریتمها ــ واکنش نشان میدهیم.
@NashrAasoo 💭
@NashrAasoo 💭
❤16👍8
«محبوبه حسینزاده، دانشآموختهی رشتهی «حل منازعه و صلحسازی» در مرکز عدالت و صلحسازی دانشگاه منونایت شرقی آمریکا معتقد است گفتگو در شرایط کنونی تنها ابزار موجود برای ایجاد تغییر در ایران است، اما به شرط آنکه امنیت، اعتماد و سازوکارهای روشن برای شنیدن صداهای متفاوت و ترمیم آسیبها فراهم شود. او که تجربهی بیش از دو دهه روزنامهنگاری و کنشگری در حوزهی حقوق زنان را دارد میگوید عبور از دوقطبیها و ساختن ائتلافهای پایدار، نه از گردهماییهای بزرگ، بلکه از حلقههای کوچک، امن و مستمر آغاز میشود و نخستین قاعدهی اخلاقی برای ساختن آیندهای متفاوت در ایران باید «آسیب نزدن» باشد.»
aasoo.org/fa/articles/5435
@NashrAasoo 🔻
aasoo.org/fa/articles/5435
@NashrAasoo 🔻
❤10👍9👎5
«به هم آسیب نزنیم»؛ قاعدهای برای گفتوگو دربارهی آیندهی ایران
محبوبه حسینزاده در گفتگو با مریم فومنی
✍ یکی از تروماهایی که جامعهها یا حتی گروههای کوچکتر دارند، ترومای ساختاری جمعی است. این زمانی اتفاق میافتد که یک گروه یا بخشی از جامعه، به خاطر هویتی که دارد، بهصورت سیستماتیک از سوی حکومت از بخشی یا تمام حقوقش محروم میشود. این هویت میتواند هویت جنسیتی یا گرایش جنسی، تعلق به گروههای مذهبی اقلیت یا تعلق به گروههای اتنیکی باشد. برای اینکه معمولاً علیه این گروهها تبعیضهایی اعمال میشود که آنها نمیتوانند به فرصتهای برابر دسترسی داشته باشند و مطابق شأن و کرامت انسانی زندگی کنند.
این چیزی است که در کشور ما اتفاق میافتد. این محرومسازی و رویههای ناعادلانه، روی افراد اثر میگذارد. هر وقت افراد در طلب عدالت و برای دسترسی به حقوحقوقشان اعتراض میکنند، به شیوههای مختلف سرکوب میشوند. این سرکوب مستمر رفتار جامعه را تغییر میدهد. یعنی در جامعههایی که تحت این تروماهای ساختاری قرار دارند، افراد نمیتوانند با هم کار گروهی انجام بدهند و قدرت همدلی خود را با دیگران از دست میدهند. در نتیجه، شروع میکنند به ساختن روایتی از خیر و شر، و این روایت مدام گستردهتر میشود و به خیر مطلق و شر مطلق میرسد.
