Aasoo - آسو
29.2K subscribers
5.18K photos
433 videos
162 files
6.56K links
@Nashraasoo
فرهنگ، اجتماع و نگاهی عمیق‌تر به مباحث امروز

تماس با ما:‌ 📩
editor@aasoo.org
🔻🔻🔻
آدرس سایت:
aasoo.org
اینستاگرام:
instagram.com/NashrAasoo
فیس‌بوک:
fb.com/NashrAasoo
توییتر:
twitter.com/NashrAasoo
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نسل زدی‌ها چه می‌خواهند؟

🔸 نسل زد (Z) که در ایران به متولدین سال‌های آخر دهه‌ی هفتاد و دهه‌ی هشتادی ها می‌گویند، نسلی‌ست که با اینترنت و شبکه‌های اجتماعی بزرگ شده‌، بیش از هر نسل دیگری با جهان خارج در ارتباط بوده و به نظر می‌رسد که خواسته‌هایی فراتر از محدودیت‌های یک ساختار استبدادی دارد.

البته نسل ‌زدی‌ها مثل هر نسل دیگری ارزش‌ها و نگرش‌های بسیار گوناگونی دارند و نمی‌توان تصویری یک‌دست از آنها داد. با این حال، برای شنیدن حرف‌های آن‌ها، در روزهای پیش از شروع جنگ با چند جوان نسل زد در تهران صحبت کردیم. از نوع زندگی‌شان، از تصویری که دیگران از این نسل دارند، از تفاوت سبک زندگیشان با زندگی نسل‌ پیشین، از آروزها و امیدهایی که به آینده ایران دارند پرسیدیم. این‌ قسمتی از پاسخ سارا ۲۳ ساله است.

@NashrAasoo 💭
❤18👍11👎2
مبتکر طرح برگزاریِ جام جهانی فوتبال چه کسی بود و چه آرمانی در سر داشت؟ آیا این رقابت‌ها از آغاز به سیاست آمیخته بود؟ این مسابقات چه نقشی در ترویج ناسیونالیسم و جهانی‌شدن داشته است؟ چرا این رقابت‌ها را می‌توان نوعی کارناوال دانست؟ جام جهانی به سبک بازیِ تیم‌های ملی تنوع بخشیده یا آن‌ها را شبیه به یکدیگر کرده است؟ آیا برگزاری این مسابقات به تقویت دموکراسی و بهبود اقتصاد در کشورهای میزبان انجامیده است؟

aasoo.org/fa/podcast/5396
@NashrAasoo 💭
❤11
Aasoo - آسو
مبتکر طرح برگزاریِ جام جهانی فوتبال چه کسی بود و چه آرمانی در سر داشت؟ آیا این رقابت‌ها از آغاز به سیاست آمیخته بود؟ این مسابقات چه نقشی در ترویج ناسیونالیسم و جهانی‌شدن داشته است؟ چرا این رقابت‌ها را می‌توان نوعی کارناوال دانست؟ جام جهانی به سبک بازیِ تیم‌های…
تب جام‌جهانی فوتبال
پادکست یک کتاب
در این قسمت از پادکست‌ «یک کتاب» در گفت‌‌وگو با عرفان ثابتی، پژوهشگر علوم اجتماعی، به معرفی کتاب تب جام جهانی فوتبال: سفری فوتبالی به ۹ جام جهانی، نوشته‌ی سایمون کوپر، می‌پردازیم.

▪️پادکست‌ها و نسخه‌ی شنیداری مقالات ما را در وب‌سایت آسو و همچنین در شبکه‌های اجتماعی و اپ‌های پادخوان با شناسه‌ی NashrAasoo بشنوید.