✍ فرض کنید بحث میان گروههایی است که موافق جنگاند و گروههایی که مخالف جنگاند. برخی گروههایی که موافق جنگاند، ممکن است به این دلیل چنین موضعی داشته باشند که فکر میکنند تنها راه تغییر حکومت جمهوری اسلامی جنگ است. برخی گروههایی که مخالف جنگاند، هم ممکن است به این دلیل مخالفت میکنند که باور دارند گروهی که در جنگ بیش از همه متضرر میشود و آسیب بیشتری میبیند، باز هم مردم عادیاند. اینجا چطور میشود میان افرادی که همچنان معتقدند جنگ باید ادامه پیدا کند و «کار یکسره شود»، و افرادی که فکر میکنند اساساً نباید جنگی صورت بگیرد، گفتگو ایجاد کرد؟ من فکر میکنم به جای اینکه دوباره شروع کنیم به مقصر دانستن یکدیگر، یا تعداد کشتهشدگان در سرکوبهای خونین جمهوری اسلامی را با تعداد کشتهشدگان در بمبارانهای جنگ با هم مقایسه کنیم، باید از این نقطه شروع کنیم که همهی ما داریم از یک رنج مشترک و یک آسیب مشترک حرف میزنیم. اختلاف ما اینجاست که ما نمیخواهیم با رویههایی که در پیش میگیریم، با نوع سازماندهی و مطالبهگریمان، آسیب بیشتری به کسانی وارد کنیم که همین حالا هم تحت آسیباند. من خودم را متعلق به گروهی میدانم که فکر میکند تغییر نباید از راه آسیب بیشتر اتفاق بیفتد. از همینجا میتوانیم بنشینیم و فکر کنیم: آیا بر سر اینکه نباید آسیب بیشتری ایجاد شود توافق داریم؟
✍ خیلی جاها این آسیب زدن ناخواسته اتفاق میافتد. آسیب نزدن فقط به معنای پرهیز از خشونت آشکار نیست. گاهی احساس میکنیم رویمان نمیشود چیزی را بگوییم، یا راحتتر است کسی را کنار بگذاریم، نادیدهاش بگیریم، حذفش کنیم. اما همهی اینها واقعاً به آدمها آسیب میزند. ما این را هم در فضای کنشگری میبینیم و هم در فضاهای خانوادگی و اجتماعی. اگر کسی نگاه متفاوتی داشته باشد، اگر صریحتر حرف بزند، یا حتی اگر حرف نزند و آنطور که ما انتظار داریم موضعگیری نکند، شروع میکنیم به حذف، تخریب یا نادیده گرفتنش. گاهی حتی خود او، هویتش، کارهایی که کرده و رنجی که در این مسیر متحمل شده، زیر سؤال میرود. اگر این قانون و قاعده را بگذاریم که هر کاری میکنیم در راستای آسیب نزدن باشد، یعنی به همدیگر آسیب نزنیم و به جامعهای که برایش آرزوهای بزرگ داریم آسیب نزنیم، فکر میکنم خیلی چیزها میان ما تغییر میکند. دستکم میتوانیم از زاویهای دیگر به هم نگاه کنیم؛ شاید از زاویهی نوعدوستی رادیکال، شفقت، همرنجی و همدردی.
@NashrAasoo 💭
محبوبه حسینزاده در گفتگو با مریم فومنی
✍ یکی از تروماهایی که جامعهها یا حتی گروههای کوچکتر دارند، ترومای ساختاری جمعی است. این زمانی اتفاق میافتد که یک گروه یا بخشی از جامعه، به خاطر هویتی که دارد، بهصورت سیستماتیک از سوی حکومت از بخشی یا تمام حقوقش محروم میشود. این هویت میتواند هویت جنسیتی یا گرایش جنسی، تعلق به گروههای مذهبی اقلیت یا تعلق به گروههای اتنیکی باشد. برای اینکه معمولاً علیه این گروهها تبعیضهایی اعمال میشود که آنها نمیتوانند به فرصتهای برابر دسترسی داشته باشند و مطابق شأن و کرامت انسانی زندگی کنند.
این چیزی است که در کشور ما اتفاق میافتد. این محرومسازی و رویههای ناعادلانه، روی افراد اثر میگذارد. هر وقت افراد در طلب عدالت و برای دسترسی به حقوحقوقشان اعتراض میکنند، به شیوههای مختلف سرکوب میشوند. این سرکوب مستمر رفتار جامعه را تغییر میدهد. یعنی در جامعههایی که تحت این تروماهای ساختاری قرار دارند، افراد نمیتوانند با هم کار گروهی انجام بدهند و قدرت همدلی خود را با دیگران از دست میدهند. در نتیجه، شروع میکنند به ساختن روایتی از خیر و شر، و این روایت مدام گستردهتر میشود و به خیر مطلق و شر مطلق میرسد.