[Castbox] [Google] [Spotify] [Apple]
@NashrAasoo 🎧
❤12👍5
بسیاری از زنانی که گروه گروه در خیابان‌های هرات بازداشت شدند، برخلاف روال معمولِ بازداشت‌های طالبان، نه فعال سیاسی و مدنی بودند و نه کارکنان دولت قبلی، آنها زنانی بودند که مثل هر روز در حال زندگی روزمره‌ی خودشان بودند و در راه خرید و دکتر و رفتن به خانه‌ی خویشان و در مسیر محل کار، به بهانه‌ی «بی‌حجابی» بازداشت شده بودند. به گفته‌ی شهرزاد اکبر، بخشی از مردانی هم که در اعتراض به خیابان آمدند، مردان خانواده‌ی همین زنان بودند. «مردانی که می‌گفتند زنان ما حتی برای اعتراض هم بیرون نیامده‌ بودند و چرا باید بازداشت شوند. یعنی اینجا دیگر میزان ظلم بسیار واضح شد. طالبان هم نمی‌توانستند مثل همیشه قصه درست کنند که این زن‌ها غربی هستند و پروژه دارند و می‌خواهند پناهنده شوند. در واقع این بار خطر به مردم عادی هم خیلی نزدیک شد و یک قسمت از آگاهی از همین احساس خطر می‌آید.»

aasoo.org/index.php/fa/articles/5399
@NashrAasoo 🔻
👍24❤9😢9👎1
مبارزه‌ی زنان هرات برای آزادی
مریم فومنی

🔸 «در هرات زنان با احتیاطِ بیشتر از خانه بیرون می‌روند. یک فضای ترس و نگرانی حاکم شده است و برخی تلاش می‌کنند فعلاً تا حد ممکن بیرون نروند. یا اگر هم می‌روند با چادری‌هایی که تمام بدن و صورتشان را می‌پوشاند بیرون بروند.» این روایت شهرزاد اکبر، رئیس پیشین کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، از فضای حاکم بر هرات پس از بازداشت‌های اخیر زنان است.

🔸 شهرزاد اکبر در پاسخ به اینکه زنان افغان از «آزادی» چه می‌خواهند؟ می‌گوید: «خواست زنان افغانستان متنوع و متکثر است، اما من فکر می‌کنم وقتی که زنان شعار «آزادی» می‌دهند، فارغ از همه‌ی اختلاف‌نظرهایی که ممکن است با هم داشته باشند، منظورشان آزادی از سرکوب طالب است. آزادی از طالبانی که آنها را از مکتب محروم کرده، از دانشگاه و کار و سفر و مشارکت در سیاست محروم کرده است. زنان افغان در مورد اینکه بالا و پایین این آزادی چه است و کجاست، ممکن است اختلاف نظر بسیاری داشته باشند. ولی در این لحظه معنایش آزادی از دست طالبان است.»  

🔸«تلخ‌ترین پیام‌هایی که در این اواخر از زنان جوان می‌گرفتیم این بود که ما وقتی می‌خواهیم با همین لباس و مانتوی بلند، بیرون برویم، پدرهایمان می‌گویند بیرون نرو، اگر تو را گرفتند من کاری نخواهم کرد و خودت دانی و خودت. یعنی من ضمانتت نمی‌کنم. یا مادرانشان به آنها می‌گویند حالا چه می‌شود که چادر هم بپوشی که مشکلی درست نشود؟»

@NashrAasoo 💭
💔36😢13❤6👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نسل زدی‌ها چه می‌خواهند؟

🔸 نسل زد (Z) که در ایران به متولدین سال‌های آخر دهه‌ی هفتاد و دهه‌ی هشتادی ها می‌گویند، نسلی‌ست که با اینترنت و شبکه‌های اجتماعی بزرگ شده‌، بیش از هر نسل دیگری با جهان خارج در ارتباط  بوده و به نظر می‌رسد که خواسته‌هایی فراتر از محدودیت‌های یک ساختار استبدادی دارد. 

البته نسل ‌زدی‌ها مثل هر نسل دیگری ارزش‌ها و نگرش‌های بسیار گوناگونی دارند و نمی‌توان تصویری یک‌دست از آنها داد. با این حال، برای شنیدن حرف‌های آن‌ها، در روزهای پیش از شروع جنگ با چند جوان نسل زد در تهران صحبت کردیم. از نوع زندگی‌شان، از تصویری که دیگران از این نسل دارند، از تفاوت سبک زندگیشان با زندگی نسل‌ پیشین، از آروزها و امیدهایی که به آینده ایران دارند پرسیدیم. این‌ قسمتی از پاسخ آراد ۲۴ ساله است.

@NashrAasoo 💭
❤22👍4👏3
«مطمئنم اگر پسر به دنیا می‌آمدم این‌قدر سرکوب نمی‌شدم اما چه بسا خودم تبدیل به سرکوب‌گر می‌شدم؛ کما اینکه بعدها متوجه رفتارهای سرکوب‌گرانه‌ای که در مورد خواهر کوچک‌ترم اِعمال می‌کردم شدم و سعی کردم جلویش را بگیرم و از این چرخه بیرون بپَرم. من داشتم همان مسیری را می‌رفتم که بقیه به شکل طبیعی آن را می‌پیمودند؛ مردان به زنان زور می‌گفتند، زنان به بقیه‌ی زنانی که در موقعیت پایین‌دست‌تر از خودشان بودند، بزرگ‌ترها‌ به کوچک‌ترها، ثروتمندان به فقیران، حکومت به مردم، تهرانی به شهرستانی و الخ.»

aasoo.org/fa/articles/5403
@NashrAasoo 🔻
❤26👍11👎4
چرا به مسئله‌ی زنان حساس شدم؟
مَهزاد الیاسی

🔸 من متولد و بزرگ‌شده‌ی شهرکردم؛ از نسل همان دهه‌ی شصتی‌هایی که در کلاس‌های مدرسه روی نیمکت‌های سه‌نفره‎ می‌نشستیم و موقع امتحان یکی‌مان باید به قید قرعه می‌رفت پایین نیمکت که تقلب نشود. خانه‌مان آنقدر در حاشیه‌ی شهر بود که روزی چند بار گله‌های بزرگ گوسفند از کنارش رد می‌شد و اطرافش‌‌ تا چشم کار می‌کرد مزرعه و باغ بود.حجاب به معنای پوشاندن سر، در فامیل طبقه‌ی متوسطیِ ما، که حتی بعد از انقلاب هم تغییر رویه ندادند و همچنان شاه را «آن خدا بیامرز» خطاب می‌کردند، در محیط خصوصی خانه‌ها تقریباً وجود نداشت. دورهمی‌های خانوادگی همیشه مختلط بود و هیچ‌وقت زن و مرد از هم جدا نمی‌شدند. شوهرخاله‌ام که اهل سده اصفهان بود تعریف می‌کرد که وقتی برای اولین بار دیده که در فامیل ما، زن و مردِ نامحرم با هم دست و روبوسی می‌کنند، شاخ درآورده. عکس‌هایی از دهه‌ی چهل شمسی خانواده‌ی مادری‌ام موجود است که در قَهفَرُخ، منطقه‌ی مادری‌ام نزدیک شهرکرد که بعدها اسمش به فرخ‌شهر تغییر کرد، گرفته شده و مادرم و خاله‌ها در آن‌ها، دامن‌های مینی‌ژوپ مد روز پوشیده‌اند.

🔸 یکی از دلایلی که بعدها نسبت به مسائل جنسیتی حساس شدم این واقعیت بود که اصولا در محیطی بزرگ شدم که زنان قدرتمندی داشت. آن‌ها بدون این‌که لقب فمنیست به خود بدهند اداره‌ی تمام امور را در دست داشتند و تصمیم‌گیرنده‌ی اصلی بودند. بعد از مرگ مادرم که در دوازده سالگی من اتفاق افتاد، خانواده‌ی ما عملا از هم پاشید چون پدرم بدون مادرم، مثل یک پسربچه‌‌ی یتیم شده بود و هرگز نتوانست خانه و زندگی‌‌ را به‌‌درستی اداره کند. مطمئنم اگر اول پدرم از دنیا می‌رفت وضعیت ما تغییر چندانی نمی‌کرد. می‌دانم که این پرسونای «مادر مدیر» در بیشتر خانواده‌های ایرانی وجود دارد. به همین دلیل، هر بار از اینکه درون خانه‌ها، مادران همه‌کاره‌اند اما به محض عبور از محیط خصوصی خانه و ورود به فضای عمومی و عرصه‌ی سیاست، ناگهان زنان هیچ‌کاره می‌شوند تعجب می‌کنم. از من بپرسی اگر یکی از همین مادرانی که یک ایل و طایفه را با کم‌ترین امکانات روی دست می‌چرخانند، به شکل تصادفی در خیابان به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب کنی احتمالا در عمل بهتر از تمام مردان سیاست می‌توانند مملکت را اداره کنند.