✍ فرض کنید بحث میان گروههایی است که موافق جنگاند و گروههایی که مخالف جنگاند. برخی گروههایی که موافق جنگاند، ممکن است به این دلیل چنین موضعی داشته باشند که فکر میکنند تنها راه تغییر حکومت جمهوری اسلامی جنگ است. برخی گروههایی که مخالف جنگاند، هم ممکن است به این دلیل مخالفت میکنند که باور دارند گروهی که در جنگ بیش از همه متضرر میشود و آسیب بیشتری میبیند، باز هم مردم عادیاند. اینجا چطور میشود میان افرادی که همچنان معتقدند جنگ باید ادامه پیدا کند و «کار یکسره شود»، و افرادی که فکر میکنند اساساً نباید جنگی صورت بگیرد، گفتگو ایجاد کرد؟ من فکر میکنم به جای اینکه دوباره شروع کنیم به مقصر دانستن یکدیگر، یا تعداد کشتهشدگان در سرکوبهای خونین جمهوری اسلامی را با تعداد کشتهشدگان در بمبارانهای جنگ با هم مقایسه کنیم، باید از این نقطه شروع کنیم که همهی ما داریم از یک رنج مشترک و یک آسیب مشترک حرف میزنیم. اختلاف ما اینجاست که ما نمیخواهیم با رویههایی که در پیش میگیریم، با نوع سازماندهی و مطالبهگریمان، آسیب بیشتری به کسانی وارد کنیم که همین حالا هم تحت آسیباند. من خودم را متعلق به گروهی میدانم که فکر میکند تغییر نباید از راه آسیب بیشتر اتفاق بیفتد. از همینجا میتوانیم بنشینیم و فکر کنیم: آیا بر سر اینکه نباید آسیب بیشتری ایجاد شود توافق داریم؟
✍ خیلی جاها این آسیب زدن ناخواسته اتفاق میافتد. آسیب نزدن فقط به معنای پرهیز از خشونت آشکار نیست. گاهی احساس میکنیم رویمان نمیشود چیزی را بگوییم، یا راحتتر است کسی را کنار بگذاریم، نادیدهاش بگیریم، حذفش کنیم. اما همهی اینها واقعاً به آدمها آسیب میزند. ما این را هم در فضای کنشگری میبینیم و هم در فضاهای خانوادگی و اجتماعی. اگر کسی نگاه متفاوتی داشته باشد، اگر صریحتر حرف بزند، یا حتی اگر حرف نزند و آنطور که ما انتظار داریم موضعگیری نکند، شروع میکنیم به حذف، تخریب یا نادیده گرفتنش. گاهی حتی خود او، هویتش، کارهایی که کرده و رنجی که در این مسیر متحمل شده، زیر سؤال میرود. اگر این قانون و قاعده را بگذاریم که هر کاری میکنیم در راستای آسیب نزدن باشد، یعنی به همدیگر آسیب نزنیم و به جامعهای که برایش آرزوهای بزرگ داریم آسیب نزنیم، فکر میکنم خیلی چیزها میان ما تغییر میکند. دستکم میتوانیم از زاویهای دیگر به هم نگاه کنیم؛ شاید از زاویهی نوعدوستی رادیکال، شفقت، همرنجی و همدردی.
@NashrAasoo 💭
Telegraph
«به هم آسیب نزنیم»؛ قاعدهای برای گفتوگو دربارهی آیندهی ایران
محبوبه حسینزاده، دانشآموختهی رشتهی «حل منازعه و صلحسازی» در مرکز عدالت و صلحسازی دانشگاه منونایت شرقی آمریکا معتقد است گفتگو در شرایط کنونی تنها ابزار موجود برای ایجاد تغییر در ایران است، اما به شرط آنکه امنیت، اعتماد و سازوکارهای روشن برای شنیدن صداهای…
❤18👍10👎8