🔸همه‌چیز آماده بود برای آنکه من به «فمنیست خوشی‌کُشی» تبدیل شوم که سارا احمد از آن حرف زده است؛ زنی که خیلی سریع سلسله مراتب قدرت را تشخیص می‌دهد و در برابر آن با صدای بلند شورش می‌کند. نادیده گرفته شدن و حذف شدن، موقعیت مشاهده‌گری را به من داده بود که همیشه بیرون از معادلات قدرت ایستاده بود اما می‌توانست آن را به وضوح ببیند و زیر سوال ببرد. به همین خاطر به مسئله‌ی زنان حساس شدم. زن بودن به عنوان یک موقعیت فرودستِ ساختاری، چیزی بود که به من تحمیل شده بود و شکل طبیعیِ بودنم نبود. شکل طبیعیِ بودن من، همان دختربچه‌ی آزاد و رهایی بود که در کوچه‌باغ‌های شهرکرد، در حال رکاب‌زدن سوار دوچرخه، احساس می‌کرد با ارزش‌ترین موجود جهان است. 

@NashrAasoo 💭
1❤70👍18👎7👏5
«یکی از ویژگی‌های برجسته‌ی نسل زد ایران، همزیستی امید و خستگی است. برخی از جوانان هنوز خود را بخشی از نیروی تغییر می‌دانند و از ساختن آینده‌ای بهتر سخن می‌گویند. اما در مقابل، گروهی دیگر احساس می‌کنند بیش از اندازه هزینه داده‌اند و اکنون تنها خواسته‌شان داشتن یک زندگی معمولی است. این دوگانه را می‌توان مهم‌ترین ویژگی نسل زد ایران دانست. نسلی که هم آرزوی تغییر دارد و هم از مبارزه فرسوده شده است. نسلی که بیش از آنکه به دنبال قهرمانان سیاسی باشد، خواهان فرصت، امنیت و حق انتخاب است.»

aasoo.org/index.php/fa/articles/5401
@NashrAasoo 🔻
❤14😢1
آرزوی اینکه نفس بکشیم و مزه‌ی دود و خاک را احساس نکنیم
گفت‌وگوی آسو با چند نفر از نسل زد

در روایت‌های رسمی، نسل زد ایران اغلب یا به عنوان نسلی شورشی و ساختارشکن تصویر می‌شود یا نسلی بی‌تفاوت و غرق در شبکه‌های اجتماعی. اگر نسل‌های پیشین ایران با انقلاب، جنگ یا اصلاحات سیاسی تعریف می‌شدند، نسل زد با اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و بحران‌های پی‌درپی اقتصادی و اجتماعی شناخته می‌شود. نسلی که بیش از هر زمان دیگری به جهان بیرون دسترسی داشته، اما همزمان با محدودیت‌های گسترده در داخل کشور مواجه بوده است.
گفت‌وگوی ما با گروهی از جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله‌ی ایرانی (در فاصله‌ی میان دو جنگ اخیر) نشان می‌دهد واقعیت بسیار پیچیده‌تر از این دوگانه‌هاست. نسل زدی‌ها نه یک جنبش سیاسی واحد هستند و نه مجموعه‌ای از افراد ناامید و منزوی؛ بلکه نسلی‌اند که در میان بحران‌های اقتصادی، محدودیت‌های اجتماعی و تحولات دیجیتال بزرگ شده و بیش از هر چیز خواهان آزادی انتخاب، امنیت اقتصادی و امکان ساختن آینده‌ای قابل پیش‌بینی است.

@NashrAasoo 💭
1❤19👍9😢2
«کتاب «درها را بگشایید»، خاطرات مهوش ثابت از زندان، با بحث بر سر پیکر یک مرد بهائی که تازه درگذشته، در اتاق قاضی‌ دادگاه انقلاب مشهد شروع می‌شود. او با کلماتش، صحنه به صحنه‌ی آنچه را تجربه کرده برای مخاطبش تصویرسازی می‌کند، نشان می‌دهد که چطور زندانبان‌ها تلاش می‌کردند تا با چشم‌بند، چادرهای کثیف و بدبو، سلول انفرادی، تحقیر و تهدید، او را به یک زندانی با یک پرونده و اتهام و شماره تقلیل دهند و او چطور در میان همه‌ی این‌ها، دلگرم از نشانه‌های کوچک زندگی بوده است.»

aasoo.org/index.php/fa/articles/5404
@NashrAasoo 🔻
❤20👍5😢4